دختران، آیینۀ تمام نمای لطافت و احساس
490 بازدید
تاریخ ارائه : 9/1/2013 8:11:00 AM
موضوع: علوم تربیتی

دختران، آيينۀ تمام نماي لطافت و احساس
[به مناسبت اول ذيقعده، روز ولادت حضرت معصومه(س) به عنوان «روز ملي دختران»]

نویسنده: مصطفی سلیمانی

** ديباچه:
درخشان ترين ستاره در ميان بانوان خاندان
پيامبر، هفتمين منظومۀ ولايت فاطمه، فرزند پاكيزۀ موسي بي جعفر است، بانويي كه در
پاكي و درست كاري او، سخنان زيادي گفته شده است؛ چه پس از شهادت پدر بزرگوار آن
حضرت، امام هشتم شيعيان امام رضا(ع) عهده دار امر تعليم و تربيت او را بر عهده
گرفت.
دختري كه در خاندان پيامبر، لقب كريمۀ اهل بيت را به خود اختصاص داد و
نگين شهر قم شد. كرامات حضرت معصومه(س) چنان است كه بر آن تأكيد بي شمار شده است؛
به ويژه كه امام رضا(ع) و امام جعفر صادق(ع)، زيارت كنندگان آن حضرت را وعدۀ بهشت
داده اند، از اين رو، مطابق مصوّبۀ شوراي عالي انقلاب فرهنگي، اول ذيعقده روز تولد
حضرت معصومه(س) به نام «روز ملي دختران » نامگذاري گرديده است كه حركتي نمادين براي
گوشزد كردن شخصيت حضرت معصومه(س) و ترويج ابعاد وجودي اين دختر اهل بيت(ع) در ميان
دختران مسلمان و در نهايت الگوسازي از شخصيت آن حضرت براي دختران اين مرز و بوم
است.
دختر در فرهنگ اسلامي از ويژگي ها و جايگاه خاصي بر خوردار است. در منابع
اسلامي با تعبيرات جالبي چون ريحانه(گل)، قوارير(بلور)،حسنات(نيكي ها) و بهترين
فرزندان از او ياد شده است.[دختران در آيينه اسلام، زينت كيانى، مجله كوثر، شمارۀ
59] پس بايد از نظر آگاهي و دانستني ها بسيار غني و لبريز از فهم و دانش باشد.
دختران ما در جامعه با مسائل و موضوعات فراواني روبرو هستند كه در اين نوشتار به
برخي از آنها اشاره مي كنيم.

** دختران در آيينۀ اسلام:
آموزه هاي مترقي اسلامي با
احياء و اصلاح جايگاه زن در جوامع مختلف بشري، پديد آوردنده تحوّلى مثبت و شگرف
درتبيين جايگاه دختران و تكريم شخصيت و حقوق آنان بوده و همواره مبيّن اوج تكريم و
تجلّى ارزشهاى والاى انسانى دختران مي باشد.[تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازى، ج26،
ص274]
دشمنان اسلام براي سست كردن بنيان خانواده در بين مسلمانان و معرفي كردن
دين اسلام به عنوان ديني كه بين مرد و زن تفاوت قائل است و زنان از ارزش كمتري
برخوردارند، و با سوء استفاده از قانون ارث و ديه، اقدام به طرح شبهاتي مي كنند كه
زن در جامعه اسلامي ارزش چنداني ندارد.
در كتاب هاي روايي اصيل شيعه، بخش هاي
جداگانه اي درباره دختران و جايگاه آنان آمده است. براي نمونه، در كتاب شريف كافي
«باب فضل البنات؛ درباره فضيلت دختران»[الكافي، ج6، ص5]، در وسائل الشيعه بابي به
نام «باب استحباب طلب البنات و اكرامهن؛ مستحب بودن طلب دختر از خداوند و تكريم
دختران»[وسائل الشيعه، ج21، ص362]، و «باب زيادة الرقة علي البنات و الشفقة عليهن
اكثر من الصبيان؛ دربارۀ دل سوزي و محبت بيشتر به دختران در مقايسه با ديگر
فرزندان»[وسائل الشيعه، ج21، ص 367]، و نيز رواياتي درباره نهي از بد دانستن نوزاد
دختر و نيز حرمت آرزوي مرگ دختران، وارد شده است كه نشان دهندۀ توجه والاي اسلام به
دختران است.
حقيقت اين است كه اگر دقت كنيم تنها دين و آييني كه كرامت و ارزش زن
را در جامعه حفظ مي كند و به آن احترام فراواني قائل است، اسلام است. اگرچه در نزد
خداوند متعال تفاوتي بين دختر و پسر نيست ولي با اين حال در روايات ائمه معصومين(ع)
داشتن دختر نه تنها كم ارزشي نيست بلكه وجود دختر سعادت و ارزش و خير معرفي شده
است:
1- رسول گرامي اسلام(ص) دربارۀ ارزش دختر داشتن فرموده اند: «خَيْرُ
اَوْلادِكُمْ اَلْبَناتُ»[بحارالانوار، ج۱۰۴، ص۹۱] بهترين فرزندان شما دختران
هستند.
2- امام صادق(ع) فرمود: «اَلْبَناتُ حَسَناتٌ وَ الْبَنُونَ نِعْمَهٌ،
وَ الْحَسَناتُ يُثابُ عَلَيْها وَ النِّعْمَهُ يُسْأَلُ عَنْها»[وسائل الشيعه،
ج۲۱، ص۳۶۵] دختران حسنات پروردگارند، و پسران نعمت حقّند، بر حسنات بهره مى دهند، و از نعمت بازپرسى مى كنند.
3- در حديثى نقل شده است كه به رسول گرامى اسلام(ص)
خبر دادند، خداوند به وى دخترى عطا كرده است؛ حضرت نگاهى به اصحابش كرد، و فرمود: «خداوند گُلى به من داده است كه آن را مى ‏بويم و روزى او با خداست»[ميزان الحكمه، ج14، ح22647]
4- رسول مكرم اسلام(ص) مي فرمايند: هركس كه برايش دختري به دنيا
آيد و او را اذيت نكند و حقيرش نشمارد و پسران خود را براو ترجيح ندهد، خداوند به
واستۀ آن دختر او را وارد بهشت مي كند.[ميزان الحكمه،ج14،ح22654]
واحاديث فراواني در شأن و مقام دختر در منابع روايي موجود است كه با يك مطالعۀ مختصر در اين منابع به ارزش شخصيت دختر در اسلام پي مي بريم.

** آماده سازي دختران براي دوران بلوغ:
همانگونه كه مي دانيم بين زن و مرد، تفاوت هاي جسمي و روحي بسياري وجود دارد. بر همين اساس هم شرايط زمان بلوغ هر دو متفاوت خواهد بود.[ر.ك: روانشناسي رشد، جمعي از مؤلفان، ج1، ص331]
به دليل اينكه دختران زودتر از پسران به سن تكليف مي رسند، آموزش هاي
بيشتري را مي طلبند. چراكه لازم است احكام عملي مخصوص به آنها را زودتر، قبل از رسيدن دوران بلوغ آموزش داد تا هنگام بوقوع پيوستن شرايط بلوغ، دچار نگراني و پريشاني و … نشوند.
1- شرايط خاص دختران:
تغييرات دوران بلوغ هم براي دختران و هم براي پسران اهميت دارد، اما مسائل دختران به خاطر شرايط خاص فرهنگي اهميت ويژه‌ اي پيدا مي‌ كند. مادر، به عنوان نزديك ‌ترين فرد از نظر عاطفي به فرزندش، مي ‌تواند گذر از اين دوران را براي او آسان ‌تر كند.دورۀ نوجواني از 11 تا 13 سالگي شروع مي‌شود و تا 18 سالگي ادامه دارد. اين دوره، دوران تعارض بين رفتار كودكانه و بزرگسالي است. اما چندسال قبل از ورود كودك به سن نوجواني، تغييرات اندكي در جسم و رفتارش آشكار مي ‌شود. اين تغييرات در دخترها شايع‌ تر است.
زندگي دخترانه، از هر نظر زندگي حساسي است و وقتي اين حساسيت‌ هاي طبيعي با ويژگي‌ هاي فرهنگي جامعه‌ اي مثل جامعه ما آميخته مي‌ شود، دوچندان خواهد شد. مسائل زنانه همواره در پرده‌ اي از شرم و حيا پيچيده شده‌ اند و اطلاع ‌رساني درخصوص آنها به شكل رسمي‌ وجود ندارد.
2- نقش مادر در آموزش:با اينكه دختران از سال‌ هاي انتهاي دبستان با تغييرات دوران بلوغ روبه رو مي ‌شوند، مدرسه ‌ها در اين زمينه به آنها آموزش نمي‌ دهند و اين وظيفه تنها بر دوش خانواده‌ ها باقي مي ‌ماند. در خانواده هم اين نقش از مادر طلب مي ‌شود؛ اينكه يك تنه فرزندش را از تغييراتي كه پيش رو دارد آگاه كند و بكوشد اتفاق بزرگ بلوغ، با كمترين هزينه و در نهايت آرامش پيش برود.
پسران نوجوان اين امكان را دارند كه به خاطر ارتباط‌ هاي گسترده‌ تر
اجتماعي و قرار داشتن در معرض دريافت اطلاعات، راحت‌ تر با مسالۀ بلوغ روبه ‌رو
شوند، ضمن اين‌كه مربيان و پدران هم براي انتقال اطلاعات به آنها راحت‌ تر عمل مي‌ كنند. همۀ اين عوامل باعث مي ‌شود نقش مادران براي همراهي در اين مرحلۀ مهم در زندگي دختران پررنگ ‌تر شود.
3- بلوغ دختران، زماني پُر از تنهايي:
نشانه ‌هاي بلوغ كه در دختران ايجاد مي ‌شود، احساس اضطراب هم همراه آن به وجود مي ‌آيد. در جوامع و خانواده‌ هايي كه آموزش جنسي كافي به نوجوانان ارائه نمي ‌شود، پيدا شدن اولين علائم ممكن است با تعبيراتي نادرست از جنسيت يا احساس بيماري، طرد شدگي و سردرگمي‌ در دختران همراه شود.
با ورود كودك به اين مرحله و بروز اين نوع رفتارها، رفتار مادرها هم بايد تغيير كند و پخته‌ تر و منطقي ‌تر شود. اين مسأله را مي‌ توان اين طور تعبير كرد كه با شروع مراحل بلوغ در دختران، مادران نيز وارد مرحلۀ تازه‌ اي مي‌ شوند كه بايد در آن بخش‌ هاي تازه ‌اي از وجود خود را كشف كنند.
در حالي كه بسياري از مادران به خاطر شرم و حيا و گاهي بي ‌اطلاعي، مسأله
بلوغ را در دخترانشان مسكوت مي ‌گذارند و آن را مشمول مرور زمان مي ‌كنند. به اين ترتيب دختران نوجوان يا بايد خودشان به تنهايي با اين مسأله مواجه شوند يا اطلاعات مورد نيازشان را از گروه‌ هاي همسال بگيرند كه بعضاً تبعات منفي به دنبال دارد.

** رابطه‌ اي هدفمند و در چارچوب:
1- توجه‌ هايي از جنس مخالف:
در دورۀ بلوغ به دخترتان توضيح دهيد كه ممكن است در اين سن، در اجتماع
كم‌ كم، توجه‌ هايي را از جنس مخالف دريافت كند اما اين توجه‌ ها لزوماً نشان‌
دهندۀ علاقه فرد مقابل به او نيست. پس بهتر است كه خيلي روي اين موارد حساب باز نكند. در عين حال اين توجه‌ ها گاهي به مزاحمت‌ هايي منجر مي‌ شوند كه هر دختري بايد راه‌ هاي مقابله با آن را فرا بگيرد. در درجۀ‌ اول راه‌ هاي پيشگيري از اين موارد را به او ياد دهيد. مواردي چون مشخص ساختن حد رابطه خود با پسرها از همان اولين برخورد. در مرحلۀ بعدي راه‌ هايي را معرفي كنيد كه اگر مزاحمتي برايش ايجاد شد چگونه از خودش دفاع كند و يا مزاحمت را به حداقل برساند و اين اطمينان را در او ايجاد كنيد كه اگر هر مشكلي برايش پيش آمد شما و مادرش پشتيبان او خواهيد بود.
اهميت اين نكته زماني مشخص مي‌ شود كه دخترها مشكلات كوچك را از ترس برخوردهاي خشن، از خانواده مخفي مي‌ كنند و خود اين پنهان‌ كاري، باعث سوء‌ استفاده از جانب ديگران و بروز مشكلات شديدتر مي‌ گردد. با توجه به پايين آمدن سن بلوغ رواني در طي سال‌ هاي اخير بهتر است اين مسايل را در شروع دورۀ راهنمايي با دخترتان در ميان بگذاريد يعني قبل از اينكه تجارب ناخوشايندي برايش روي داده باشد.
2- خطرات دوستي ‌هاي ناسالم:
با توجه به رشد دخترتان دربارۀ مسايل مربوط به دوستي بين دختر و پسر در
اين سن و مشكلات و خطرات دوستي ‌هاي ناسالم و به دور از اطلاع خانواده برايش توضيح دهيد اما توجه داشته باشيد كه نبايد ميل به جنس مخالف را آن‌قدر طبيعي جلوه دهيد كه دختر شما اگر هم تا به امروز توجه زيادي را صرف اين موضوع نمي‌كرده از فردا درگيري ذهني زيادي پيدا كند. در مورد عقيده خودتان و همسرتان با او، در اين رابطه صحبت كنيد. از عبارت‌هاي بايد و نبايد استفاده نكنيد چرا كه در اين مرحله هدف، آگاه كردن او از عقايد شماست. اين توضيحات باعث مي‌شود دخترتان متوجه شود كه شما در مورد او و تغييراتي كه برايش رخ داده، بي‌اطلاع نيستيد. اين بر اعتبار شما نزد دخترتان افزوده و به او اين امكان را مي‌دهد كه در زمان لازم با شما يا همسرتان صحبت كند.
3- آشنايي با واقعيت‌ هاي زندگي:
در سال‌ هاي پاياني دبيرستان و يا دوران دانشجويي
توضيح دهيد هدف از رابطه با جنس مخالف پيدا كردن همسري مناسب است و نه خوش ‌گذراني ‌هاي موقت. در اين دوره كم‌ كم با او وارد صحبت درباره ملاك‌ هاي انتخاب همسر شويد و نظر او را جويا شويد. بيشتر به حرف‌ هاي او گوش دهيد نه اينكه برايش سخنراني كنيد و مطمئن باشيد خود اين گوش كردن بهتر از هر روش ديگري او را به تفكر وادار كرده، نظرات او را اصلاح كرده و او را با واقعيت‌ هاي زندگي آشنا مي‌ سازد.
4- زماني براي تقويت رابطه:
هر چند وقت يك بار وقتي را براي دخترتان در نظر بگيريد. مثلاً يك ساعت در ماه و در اين زمان با او به صورت دو نفري به پارك برويد و در طي پياده‌ روي از حال و روزش خبردار شويد. البته توجه داشته باشيد كه افزايش اين زمان به شكلي
كنترل نشده خود مي ‌تواند شما را زماني كه او مي ‌خواهد ازدواج كند با مشكل روبه‌ رو سازد و به نوعي باعث عدم تمايل به ازدواج در او گردد. داشتن رابطۀ‌ عاطفي مناسب با شما باعث كاهش توجه زودرس دخترتان به جنس مخالف شده و مي ‌تواند اين ميل را تا زماني كه معقولانه ‌تر با موضوع برخورد كند، به تعويق بيندازد.

** تربيت دختران براي پذيرفتن نقش هاي آينده:
1- هدفمند كردن زندگي دختران:
دخترها معمولا از ده سالگي ديگر ميلي به اسباب بازي نشان نمي دهند. و اگر چه هنوز بازي را دوست دارند، تفاوت هاي خاصي بين بازي هاي دوران نوجواني و بازي هاي دوران كودكي قائل مي شوند كه نشان دهندۀ روي گرداني از دوران كودكي است. لذا نبايد بگذاريم بي هدفي، و بي برنامگي و يك عالمه اوقات فراغت خالي،
روح آنها را سردرگم و افسرده كند. اين دخترها همان هايي هستند كه مي توانند يك زندگي را اداره كنند پس نبايد آنها را از مسئوليت هاي مهم دور داشت و روح كودكي را در آنها نگهداشت و تداوم بخشيد. يكي از بزرگترين مشكلات نوجوانان امروز اين است كه به هزاران روش آنها را در كودكي نگاه مي دارند و همواره به بازي هاي مختلف مشغول مي دارند و جلوي رشدشان را مي گيرند.
مهم ترين هدف از تربيت دختران افزون بر خودسازي و پرورش باورهاي ديني، آشنا كردن آنان با فنون و شيوه هاي زندگي مانند شوهرداري، فرزند پروري، همسايه داري و معاشرت با مردم است. بدين معنا كه دختران در كنار فراگيري انديشه هاي ديني و آموختن رفتارهاي اسلامي، نقش آفريني در عرصه هاي گوناگون زندگي را بياموزند.
از آنجا كه دختران، همسران و مادران آينده خواهند بود، خداوند در فطرت آنها شرايط و روحيات لازم مادري و همسري را قرار داده است.
در پرورش و تربيت دختران بايد اين اصل مورد توجه قرار گيرد كه آنها را براي
چه نوع زندگي و داشتن چه تحليل و ديدگاهي از حيات آماده مي كنيم؟ آيا از آنها زناني مي سازيم كه فقط در صدد رفع نيازهاي مادي و جسمي خود هستند؟ و يا زناني كه كسب مكارم و محاسن اخلاقي و ارزش هاي معنوي را به عنوان هدف خويش دارند؟ در تربيت دختران، اصل بر آموزش مسايلي است كه در حال يا آينده بدان نيازمندند.
2- سپردن مسئوليت هاي مختلف زندگي:
يكي از راههاي هدفمند كردن زندگي دخترها در سنين بلوغ به بعد، سپردن مسئوليت هاي مختلف زندگي به عهدۀ ايشان است. قطعا دختري كه جانشين
مادر مي شود و به محض ورود مهمان خودش را مسئول پذيرايي مي داند، يا در غياب مادر نگران انجام درست كارهاي خانه است، از لحاظ عقلاني هم رشد بيشتري دارد نسبت به دختر نوجواني كه تمام هنرش برنده شدن در بازي هاي كامپيوتري است و ويتريني پر از عروسك هاي مختلف دارد.
بايد به نوجوانان مسئوليت هاي مهمي را واگذار كرد. دختري كه در نوجواني رها شود به اين اميد كه بعدها مهارت هاي لازم را خواهد آموخت، اگر چه اين
مهارت ها را هم بياموزد، آن چابكي و سرزندگي لازم را به دست نخواهد آورد. عادت كردن در انجام به موقع مسئوليت ها و به موقع و سريع عمل كردن، محصولي است كه بايد بذرش را در نوجواني كاشت. بسياري از دخترهاي به اصطلاح صفر كيلومتر از پيچ و خم هاي سال هاي اول زندگي نمي توانند عبور كنند. و اين به خاطر عدم عادت به انجام مسئوليت هاست
نه به خاطر عدم يادگيري. يادگيري سريع اتفاق مي افتد اين عادت ها هستند كه به سرعت قابل تغيير نيستند و همه چيز را خراب مي كنند.
لازم است براي نوجوانتان هزينه كنيد و فرصت هاي خوب را در همين سنين برايش ايجاد كنيد. اينكه بعضي از زنان بعد از ازدواج تازه براي آموزش هاي مختلف راهي جامعه مي شوند، نشان دهندۀ كم كاري والدينشان است.

** نقش ويژۀ مادران در تربيت دختران:
همواره ايجاد ارتباط درست بين مادر و فرزند عامل مهمي در سلامت ذهني و همچنين اعتماد به نفس فرزند بوده است و اين موضوع بويژه درباره دختران صدق مي كند.
ارتباط جسمي و روحي و رواني دختر به مادر بيشتر و عميق تر است. دختر نمي تواند خود را جداي از مادر بداند و زندگي بدون مادر براي او مشكلات روحي و رواني به بار مي آورد.
متأسفانه در حال حاضر به دليل مشغلۀ مادران و وجود ارتباط هاي وسيع خارج از حوزۀ خانواده، به نظر مي
رسد رابطۀ مادر و دختري كه پل مهم تربيت و انتقال تجارب است، كمرنگ شده و صدمات زيادي به همراه داشته است. به نظر مي رسد در اين شرايط، توجه به برخي توصيه ها كارساز باشد:
1- هر روز با دخترتان صحبت كنيد:
در روزهاي هفته مي توان كارهاي زيادي انجام داد كه شايد انجام ندادن اين كارها باعث هرج و مرج و بي نظمي شود. اما اينكه شما چگونه سرگرم هستيد مهم نيست بلكه بايد سعي كنيد زمان هايي را براي گوش دادن به افكار و احساسات دخترتان اختصاص دهيد. از اصلي ترين كليدهاي يك ارتباط عالي بين مادر و دختر اين است كه ارتباط راحت و آزادي با يكديگر داشته باشند.
2- به شخصيت دخترتان احترام بگذاريد:
بسياري از مشكلات مادر و دختر، بنياني است زيرا تفاوت هاي بين آنها در انتها، منجر به بحث و مشاجره مي شود. براي مثال اگر شما فردي اهل گردش و تفريح و پرانرژي هستيد ولي دخترتان خجالتي و منزوي است، اين تضاد باعث مي شود كه رودرروي هم قرار بگيريد و به جرّ و بحث بپردازيد.

3- از دخترتان ايراد نگيريد:
انتقاد خيلي شديد به جاي تصحيح سازنده و موثر، باعث از بين رفتن اعتماد به نفس در دخترتان مي شود و بدين ترتيب، دختر اميدش را براي رسيدن به آرزوهايش در آينده از دست مي دهد. اين كار مي تواند ميان هر دوي شما
خشم، عصبانيت و اوقات تلخي ايجاد كند. سعي كنيد با صحبت هايتان باعث ترقي و تعالي اخلاقي و معنوي او شويد و هميشه درصدد يافتن مواردي باشيد كه در او احساس خوبي را ايجاد مي كند.
3- علاقه تان را به او نشان دهيد:
دخترتان نيازمند اين است كه شما از او نگهداري كنيد، او را در آغوش بگيريد، ببوسيد و به او بگوييد كه چه قدر دوستش داريد. اين كارها باعث مي شود كه احساس خوبي درباره شما و خودش در او گسترش يابد. خودبيني، از طريق اعضاي خانواده خصوصا والدين، به وجود مي آيد. به او نشان دهيد كه مي تواند تاثيرات مثبتي از شما بپذيرد و اين تاثيرات باعث پيشرفتش مي شود.
4- با رفتارتان به او بياموزيد:
اگر مي خواهيم دختران، بددهن نباشند و از خودنمايي و ظاهرفريبي بپرهيزند، خودآرايي را نشانۀ عظمت و ارزش خود ندانند، با اطرافيان رفتار ناشايست نداشته باشند و در اجتماعات از فخرفروشي و تحقير ديگران بپرهيزند، بايد نقش معنوي مادر را تقويت كرد و او را از اين انحرافات باز داشت.
مادري كه دايم درگير نزاع با شوهر است و با او كنار نمي آيد، روح اميد به داشتن يك زندگي خوب را در دخترش مي ميراند و او را نسبت به زندگي آينده اش مأيوس مي كند، زيرا دختران براي رفتارهاي آينده اجتماعي خود، برخوردهاي مادران را الگو قرار
مي دهند و شيوه هاي برخورد با همسرانشان را از مادرانشان ياد مي گيرند.
5- مانند يك دوست باشيد:براي داشتن ارتباطي دوستانه با فرزند دختر، سعي كنيد حتي وقتي از اشتباهاتش با شما حرف مي زند مانند يك دوست كه به اشتباهات دوستش گوش مي دهد رفتار كنيد. گاهي بخنديد ،گاهي به شوخي مسخره كنيد و ... اما فورا با تحقير و سرزنش راه
رابراي ادامه اين دوستي نبنديد. اين دوستي به شما امكان شناخت دخترتان را مي دهد.
همه چيز را بفهميد و بدانيد و در مواقع ديگر از اين اطلاعات استفاده كنيد و
نگرانيتان را آشكار نكنيد تا باعث ترس دخترتان از شما نشود.[روانشناسي نوجواني، حسين نجاتي، ص56]

** جمع بندي:
1- وظيفۀ پدر و مادر تنها تأمين غذا، بهداشت
و لباس كودك نيست. بلكه فراتر از آن آبياري كردن مزرعۀ دل ‌هاي آنان با آب حيات‌
بخش محبت و عطوفت است. محبت و دوست داشتن، خواستۀ طبيعي دختر است؛ زيرا او كانون گرم و اطمينان ‌بخشي مي ‌طلبد كه در پرتو آن استعدادهايش شكوفا گردد و شخصيتي ساخته و پرداخته پيدا كند و با دنياي پرجاذبۀ محبت و عاطفه و صميميت آشنا گردد. از اين رو، نوازش واليدن به دختران، جرأت و شجاعت و اعتماد به‌نفس مي بخشد و روحيۀ او را در برابر مشكلات قوي مي‌ ازد.[مروجي طبسي، حقوق فرزندان در مكتب اهل‌بيت(ع)، ص60]
2- بدون ترديد، توجه به اهميت و ضرورت «روز ملي دختران» و فرصت هاي آن،
همچنين دقت به وضعيت دختران در جامعه كه براي اصلاح و بهبود آن به عزم و اهتمام ملي نياز است، مي تواند از روز ملي دختران، فرصتي مغتنم براي كار جمعي در مورد دختران بسازد كه زمينه هاي حركت هاي بزرگ و تغيير و تحولات درخشان براي توسعه و بهبود زندگي دختران را فراهم نمايد. اين فرصتي است كه شايد لازم بود خيلي پيش از اينها اتفاق مي افتاد و اكنون كه زمينه آن فراهم شده است، بي توجهي به آن، با توجه به سرعت تحولات حوزه مسائل زنان و دختران، ممكن است زيان هاي فرهنگي اجتماعي بزرگي را به همراه داشته باشد.