قدر در آیینۀ تفاسیر
692 بازدید
تاریخ ارائه : 7/27/2013 12:12:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

 نویسنده: مصطفی سلیمانی

** درآمد:
مهم ترين مناسبت ماه مبارك رمضان، شب قدر است كه همواره مورد توجه مؤمنين بوده و خواهد بود. همگان در صورتي مي توانيم از ماه ميهماني خدا بهرۀ كافي ببريم كه نسبت به اين ماه، خصوصاً شب قدر معرفت كافي داشته باشيم و شب قدر را، والا قدر بدانيم، و زماني‌ كه دانستيم شب قدر چيست و چه آثاري دارد و زنده نگه داشتن اين شب چه نتيجه اي به همراه دارد، يقيناً مورد مغفرت و رحمت حق تعالي قرار خواهيم گرفت. اين نوشتار در هيمن راستا بر آن است تا به برخي از نكات برجستۀ تفسيري پيرامون سورۀ قدر و شب قدر از نگاه مفسران بزرگ اشاره كند.
** تكرار شب قدر در همۀ سال ها:
عدّه‏اي بر اين عقيده ‏اند كه شب قدر در عهد حضرت رسول اكرم(ص) بوده و سپس برداشته شد؛ در حاليكه طبق ظاهر آيات قرآن، اين شب مستمر بوده و مداوم در همه سال تكرار مى‏شود.[تفسير نمونه، مكارم شيرازى، ج27، ص184]
دليل اين مسأله آن است كه كلمه‌ي «تَنزَّلُ» در آيۀ «تَنزَّلُ الْمَلَئكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبهِّم مِّن كلِ أَمْرٍ» در اصل «تتنزّل» بوده است،[الميزان فى تفسير القرآن، محمد حسين طباطبايى، ج‏20، ص332] و از آنجا كه فعل مضارع دلالت بر استمرار دارد روشن مى‏شود كه شب قدر مخصوص به زمان پيامبر اكرم(ص) و نزول قرآن مجيد نبوده است، و هم چنين جمله اسميه در سورۀ قدر «سَلامٌ هِيَ حَتَّي مَطْلَعِ الْفَجْرِ» كه نشانۀ دوام است نيز گواه بر اين معناست. به علاوه، روايات نيز اين معنا را تأييد مي‏كنند.
از جمله از امام صادق(ع) روايت شده كه كسي از آن حضرت در مورد شب قدر سؤال كرد و گفت: «أَخْبِرْنِي عَنْ لَيْلَه الْقَدْرِ كَانَتْ أَوْ تَكُونُ فِي كُلِّ عَامٍ فَقَالَ لَوْ رُفِعَتْ لَيْلَه الْقَدْرِ لَرُفِعَ الْقُرْآن‏»[من لايحضره الفقه، ج2، ص158] مرا از شب قدر خبر بده. آيا شب قدر بود (و تمام شد) يا اين كه در هر سال شب قدري است؟ حضرت فرمود: اگر شب قدر برداشته مي شد، قرآن هم برداشته مي شد. اشاره به اين كه شب قدر مثل قرآن جاويد و هميشگي است.
در روايت علي بن مسيب بر استمرار شب قدر در هر سال تصريح شده است؛ ازاين رو، در جواب سؤال از تكرار آن در هر سال آمده است: «بل هي لامه محمد ما بقي منهم اثنان»[الدرالمنثور في تفسير المأثور، جلال الدين سيوطي، ج6، ص371] بلكه شب قدر براي امت محمد باقي است تا مادامي كه دو نفر از ايشان باقي باشد (كنايه از اين كه هميشه خواهد بود).
در نتيجه اگر مراد از تعدد شب قدر، تكرار آن در تاريخ اسلام باشد، از روايات تعدد برداشت مي شود؛ چرا كه هر سال شب قدر تكرار مي شود.
** مراد از روح در «تَنزَّلُ الْمَلَئكَةُ وَ الرُّوحُ»:
پيرامون اين كلمه تفاسير متعددي بيان گرديده است كه برخي از آنها در ميان شيعيان نيز رواج دارد:
1. مراد از آن، يك فرشته‌ي بسيار بزرگ است كه آسمان و زمين در برابر او ناچيزند.
2. گروهي از فرشتگان هستند كه تنها در شب قدر توسط ملائكه ديده مي شوند.
3. يكي از مخلوقات الهي است كه مي خورد و مي پوشد در حاليكه نه از ملائكه است و نه از انسان ها و شايد يكي از خدمت‌ كاران بهشت باشد.
4. شايد عيسي(ع) باشد كه در قرآن به همين نام خوانده شده و در شب قدر به همراه ملائكه به زمين مي آيد تا از احوال امت پيامبر آگاهي يابد.
5. شايد قرآن باشد؛ زيرا از قرآن نيز تعبير به روح آمده است: «وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا».[شوري: 52]
6. شايد مراد رحمت الهي باشد كه در قرآن از آن تعبير به روح آمده است: «...و لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ ».[يوسف: 57]
7. روح موجودي بالاتر از ملائكه است. به نظر، ديدگاه بهتر اين است كه منظور از روح، جبرئيل است و علت اينكه به صورت جدا از ملائكه ذكر شده، ارزش و مقام او بوده است».[مفاتيح الغيب، فخرالدين رازى، ج‏32، ص234]
از جمله ديدگاه رايج در ميان مفسران شيعه، قول هفتم است[تفسير نمونه، مكارم شيرازي، ج‏27، ص184] و رواياتي نيز در منابع روايي وجود دارد كه بر اين اعتقاد دلالت مي‌كنند.[الكافي، كليني، ج1، ص386]
البته برخي از مفسران شيعه نيز قائل‌اند منظور از روح در آيه، جيرئيل است.[تبيين القرآن، سيد محمد حسينى شيرازى، ص621]
به حسب روايات شيعه؛ اين نزول ملائكه بر امام زمان‌(عج) مي‌باشد و آنها آنچه مقدور شده را بر آن امام عرضه مي‌دارند.[تفسير قمي، علي بن ابراهيم قمي، ج‏2، ص431]
** علّت نامگذاري شب قدر:
شب قدر (ليله القدر) يعني شب تقدير، شب اندازه ‏گيري، شب تعيين بعضي از اشياء.[قاموس قرآن، سيد علي اكبر قرشي، ج5، ص251] در وجه نام گذاري چنين شبي، سخن بسيار است؛ از جمله گفته اند:
1. شب قدر، از اين جهت «قدر» ناميده شده كه جميع مقدرات بندگان در تمام سال، در آن شب تعيين مي‏شود. قرآن مي‏فرمايد: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَه مُبارَكَه إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ٭ فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ»[دخان: 3و4] ما اين كتاب مبين را در شبي پربركت نازل كرديم، و ما همواره انذار كننده بوده‏ ايم؛ در آن شب كه هر امري بر طبق حكمت خداوند تنظيم و تعيين مي‏گردد.
2. روايات متعددي نيز اين معنا را بيان مي كند كه در آن شب، مقدرات يك سال انسان ها تعيين مي‏گردد و ارزاق و سرآمد عمرها و امور ديگر، در آن شب مبارك تفريق و تبيين مي‏شود.
3. اين امر، هيچ تضادي با آزادي اراده انسان و مسئله اختيار ندارد؛ چرا كه تقدير الهي مطابق با شايستگي و لياقت افراد و ميزان ايمان و تقوا و پاكي نيت و اعمال آنهاست؛ يعني براي هركس، آن مقدر مي‏كنند كه لايق آن است، يا به تعبير ديگر، زمينه ‏هايش را خود او فراهم كرده و اين نه تنها منافاتي با اختيار ندارد، بلكه تأكيدي بر آن است.
4. بعضي نيز گفته ‏اند آن شب را از اين جهت شب قدر ناميده ‏اند كه داراي قدر و شرافت عظيمي است (نظير آنچه در آيه 74 سوره حج آمده است: «ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ»؛آنها قدر خداوند را نشناختند.
5. عده اي نيز معتقدند كه چون قرآن با تمام قدر و منزلتش بر رسول والامقام، و به وسيله فرشته صاحب قدر نازل گرديد، آن را شب قدر ناميده اند.
6. شبي است كه مقدر شده تا قرآن در آن نازل گردد.
7. كسي كه آن شب را احيا بدارد، صاحب قدر و مقام و منزلت مي‏شود.[ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج27، ذيل سوره مباركه «قدر»]
8. خليل بن احمد (نحوي) مي گويد: شب قدر ناميده شده براي اين كه زمين در آن شب به سبب فرود آمدن انبوه فرشتگان، تنگي مي كند: «وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ»[طلاق: 7] و كسي كه در تنگي روزي قرار گرفته يا كسي كه تنگ شده.[مجمع البيان، طبرسي، ج27، ص198]
** تعدّد شب قدر:
اما در پاسخ اين سؤال كه آيا شب قدر در طول سال، يك شب است يا بيشتر، بايد گفت:
به فرمودۀ قرآن ثواب عبادت در اين شب از هزار ماه عبادت بهتر است: «لَيْلَه الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهر»ازاين رو مؤمنين براي درك چنين شبي، پيوسته از اهل بيت عصمت و طهارت(ع) تعيين شب قدر را درخواست مي كردند. پيروان اهل بيت عصمت و طهارت(ع) براي درك اين شب با عظمت، در ماه مبارك رمضان هر سال، سه شب را به عنوان شب‌ قدر، با توجه به روايات، به عبادت و راز و نياز با خداي خويش مي پردازند.
ظاهر آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت(ع) نشان مي دهد كه شب قدر، يك شب است، نه بيشتر؛ چرا كه كلمه «ليله» در عربي بر وحدت و يكي بودن دلالت مي كند. «ليله القدر» يعني شبي كه قدر است. افزون بر آن، از چندين روايت استفاده مي شود كه شب قدر، يك شب است كه آن هم در ماه مبارك رمضان است؛ چرا كه جمع ميان آيات قرآن همين معنا را اقتضا مي‏كند؛ از يك سو مي‏فرمايد: قرآن در ماه رمضان نازل شده: «شَهرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآن»[بقره: 185] و از سوي ديگر مي‏فرمايد در شب قدر نازل گرديده: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَه الْقَدْر»
از جمله رواياتي كه بر يكي بودن شب قدر، آن هم در ماه مبارك رمضان، دلالت دارد، روايت زراره است. ايشان مي گويد: از امام باقر(ع) در مورد ليله القدر سؤال كردم. امام فرمود: شب بيست و يكم يا شب بيست و سوم. عرض كردم: مگر يك شب نيست؟ امام فرمود: بله. گفتم: پس مرا از آن آگاه كن. فرمود: چه عيبي دارد كه دو شب كار نيك انجام بدهي؟[تهذيب الاحكام، ج3، ص58]
ولي در اين كه كدام شب از شب هاي ماه رمضان شب قدر است، سخن بسيار است و در اين زمينه تفسيرهاي شده؛ از جمله شب اول، شب هفدهم، شب نوزدهم، شب بيست و يكم، شب بيست و سوم، شب بيست و هفتم و شب بيست و نهم.
ولي مشهور در روايات اين است كه در دهه آخر ماه رمضان و شب بيست و يكم يا بيست و سوم است. لذا در روايتي مي‏خوانيم كه در دهه آخر ماه مبارك رمضان پيغمبر اكرم(ص) تمام شب ها را احيا مي‏داشت و مشغول عبادت بود.[تفسير نمونه، ج27، ص189]
از امام صادق(ع) روايت شده كه شب قدر، شب بيست و يكم يا بيست و سوم است. حتّي هنگامي كه راوي اصرار كرد كدام يك از اين دو شب است و گفت: اگر من نتوانم هر دو شب را عبادت كنم، كدام يك را انتخاب نمايم، امام(ع) تعيين نفرمود و افزود: «ما ايسر ليلتين فيما تطلب»[الكافي، ج4، ص156] چه آسان است دو شب براي آن چه مي‏خواهي.
ولي در روايات متعددي كه از اهل بيت(ع) رسيده، بيشتر روي شب بيست و سوم تكيه شده؛ درحالي كه روايات اهل سنت، بيشتر بر شب بيست و هفتم دور مي‏زند.[تفسير نمونه، ج27، ذيل تفسير سورۀ قدر]
- حاصل سخن اينكه:
شب قدر در طول سال يك شب است و آن هم در دهه آخر ماه مبارك رمضان قرار دارد و در بسياري از روايات اهل بيت(ع) شب قدر، شب نوزدهم يا بيست يكم يا بيست سوم است؛ يعني يكي از اين شب ها قطعاً شب قدر است.
اما با استفاده از بعضي روايات مي توان به نوعي بين روايات شب قدر جمع نمود و سه شب را شب قدر به حساب آورد؛ چنان كه در روايتي از امام صادق(ع) نيز نقل شده كه فرمود: «التقدير في ليله القدر تسعه عشر، و الإبرام في ليله احدي و عشرين و الامضاء في ليله ثلاث و عشرين؛ تقدير مقدرات در شب نوزدهم و تحكيم آن در شب بيست و يكم و امضا در شب بيست و سوم است.»[الكافي، ج4، ص159]
به هر حال، با روشن شدن اين كه شب قدر، يك شب است، نه چند شب و آن هم در دهه آخر ماه مبارك رمضان قرار دارد، با اين وجود، شب قدر بين شب هاي سه گانه (نوزدهم، بيست يكم و بيست سوم) مخفي است؛ به سبب نكته اي كه در آن است.
** فضيلتِ روز قدر:
سوالي كه مطرح است، اين است كه آيا روز قدر هم در شأن و منزلت، همانند شب آن است؟
در جواب بايد گفت: در كتاب «تهذيب الاحكام آمده است: «ليلة القدر في كل سنة و يومها مثل ليلتها، شب قدر در هر سالي هست و روزش در ارزش همانند شبش است»[تهذيب الاحكام، شيخ طوسي، به نقل از تفسير نسيم رحمت، ص473] پس اگرچه وقايعي همچون نزول ملائكه بر ولي الله(ع) در شب قدر است، اما روز قدر هم در ارزش و فضيلت همانند شب آن است.
مرحوم شيخ عباس قمي در اعمال شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان مي گويد: روزهاي اين شب ها را نيز بايد حرمت داشت و به عبادت و تلاوت و دعا به سر آورد؛ زيرا كه در احاديث معتبره وارد شده است كه روز قدر در فضيلت مثل شب قدر است.[ر.ك: التهذيب، شيخ طوسي، ج4، ص331، ح101] اين روايت مي تواند اشاره به اين معنا باشد كه ليله القدر، همان حركت وضعي بيست چهار ساعته زمين به دور خودش است. بنابراين روز را نيز شامل مي شود و روز آن نيز فضيلت شب را دارد.
** شب قدر و نامۀ اعمال به دست حضرت حجت(عج):
بر اساس روايات معتبر تمام امور بندگان بر پيامبر(ص) و امام معصوم و حجت الهي نازل مي شود و از آن رو كه هم اكنون حجت خداوند بر روي زمين، امام عصر(عج) است؛ تقدير امور به ايشان عرضه مي شود.
امام جواد(ع) از حضرت امير المؤمنين(ع) نقل مي كند كه ايشان به حسن بن عباس فرمود: شب قدر در هر سالي است و خداوند در آن شب تمام امور آن سال را نازل مي كند، پس از رسول خدا(ص) نيز كساني عهده دار اين امور هستند. ابن عباس از امام پرسيد: آن ها كيستند: امام علي(ع) فرمود من و يازده نفر از فرزندان من كه امام و هم سخن با فرشتگان هستيم.»[تقريب المعارف، ابو الصلاح حلبي، ص182]
** تناسب سورۀ قدر با حضرت زهرا(س):
پيرامون سورۀ قدر دو گونه تفسير ميان مفسران موجود است:
1- تفسير معروف و مصطلح:
كه عموم مفسر ان در تفاسيرشان آورده‏ اند و با ظاهر الفاظ آن سازگارتر و براى عموم مردم هم قابل فهم ‏تر است. برطبق اين تفسير، سوره ياد شده راجع به نزول قرآن در شب قدر است و اين كه شب قدر چيست و نيز شب قدر از هزارماه برتر است و مطالب ديگر مربوط به اين سوره كه در تفاسير مفسران گرانقدر اسلامى بيان شده است.
2- تفسير عرفاني:
كه در واقع تأويل بوده و بسيار دقيق ‏تر و عميق‏ تر است و به تفسير بطنى از بطون قرآن كريم برمى‏گردد نيز از سوى ائمه معصومين(ع) مطرح شده است.
در روايتي از امام صادق(ع) مي خوانيم:
«إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ اَلْقَدْرِ»، اَللَيْلَةُ فاطمة والقدر اَللَّهُ فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرك ليلة القدر، و انّما سُمّيت فاطمة لانّ الخلق فطموا عن معرفتها.
و قوله: «وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ اَلْقَدْرِ لَيْلَةُ اَلْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»؛ يعنى خير من الف مؤمن و هى ام المؤمنين‏.
«تَنَزَّلُ اَلْمَلائِكَةُ وَ اَلرُّوحُ فِيها» و الملائكة المؤمنون الذين يملكون علم آل محمد(ص) والروح القدس هى فاطمة.
«بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ اَلْفَجْرِ»؛ يعنى حتى يخرج القائم.[تفسير فرات كوفى، ابوالقاسم فرات بن ابراهيم بن فرات كوفى، تحقيق محمد كاظم، ص581]
- بر مبناى تفسير و تأويل امام صادق(ع)، تفسير سوره قدر به اجمال چنين است:
«الليلة فاطمة» است والقدر «اللَّه»، پس هر كس كه فاطمه را به حقيقت بشناسد، حتماً شب قدر را درك كرده است. علت نامگذارى آن حضرت به فاطمه، به خاطر اين است كه مردم از شناختنش ناتوان هستند. اما معناى «ليلة القدر، بهتر از هزار ماه است»؛ يعنى، بهتر از هزار مؤمن است و آن نيز ام‏المؤمنين حضرت زهرا(س) مى‏باشد. مراد از ملائكه، مؤمنان عالِم به علوم آل محمد(ص) و اهل بيت اويند و مراد از روح يا روح ‏القدس همانا فاطمه است. مراد از اين كه: در آن شب تا طلوع فجر همه امور به سلامت بوده، و نيز داراى رحمت است، طلوع فجر همان ظهور حضرت مهدى آل محمد(ص) است.
آنچه كه موجب شده تا امام صادق(ع) ليلة القدر را به نام نامى آن «انسان كامل» و معصوم والا مقام حضرت زهرا(س)، اختصاص دهد، اين است كه آن بانوى بى‏بديل، كوثر وجود يازده كلام اللَّه ناطق و يازده امام معصوم(ع) و انسان‏هاى كامل است. آرى، فاطمه زهرا(س) رمز و راز بقاى اسلام محمدى(ص)، حلقه اتصال نبوت، امامت و ولايت، وارث سرير رسالت، حامى امامت و حامل ولايت است. فاطمه كه خود كوثر و خير كثير جارى در جان جهان و باقى در هر زمان است، كوثر وجود يازده امام معصوم(ع) -به ويژه امام آخرين و بقية اللَّه فى الارضين «مهدى موعود(عج)»- نيز هست تا آن امام منجى انسان‏ها و تحقق بخش اهداف نبوت و امامت، ظهور كند و انسان‏هاى تشنه كمال و معنويت را به سرمنزل مقصود انسانى-الهى برساند. اين است راز حديث مشهور و معتبر قدسى «لولاك»، كه خداى متعال خطاب به بنده برگزيده‏اش رسول گرامى(ص) فرمود: «يا احمد! لولاكَ لَما خَلَقْتُ الافلاك ولولا على لَما خَلَقْتُكَ ولولا فاطمة لَما خَلَقْتُكُما» اى احمد! اگر به خاطر تو نبود جهان آفرينش را خلق نمى‏ كردم و اگر به خاطر على نبود تو را نمى‏ آفريدم و اگر به خاطر فاطمه نبود هر دو تاى‏ تان را نمى ‏آفريدم‏.[فاطمة الزهرا بهجة قلب المصطفى، احمد رحمانى همدانى، ص9]
** علّت مخفي بودن شب قدر:
دلايل گوگاني در اين زمينه ذكر گرديده است:
1- بسياري معتقدند مخفي بودن شب قدر در ميان شب هاي سال، يا در ميان شب هاي ماه مبارك رمضان براي اين است كه مردم به همه اين شب ها اهميت دهند؛ همان گونه كه خداوند رضاي خود را در ميان انواع طاعات پنهان كرده تا مردم به همه طاعات روي آورند و غضبش را در ميان معاصي پنهان كرده تا از همه بپرهيزند؛ دوستانش را در ميان مردم مخفي كرده تا همه را احترام كنند؛ اجابت را در ميان دعاها پنهان كرده تا به همه دعاها روآورند؛ اسم اعظم را در ميان اسمائش مخفي ساخته تا همه را بزرگ دارند و وقت مرگ را مخفي ساخته تا در همه حال آماده باشند.[تفسيرنمونه، ج27، ذيل سوره قدر]
2- صاحب تفسير «اطيب البيان» مي گويد: الحق، اين كه شب قدر، خصوص شب بيست و سوم است، موافق نص بعضي اخبار و فتواي مشهور از علماي اعلام است و اين كه در بعض اخبار، بين سه شب يا دو شب بيان فرموده يا هر سه شب را مدخليت داده، براي اين است كه عبادت شب قدر برتر افضل از عبادت هزار ماه است كه برابر با هشتاد و سه سال و چهار ماه است و در عبادت، اول بايد تخليه كرد و سپس تحليه. شب نوزدهم و بيست و يكم شب تخليه است كه بايد از گناهان و معاصي و صفات خبيثه و عقايد فاسده توبه كرد و قلب را پاك و پاكيزه نمود و خود را آماده ساخت و اگر گناهان تدارك دارد، تدارك كند تا اين كه در شب بيست و سوم عبادات به درجه اعلاي قبول برسد.[اطيب البيان في تفسير القرآن، سيد ابوالحسين طيب، ج14، ص176]
** تفسير عرفاني «ليلة القدر» در بيان امام خميني(س):
امام خميني(س) در تبيين عرفاني «ليلة القدر» مي فرمايد:
«اينكه خداوند مي فرمايد: «و ما ادراك ما ليله القدر؛ و تو چه مي داني كه شب قدر چيست». اين سخن براي تفخيم و تعظيم و بزرگي مطلب است و عظمت حقيقت ليله القدر. با آنكه خداوند، متكلم است و كسي مانند رسول اكرم(ص) مخاطب است. با اين وصف، مطلب[حقيقت ليله القدر] به قدري با عظمت است كه نمي توان آن را با الفاظ و حروف و كلمات، بازگو كرد. كانه مي فرمايد: تو نمي داني كه ليلة القدر، چه حقيقت با عظمتي است؛ حقيقت آن را نتوان بيان نمود و حروف و كلمات، توان نماياندن حقيقت آن را ندارند. به همين دليل خداوند در اشاره به حقيقت ليلة القدر، تنها به خواص و آثار آن پرداخت، و فرمود: «ليله القدر خير من الف شهر؛ شب قدر، بهتر از هزار ماه است»، چرا كه بيان حقيقت ليله القدر، ناممكن است و از اينجا مي توان حدس قوي زد به اينكه حقيقت ليله القدر و باطنش غير از اين صورت و ظاهر است. گرچه اين صورت و ظاهر نيز با اهميت و با عظمت است... و اگر ملاحظه حقيقت ليله القدر شود، «الف شهر»[هزار ماه]، ممكن است كنايه از جميع موجودات باشد، به اعتبار آنكه «الف» [هزار] عدد كامل است، و مراد از «شهر»[ماه]، انواع است. يعني حقيقت محمديه كه انسان كامل است، از هزار نوع كه جميع موجودات باشد، بهتر است. و احتمال ديگر ليله القدر، اشاره باشد به مظهر اسم اعظم؛ يعني وجود تام و كامل محمدي (صلي الله عليه و آله و سلم)، و «الف شهر»[هزار ماه] عبارت باشد از مظهر اسماء ديگر، و چون از براي حق تعالي، هزار و يك اسم است، و يك اسم «مستأثر» [پنهان] در علم غيب است. از اين جهت، ليله القدر نيز مستأثر[پنهان] است و ليله القدر حقيقت محمديه نيز اسم مستأثر است. از اين جهت بر اسم مستأثر، كسي جز ذات مقدس حضرت رسول اكرم(ص) اطلاع پيدا نكند.»[آداب الصلوة، ص335]
همچنين صفي عليشاه نيز در تفسير عرفاني ليلة القدر مي نويسد: «آيا مي داني منظور از شب قدر كه از هزار ماه بهتر است چيست؟ همان نسيم كوي يار است... به خصوص اگر كه در چنين شبي از آن يار عزيز و محبوب علي الاطلاق اين پيام برسد كه خانه دل از خود و غير، خالي كن و دو نيت را كنار بنه و بر در سراي دل در انتظار باش تا با وارد آمدن حال يا خطابي كه باعث بسط شود، خانه دلت را به تصرف در آورم و با تجلي خود، انوار اقبال را از افق ذات بر عالم جانت بتابم.»[صفي عليشاه، شرح جامع تفسير عرفاني و منظوم قرآن، ج10، ص4782]
** و در آخر:
اگر از بركات ماه رجب و شعبان بهرۀ كافي را نبرده‌ايم، مي‌توانيم در ماه مبارك رمضان آنها را جبران كنيم و از تمام بركات آن به نحو احسن استفاده كنيم و اين در صورتي است كه نسبت به ماه مبارك رمضان و شب قدر معرفت كافي داشته باشيم و متوجه باشيم كه شب قدر از شب هاي مقدس و متبرك اسلامي است. خداوند در قرآن مجيد از آن به بزرگي ياد كرده و سوره ‌اي نيز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است. در تمام سال، شبي به خوبي و فضيلت شب قدر نمي ‌رسد. اين شب، شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائكه و روح نيز نام گرفته است. عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در اين شب، مقدرات يك سال انسان ‌ها و روزي‌ ها، عمرها و امور ديگر مشخص مي‌شود. ملائكه در اين شب بر زمين فرود مي ‌آيند، نزد امام زمان(عج) مي ‌روند و آنچه را براي بندگان مقدر شده بر ايشان عرضه مي‌ دارند. شب‌ زنده‌ داري و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در اين شب، بسيار توصيه و تأكيد شده است.