نقش پرچمدارانِ هدایتِ قرآنی در تاریخ و تمدن شبه قاره
540 بازدید
تاریخ ارائه : 1/24/2013 1:25:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

نقش پرچمدارانِ هدایتِ قرآنی در تاریخ و تمدن شبه قاره
[نگاهی به تاریخچه تحولات هند و پاکستان]

اشاره: هند در جنوب آسیا، شمال اقیانوس هند، جنوب غربی چین و شرق پاکستان قرار دارد.  سرزمین هند از قدیمی ترین کشورهای جهان است. نخستین گامهای نفوذ و گسترش اسلام به این سرزمین در زمان خلیفه دوم و سپس در زمان خلافت امام علی بن ابی طالب(ع) روی داد و در آن زمان بود که مردم هند با دین مبین اسلام آشنا شدند و در زمان امویان قسمتی از هند به کشور پهناور اسلامی پیوست.
همچنین حضور تشیع درپاکستان که درگذشته بخشی ازشبه قاره هند بوده به قرون نخستین اسلامی باز می گردد. در واقع نخستین جرقه های تشیع در دوران کوتاه خلافت امیرالمؤمنینن علی بن ابی طالب علیه السلام و لشکرکشی های محدود مرزی کارگزار وی در سیستان به مرزهای هند به ویژه سند مشاهده شد. سپس به مهاجرت سادات و برخی قیام گران علوی چون زیدی ها، ورود داعیان اسماعیلیه و سرانجام تشکیل حکومت اسماعیلیه در مولتان در قرن چهارم آن را گسترش داد. در قرون بعد با همه ی فراز و فرود تاریخی که داشت وتعصّبات موجود و سرکوب برخی سلسله های حکومت گر چون غزنویان (به ویژه سلطان محمود غزنوی) تشیع به حیات خود ادامه داد.
از پیش از پیروزی انقلاب اسلامی وهم زمان با تحولی که از آغاز دهه 50 شمسی درقم پدید آمد، شماری از طلاب هندی وپاکستانی نیزوارد قم شدند. درمرحله دوم پس از پیروزی انقلاب اسلامی درایران در سال 57(1979) شیعیان پاکستان رانیز متوجه این مرکز علمی بابرکت کرد. فارغ التحصیلان پاکستانی حوزه علمیه قم پس از مراجعت به پاکستان به تلاش های سیاسی وخدمات فرهنگی وعام المنفعه چون ساختن دارالایتام ودرمانگاه و تأسیس سازمانهای سیاسی وفرهنگی توجه نشان داده اند ودر مسائل سیاسی نیز علاقه ی فراوان داشتند. یکی از اقدامات مهم آنان تأسیس حوزه های علمیه به سبک نجف وقم با مواد درسی مشابه وهمچنین تأسیس حوزه های علمیه خواهران در استان های مختلف بود.


  نویسنده: مصطفی سلیمانی

تاثیر علوم اسلامی بر جهان
[اهداف حوزه در تربیت فرزانگان]:
اسلام از نخستین روز تولدش انسان را به دانش اندوزی، ترغیب و تشویق نمود و با «اقراء باسم ربک الذی خلق» علاوه بر ایجاد شوق به فراگیری علم، آن را جهت دار ساخت.  نام خدا آغاز هر علم از علوم اسلامی گردید. پیامبر اسلام(ص) که با «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد» آموختن را تا دم مرگ تعلیم داد، بینش مسیحیت و زردشتی گری را در هم کوبید و علم را نه خاص طبقه ای قرار داد و نه قوه تعقل انسانی را به زنجیر کشید.
هر جامعه از جوامع بشری از دیرباز برای سرپرستی و مدیریت جامعه خویش اندیشیده اند و این مسأله، خاص جوامع مترقی نیست، بلکه ما در جوامع وحشی و نیمه ابتدایی نیز با نوعی سرپرستی روبه رو می شویم. این امر از آنجا ناشی می گردد که خداوند بنابر سرپرستی که در انسان به ودیعت نهاده او را به این نکته راهنمایی کرده است که هر کار ضروری که متصدی معینی ندارد، باید سرپرستی داشته باشد.
حوزه های علمیه شیعه در گستره جهان
[نقش حوزه علمیه در ساخت جامعه اسلامی]:
حوزه های علمیه در طول تاریخ نقش بسیار بزرگی در پیشرفت قله های تمدنی داشتند، باید این حوزه ها آن چنان احیا شوند تا آن مجد و عظمت دوباره زنده شود. حوزه های علمیه در طول غیبت صغری و کبری فراز و نشیب های زیادی را پشت سر نهاده اند، برخی از ویژگی های بارز این حوزه ها عبارتند از:
1. عمق علمی و نقش بارز آنها در تولید علم و اندیشه و حتی فراتر از آن در تمدن بشری نقش داشتند، حوزه علمیه بغداد با 200 الی 300 سال قدمت تاریخی، نقش بزرگی در تولید علم داشت، حوزه ای که در زمان منصور دوانیقی و در مرکز علمای اهل سنت بود، همین حوزه افتخاراتی را آفرید و شخصیت های بزرگی، مانند: شیخ مفید و شیخ مرتضی انصاری و ده ها متفکر دیگر در شهری که مرکز اهل سنت بود، با وجود خودشان نورافشانی کردند. حوزه های علمیه مانند یک شبکه پیوسته در کشورهای مختلف سال های سال به بشریت خدمت کردند. افکار بزرگ شیخ مرتضی انصاری و سایر بزرگان اگر درست منعکس شود برای بشریت مفید و قابل بهره برداری است. علمای بزرگ در گوشه گوشه جهان در ارتقای بشریت نقش داشته اند و با وجود این سرمایه ها، نباید احساس کمبود کنیم؛ شهید صدر در مباحث گوناگون دارای افکار بلندی است که برای همه مسلمانان است. حوزه های علمیه اولاً برای شیعه، ثانیاً برای همه مسلمانان و ثالثاً برای جهانیان ثمرات زیادی داشته و دارند.
2. نگاه حوزه های علمیه شیعه نگاهی فرامذهبی و نقش آنها وحدت بین مسلمانان بود. افرادی مانند علامه شرف الدین دردوره های معاصر و نیز علمای گذشته حتی با صاحبان ادیان دیگر وارد گفت وگو می شدند.
3. حوزه های علمیه شیعه با نام های فراملیتی عمل می کردند و حتی ارتباطات رسمی و کشوری نداشتند، اما این روابط وجود داشت.
4. نگاه حوزه های علمیه شیعه، نگاهی اخلاقی و معنوی و عرفانی و بسیار چشم گیر بود و الان اقتضا می کند تا دوباره احیا شود.
5. اعتدال در برخوردها و نگاه به اندیشه ها، از جمله ویژگی های بارز حوزه های علمیه شیعه است.
تاریخ حوزه های علمیه شیعه در طول چهارده قرن گسترده و پر حادثه است. حوزه ها پاسداران فرهنگی انبیاء در بلندای تاریخ اسلام و پهنای جغرافیا و دیار ابرار بودند. اولین مربیان بزرگ این نظام آموزشی شخص رسول اسلام(ص) و پیشوایان معصوم(ع) و صحابه و یاران عترت بودند.
نگاهی به تاریخ و تمدن هندوستان
[توجه به اهمیت و ضرورت حضور طلاب]:
هر تمدنی، ویژگی‌های خاصی دارد که از نظر کلیت و مرتبط بودن با هم، پیکربندی غالب خود را شکل می‌دهد و آن را از سایر تمدن‌ها متمایز می‌کند. تمدن هند از نظر استمرار و ناهمگونی، ویژگی‌های استقرار و ترکیب شکلی خود از سایر تمدن‌های دنیا متمایز می‌شود. ساخت ترکیبی تمدن هند از رشته‌ها و سایه‌هایی از بافت‌ها و رنگ‌های گوناگون تشکیل شده است. اغراق نیست اگر بگوییم هند از دوران باستان، مرکب از نژادها و فرهنگ‌های مختلف بوده است. تمدن هند را می‌توان به رودخانة بزرگی تشبیه کرد که سنت‌های فرهنگی گوناگون مانند جویبارهایی کوچک در محدودة این رودخانه قرار دارند و در قسمت هایی از مسیر، به رود بزرگ می‌پیوندند و به آن ویژگی متمایزی می‌بخشند.
هندوستان افزون بر موقعیت راهبردی، به دلیل دسترسی به آب‌های آزاد و واقع‌شدن در مرزهای میان آسیای جنوب غربی و آسیای شرقی، معادن ارزشمند طبیعی و خاک حاصلخیز کشوری ثروتمند محسوب می‌شده و همواره مورد توجه طبقات مختلف مردم و نیز مورد تاخت و تاز دولت‌های بیگانه به‌ویژه استعمارگران قرار گرفته است.[غلام‌سخی حلیمی، رسانه‌ و جنبش‌های اسلامی معاصر، ص۲۴۱]
هندوستان سرزمین نژادها، زبان‌ها، آیین‌ها و فرهنگ‌های فراوان و گوناگون است. در هند صدها زبان و هزاران گویش و لهجه وجود دارد.[مانینی چتر جی و آنیتاروی، تاریخ فرهنگ و تمدن هند، ترجمة رضا آقا بابا دستجردی، ص۶]علاوه بر دو زبان هندی و انگلیسی که در قانون اساسی این کشور زبان رسمی اعلام شده‌ است، ۲۲ زبان دیگر در یک یا چند ایالت، موقعیت زبان رسمی را دارند. طی ۸۰۰ سال تسلط فارسی‌زبانان یا ایرانیان بر هند، این کشور از فرهنگ ایران و زبان فارسی تأثیر بسیاری پذیرفته ‌است. زبان فارسی در دورة غزنویان به هند راه یافت و با تأسیس سلسلة گورکانیان هند زبان رسمی شد. و شاعران بزرگی همچون بیدل دهلوی، امیر خسرو دهلوی و دستگاه شعری سبک هندی را در خود پروراند. زبان فارسی تأثیر فراوانی بر زبان‌های هندوستان به‌‌ویژه زبان اردو گذاشته ‌است،[ر.ک: محمد ریاض، احوال و آثار و اشعار میر سید علی همدانی، صص۴۹ـ۴۸] و پیش از آنکه هندوستان مستعمرة انگلستان شود، دومین زبان رسمی این کشور و زبان فرهنگی و علمی به‌شمار می‌رفت.
دولت بریتانیا بر اثر شورش‌های سال ۱۸۵۷م در هند، کمپانی هند شرقی بریتانیا را که گردانندة هند بود، منحل کرد و به این سرزمین خودمختاری داده شد.[مانینی چتر جی و آنیتاروی، همان، ص42] در سال‌های ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۵م، دولت بریتانیا ناچار شد که ادارة بعضی از امور کشور را به مردم هند واگذار نماید. در این هنگام رهبر بزرگ جنبش استقلال هند، ماهاتما گاندی قیام کرد و علیه استبداد بریتانیا مبارزه نمود.[همان، ص۴۶]
سپس اختلاف شدیدی در بین سران هند و سران مسلمانان هند، که رهبر آنها محمدعلی جناح بود، به وجود آمد. هدف مسلمانان این بود که کشوری مرکب از مناطق مسلمان هند تشکیل دهند. در آن هنگام بریتانیا قوانینی وضع نمود که به‌ موجب آن به هند و سیلان و پاکستان استقلال داده شد. در ماه اوت ۱۹۴۷ آخرین سرباز بریتانیایی خاک هند را ترک گفت و در تاریخ ژانویه ۱۹۵۰ هند حکومت جمهوری مستقل خود را اعلام نمود و به عضویت اتحادیه کشورهای مشترک المنافع بریتانیا درآمد. اختلافات مرزی دولت هند با پاکستان در منطقة کشمیر هنوزهم برطرف نشده ‌است.[همان، ص۹۰]
درحقیقت، اهمیتی که تمدن هند در تاریخ بشری دارد، به خاطر پیشرفت‌های علمی در زمینه‌های پزشکی، صنعت، علوم، فنون و هنر بوده است. این تمدن از نظر فرهنگی با معنویت بالا و فلسفة بسیار گسترده‌ای که داشته تأثیری بسزایی در تمدن‌های اطرافش گذاشته است.[همان، ۱۰۲]
براساس سرشماری‌ها، ۱۷درصد مردم هند، مسلمان هستند؛ از این میان حدود۷۰درصد، سنى و پیرو مکتب حنفی‌ و ۳۰درصد شیعه هستند که اکثریت آنان اثناعشری و تعداد کمى پیرو فرقة اسماعیلیه‌اند.
رابطه علماء ایران با هندوستان
علاوه بر شرایط اقلیمی و طبیعی که هند داشت، محبّتی که هندی ها به ایرانیان داشتند باعث شد تا شمار زیادی از عرفا و علما به اینجا سفر کنند؛ مثل خواجه معین الدین چشتی، قاضی نورالله شوشتری، شیخ بهاءالدین ذکریای مولتانی و دیگران که همه اینها دلالت بر جاذبیت هند دارد.
زبان فارسی که حدود ده قرن زبان رسمی مردم هند بود، باعث شد تا آثار بی شماری در هند در حوزه های مختلف به رشته تحریر درآید. از جمله شخصیت هایی که تأثیرگذار در فرهنگ هند بود، میرسیدعلی همدانی بود که در قرن نهم با 700 نفر به سرزمین هند مهاجرت کرد و آنجا را تبدیل به ایران صغیر نمود.
فرهنگ ایران آنقدر بر سرزمین هند تأثیرگذار بوده که شخصیت های بزرگ ادبی این سرزمین، با تأثیرپذیری از شخصیت های ایرانی لقب یا نام آنها را می گرفتند؛ مثل امیرحسن سجزی که -«سعدی هند-» لقب گرفت و خواجه عبدالملک عصامی که با نوشتن «فتوح السلاطین» به «فردوسی هند» ملقب گشت. آقای علی اصغر حکمت که زمانی سفیر ایران در هند بود، کتابی با عنوان «نقش فارسی بر احجار هند» را به رشته تحریر درآورد و سابقه زبان فارسی و تأثیرگذاری آن را در سرزمین هند به طور مبسوط بیان می کند.
حوزه های علمیه شیعی در هندوستان
حوزه های علمیه ای که قبلا نیاز درسی طلاب علوم دینیه و احتیاج تبلیغی شیعیان هند را در کشور هندوستان تامین می نمودند، منحصر به مراکز علمیه ای بودند که به تکایا و حسینیه ها و یا علمای برجسته آن زمان اختصاص داشت، اما یک حوزه علمیه ای که متضمن یک ساختمان وی‍ژه ای برای یک مدرسه، خوابگاه، اتاقهای درس، سالن مباحثه(مدرس)، آشپزخانه، برنامه و کلاس و سیستم مخصوصی درسی و غیره باشد، در آن زمان وجود نداشت. اما امروزه حوزه های علمیه ای که به منظور نشر علوم آل محمد(ص) و زنده نگه داشتن مکتب تشیع در طول یک قرن و ربع در سراسر این کشور تاسیس گردیده است.
در این کشور در شهر های «بلتستان» و «گلگت» حوزه های علمیه شیعه دایر است. در شهر کویته نیز مدرسه امام صادق(ع) در سال 1358 به دستور رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) ساخته شد. از جمله مراکز دینی شیعی دیگر در این کشور می توان به مدرسه شهید عارف حسینی و مدرسه امام صادق ـ علیه السلام ـ نیز اشاره کرد.[سید علیرضا سید کباری، حوزه های علمیه شیعه در گستره جهان، ص407]
نگاهی به تاریخ و تمدن پاکستان
[توجه به اهمیت و ضرورت حضور طلاب]:
پاکستان یکی از جدید ترین و از بعضی جهات عجیب ترین کشورهای دنیاست.این کشور نخستین بار در سال 1947 از قسمت هایی از شبه قاره ی هند تشکیل یافت. پاکستان به دو پاره تقسیم شده است که بیش از 1600 کیلومتر از یکدیگر فاصله دارند.پاره ی غربی در دو طرف رودخانه ی سند قرار گرفته است و کم وبیش به مستطیل می ماند که پهلوهای درازتر آن با شیب های ناهنجار و نامتناسب از جنوب غرب به شمال شرق کشیده شده است.
نام پاکستان یعنی "سرزمین پاک" و از دو کلمه ی فارسی مشتق شده است. این نام را نخستین بار در سال 1931 در کنفرانس میزگرد لندن که برای تعیین سرنوشت شبه قاره ی هند تشکیل شده بود،پیشنهاد کردند.در سال 1947 کشوری به نام پاکستان به وجود آمد تا به عقیده ای که میلیون ها نفر از مردم هند قدیم سخت بدان پایبند بودند جامه ی عمل بپوشاند. این عقیده این بود که میهنی باشد تا مردم مسلمان شبه قاره در آن زندگی کنند و با ایمنی خاطر از کیش،فرهنگ و شیوه ی زندگی خودشان نگهداری کنند. ایمان داشتند که اگر این میهن نباشد ،هرچه را که گرامی می دارند در خطر خواهد بود.بنابراین کشور جدید پاکستان از قسمتی از شبه قاره که مسلمانان در آن ها اکثریت داشتند به وجود آمد.[هربرت فلدمن، سرزمین ومردم پاکستان، مترجم: عبدالحسین شریفیان، ص9]
در قرن نوزدهم میلادی انگلستان نفوذ استعماری خود را به سراسر هندوستان گسترش داده و کمپانی هند شرقی که اجراکننده ی سیاست انگلیس بود و در ابتدا بعنوان یک کمپانی تجارتی ساده ، در کلکته آغاز به کار کرد ،تا سال 1857تقریباً همه ی هندوستان را اداره می کرد و کلیه ی مقاومت های محلی شاهزادگان،مهاراجه ها، نوابها و مردم را در هم کوبیده بود. این کمپانی دارای ارتشی سامان یافته و بسیار قوی بود که عمدتاً از مردم محل تشکیل می شد. تسلط انگلیس بر هند برای مسلمانان از دست دادن همه چیز بود زیرا آنان با اینکه 5/1جمعیت هندوستان را تشکیل می دادند، برای مدت چند قرن حکومت هند را در دست داشته و از نفوذ فرهنگی فوق العاده ای برخوردار بودند.در صورتی که برای هندوها تسلط انگلیس ،چیزی جز تغییر ارباب نبود و طبیعی است که نابودی ارباب چند قرنه که دل خوشی هم از او نداشتند با استقبال روبرو شد.در این میان هندوانی که در اجتماع، محلی از اعراب نداشته و در دو اثر دولتی بی نفوذ بودند، با آمدن انگلیسی ها راه را برای ارتقاء خود باز می دیدند. دولت انگلیس پس از به دست آوردن قدرت سیاسی به فکر مبارزه ی فرهنگی افتاد و در اولین گام پیشنهاد تغییر زبان فارسی را که تا آن موقع زبان رسمی بود و مکاتبات اداری به آن زبان انجام می شد را داد.در سال 1835در هند اعلام شد که از این پس در دبیرستان ها انگلیسی تدریس شده و زبان فارسی به عنوان زبان رسمی جای خود را به انگلیسی خواهد داد و به دنبال این اعلام ،استعمال زبان فارسی در دواثر دولتی ،تجارت خانه ها و دادگاه ها ممنوع شده و کلیه ی کتب قانئن از عربی به فارسی و فارسی به انگلیسی ترجمه شد.[محمد علی هادی،پاکستان درجستجوی هویت مفقود، ص3]
حضور تشیع درپاکستان که درگذشته بخشی ازشبه قاره ی هند بوده به قرون نخستین اسلامی باز می گردد. در واقع نخستین جرقه های تشیع در دوران کوتاه خلافت امیرالمؤمنینن علی بن ابی طالب علیه السلام و لشکرکشی های محدود مرزی کارگزار وی در سیستان به مرزهای هند به ویژه سند مشاهده شد. سپس به مهاجرت سادات و برخی قیام گران علوی چون زیدی ها، ورود داعیان اسماعیلیه و سرانجام تشکیل حکومت اسماعیلیه در مولتان در قرن چهارم آن را گسترش داد. در قرون بعد با همه ی فراز و فرود تاریخی که داشت وتعصّبات موجود و سرکوب برخی سلسله های حکومت گر چون غزنویان (به ویژه سلطان محمود غزنوی ) تشیع به حیات خود ادامه داد. این مذهب با ورود عالمان شیعه به این منطقه با گرایش های مختلف فقهی ،حدیثی ،کلامی و عرفانی در قرون بعدی گسترش یافت و پیروان آن در قرن های هشتم و نهم هجری مجدداً تحت عنوان سادات، قطب شاهان و جز آن ها در برخی از نواحی جنوب هند به حکومت رسیدند و همواره در دربار سایر سلسله ها نیز کم و بیش حضور داشتند.[رسول جعفریان، اطلس شیعه، ص606]
شمار شیعیان پاکستان به طور دقیق معین نیست و آمارهای موجود میان 15 تا25 درصد از جمعیت پاکستان را شیعه می داند. منابع غربی درصد شیعیان پاکستان را در سال 1980 میلادی 14.5 درصد دانسته اند. نکته مهم آن است که بسیاری از شیعیان که در شهرهای مختلف پراکنده اند مذهب خویش را برای حفظ جان خود پنهان می دارند، به همین دلیل آمارگیری دقیق از این امر دشوار است. شیعیان پس از استقلال این کشور در سال 1947 در مناطق قبائلی و بلوچستان استقرار یافته و در مجموع در سراسر کشور پراکنده شدند. در یک نگاه کلی می توان بیشترین حجم شیعیان را در پنجاب که مهم ترین استان پاکستان به شمار می رود دانست. پس از آن سند، مناطق شمالی، مناطق قبائلی، کشمیرسرحد و بلوچستان قرار دارند. شهرهای مهم که شیعیان درآن سکونت دارند؛ کراچی، لاهور، ملتان، راولپندی، اسلام آباد، جنگ، سیالکوت، حیدرآباد، خیرپور، پیشاور، پاراچنار کوهات، اسکردو و کویته می باشند.[همان،ص607]
حوزه های علمیه شیعی در پاکستان
حوزه های علمیه شیعیان پاکستان ریشه در مرکز کهن وعلمی لکنهودرکشورکنونی هندوستان دارد وشیعیان شبه قاره (برصغیر) قبل از سال 1947که درسرزمین وکشور واحد به نام بهارات (هند) به سر می بردند. درحوزه علمیه لکنهو جهت تحصیل علوم دینی وحل مشکلات اسلامی خویش مراجعه می نمودند وعالمان و مدرسان بزرگ شیعی درآنجاتمرکز داشتند. طبیعی است که مدرسان ومدارس علمیه سایر نقاط هند تابع آن به شمار می رفتند.[رسول جعفریان، اطلس شیعه، ص607]
نقش علامه قاضی حسین احمد
قاضی حسین احمد، اندیشمند بزرگ پاکستانی در سن 74 سالگی بر اثر عارضه قبلی درگذشت، اندیشمند مجاهدی که فقدان‌اش از نگاه هر عالم اسلامی ضایعه‌ای بزرگ برای مسلمانان شبه قاره هند و جهان اسلام است.
این شخصیت برجسته پاکستانی ابتدا به تشکل «جمعیت طلبه» پاکستان پیوست و در سال 1970 به عضویت حزب جماعت اسلامی در‌آمد. وی به سبب توانایی‌های بالقوه خود در سال 1978 به عنوان معاون حزب جماعت اسلامی انتخاب شد و در سال 1987 رهبر این حزب شد.
شورای همبستگی ملی در پاکستان
قاضی حسین احمد در مهرماه سال 1391، برای آخرین بار به تهران سفر کرد. در این سفر پرشورتر و چابک‌تر به نظر می‌رسید. با شور و علاقه از تشکل جدیدی به نام شورای همبستگی ملی در پاکستان صحبت می‌کرد، به راحتی می‌شد برق چشمانش را از این توفیق الهی دید و آماده بود که کار جدیدی را شروع کند و در جلسه‌ای که با دبیر کل مجمع جهانی بیداری اسلامی داشت درباره بحران سوریه صحبت می‌کرد و شیوه موجود در بحران سوریه نمی‌پسندید و از اینکه مردم بی‌گناه به دست گروه‌های تند‌رو کشته می‌شد، ناراحت و غمگین بود؛ لهذا پیشنهاد داد که با طرف‌های درگیر به گفت‌وگو بنیشیند و از کشورهای عربی منطقه و ترکیه بخواهد که مشکل به شیوه‌ای دیگر حل شود.
وی قصد اصلاح امور مسلمین داشت ولی تقدیر الهی، قضا و قدر دیگری را معین کرده بود و سرانجام این عالم مجاهد در بامداد روز یکشنبه 10 دی 1391 ترک دیار فانی کرد.
تأکید بر وحدت مسلمانان
هر چند وی سنّی مذهب بود اما همیشه بر طبل اتحاد و همدلی مذاهب اسلامی می‌کوبید و واقعا در این راستا فعالیت می‌کرد. آخرین اقدام او در اینباره تشکیل شورای همبستگی ملی در سال 2012 م (2 خرداد 1391) در پاکستان بود. در این مقطع زمانی قاضی حسین احمد با گردآوری بیش از 30 حزب و گروه مذهبی معتدل پاکستانی و برگزاری جلسه‌ای با حضور علمای شیعه و سنی در اسلام‌آباد، این شورا را تشکیل داد و خود او نیز به عنوان اولین رییس این شورا انتخاب شد، شورایی که در اساسنامه خود برقراری سیستم اسلامی در کشور و دوری از خشونت‌های فرقه‌ای و مذهبی را به عنوان 2 اصل اساسی مورد تأکید قرار داد.
مشی مرحوم قاضی حسین، تأکید بر اعتدال و دوری از گروه‌های تکفیری بود. به باور او مسلمانان به جای اینکه روحیه شهادت‌طلبی را علیه یکدیگر استفاده کنند باید علیه دشمنان استفاده کنند، البته نظرات او درباره رعایت اعتدال و تحمل مذاهب به مذاق گروه‌های تندرویی مانند حرکت طالبان خوش نیامد و طالبان که چند ماه گذشته برهان‌الدین ربانی را در افغانستان ترور کرده بود در آبان سال جاری نیز به جان قاضی سوء قصد کرد اما او از این ترور جان سالم به‌در برد.
پراکندگی مذاهب در شبه قاره
98% از جمعیت را مسلمانان تشکیل می‌دهند که از میان آنها 75% اهل سنت و اکثراً از مذهب حنفی، اندکی شافعی و 20-25% آنها هم دوستداران اهل بیت هستند. سایر گروههای دینی شامل مسیحیان و هندوها، حدود 2% جمعیت را تشکیل می‌دهند.
در مورد چگونگی تکوین مذاهب در شبه قاره باید گفت که اولین اعتقادی که در این منطقه رواج یافت، آیین هندو بود که در حدود 2000 سال قبل از میلاد مسیح به وسیله آریایی‌ها به این منطقه آورده شد. آریایی‌ها از روسیه و آسیای مرکزی در جستجوی چراگاههای تازه برای گله‌های خود به این منطقه آمدند، آنها پرستش ایندرا، خدای آسمان، را که در سروده‌های ودایی باستان ویران کننده دژها و دیوارهای بلند شهرها معرفی می‌شد را با خود آوردند. بودا از دیگر آیین‌های مهمی بود که از سال 528 قبل از میلاد در منطقه رواج یافت. سه سده پس از مرگ بودا، آشوکا، فرمانروای بزرگ، شروع به ساختن بناهای تاریخی به یاد بودا نمود و به اشاعه تعلیمات بودا پرداخت.
سایر گروههای مسلمان این کشور عبارتند از: سادات، مغول ها، پتان‌ها، جوخه‌ها، اسماعیلی‌مذهبان پیرو فرقة نزای آقاخان، بهایی‌ها، احمدیه یا قادیانی‌ها(مسلمانان پاکستانف قادیانی‌ها را مسلمان نمی‌دانند زیرا به نبوت پیامبر اسلام(ص) معتقد نیستند) قادیانی‌های پاکستان شاخه‌ای از قادیانی‌های اصلی در هند می‌باشند و مرکز آنان در جنوب غربی لاهور می‌باشد که نام آن را «ربوه» گذاشته‌اند. فعالیت این گروه در تبلیغ ملک خودشان بخصوص در غرب و آفریقا چشمگیر است. در سال 1974 و در تاریخ 7 سپتامبر همان سال مجلس شورای ملی پاکستان با اصلاح دو ماده از قانون اساسی و درج این مطلب که تمامی کسانی که به نبوت و خاتمیت قطعی و کامل حضرت محمد(ص) ایمان و اذعان نداشته باشند از شمول اسلام خارج خواهند بود، قادیانی‌ها را غیرمسلمان دانستند.
بالاخره در مورد نفوذ ادیان در حاکمیت باید گفت که اساس تشکیل پاکستان، دین اسلام بود. از این رو ادیان دیگر نقش چشم‌گیری در اوضاع سیاسی این کشور ایفا نمی‌کنند.
این کشور از معدود کشورهایی است که جز دین مشترک بین جمعیت آنان، هیچیک از عناصر تشکیل یک دولت ملی در محدودة سرزمینی خاص را بنابر عرف سیاسی امروز قرار نداده است. در اصطلاح ساختار جمعیتی این شکور را موزائیک‌وار می‌دانند که از اقوام و قبایل مختلف تشکیل شده است. بنابر قانون اساسی، رئیس جمهور نخست وزیر باید مسلمان باشد اما همة اقلیت‌های مذهبی به نسبت تعدادشان در شورای ملی پاکستان دارای نماینده می‌باشند. اقلیت‌های دینی می‌توانند آزادانه مراسم و آیین‌های دینی خود را به جای بیاورند. از همان ابتدای تشکیل حکومت پاکستان، تلاش برای استقرار هرچه بیشتر اصول اسلامی، علت وجودی تشکیل این کشور بوده است. دین اسلام تنها عامل وحدت‌بخش میان گروههای مختلف قومی و زبانی این کشور است. قانون اساسی این کشور مبتنی بر اصول اسلامی بوده و مقرر می‌دارد که به منظور بررسی تناسب و تطابق قوانین موضوعه این کشور با شریعت اسلامی شورایی تحت عنوان ، شورای عقاید و احکام اسلامی تشکیل گردد. علاوه بر دایر بودن محاکم شریعت تحت نظر حکام شرع، قوانین کیفری نظامی نیز به نحوی اصلاح گردید. که به محاکم نظامی نیز اجازه اعمال قوانین کیفری و مجازات اسلامی را اعطا کرده است. قصاص، حدود و تعزیرات که از مجازات‌های اسلامی هستند از سال‌های پیش در پاکستان اجرا می‌شده است.
امتیازات مشابه حوزه‌های علمیه شیعه و سنی
بر اساس نیازی که جامعه روحانیت و علما و مدارس علوم دینی اهل‌ سنت داشتند، شورای برنامه‌ریزی مدارس دینی اهل‌سنت، در متن جمهوری اسلامی تشکیل شده است تا بتواند نیازهای آموزشی و پژوهشی حوزه‌های دینی مدارس اهل‌ سنت را پاسخگو باشد و درباره تأیید مدارک تحصیلی آنان، توسعه و گسترش مدارس اهل ‌سنت و ارزیابی مدارک تحصیلی دانش‌آموختگان خارج از کشور تصمیم‌گیری کند.
نماد تشیع درشبه قاره
نماد تشیع درشبه قاره وازجمله پاکستان، مراسم عاشورای حسینی است. به طوری که هیچ نقطه ای ازنقاط شیعه نشین درسراسر شبه قاره نیست که درایام عاشورا مراسم برگزار نشود.این مراسم آداب مخصوص به خود رادارد واین آداب درمناطق یاد شده به مراتب بیش از آنی است که درایران یا حتی در عراق وجود دارد. برگزاری مراسم عاشورا درطول قرنها سبب شده تا بسیاری ازمسلمانان غیر شیعه نیز نسبت به آن علاقه مند شده ، مجالس مستقل برگزارنمایندویا درمجالس شیعیان شرکت نمایند. به عبارت دیگرتمام شیعیان پاکستان باشور وشدت بیش از حد درمراسم عزاداری محرم حضور می یابند. دراین مراسم پاکستانی ها شبیه کوچکی از مقبره امام حسین (ع) درکربلا را پیشاپیش عزاداران حمل می کنند ودرهند به این شبیه تعزیه ،درنقاط دیگر ضریح یا نقل می گویند.علاوه براین، سینه زنی و زنجیرزنی نیز در مراسم عزاداری محرم در پاکستان معمول است.[همان، ص612]
درجات دینی روحانیون در شبه قاره
درجات دینی که در شبه قاره به روحانیون در سطوح مختلف دینی اعطا می‌شود: عبارتند از:
1ـ مولانا، مولانا قاری، مولانا حافظ: به کسانی که آگاه به علوم دینی باشند و در عین حال اهل منبر وعظ و خطابه هستند مولانا می‌گویند. کسانی که در عین آگاهی به علوم دینی قرآن را به صورت دلنشین می‌خوانند مولانا قاری خوانده می‌شوند. کسانی که حافظ قرآن باشند و در حفظ و تجدید و قرائت قرآن مهارت داشته باشند مولانا قاری حافظ نامیده می‌شود.
2ـ ذاکر: به کسانی که به نعت خوان، کسی که حضرت رسول‌(رص) و خاندان وی را در شعر با ترنم می‌خواند و معمولاً سنی است.
3ـ شیخ‌الحدیث: کسانی که به طلاب علوم دینی در پایان تحصیلاتشان درس احادیث می‌دهند
4ـ مفتی: به بالاترین درجه روحانیون مذهبی در پاکستان اطلاق می‌‌شود. مراجع طراز اول تقلید به این عنوان خوانده می‌شود.
5ـ شیع‌المشایخ: به پیشوای فرقة صوفیان و اقطاب و مراد سالکان گفته می‌شود. مشایخ به اقطابی می‌گویند که چشم و چراغ پیروان و قریب به درجه شیخ‌المشایخ هستند.