بررسی دروغ و قبح ذاتی آن
518 بازدید
تاریخ ارائه : 12/27/2012 8:58:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

بررسی دروغ و قبح ذاتی آن

پرسش: از نظر من دورغ گويي هيچ توجيهي ندارد مخصوصا كه براساس منفعت شخصي باشد. يا حقيقت را بايد نگفت يا اگر به زبان آورده مي شود بايد حقيقت باشد حتي اگر كامل گفته نشود، ولي متاسفانه فضاي دورغ گويي در جامعه ي ما به شكل بدي رو به توسعه است. زيرا در همه جا به نفع شخص تمام مي شود.
متاسفانه در مصاحبه هاي اداري، در دادگاهها ، در دوستيها، در روابط زن و شوهري، خانوادگي وغيره
حرمت دين ناب ما هم زير سوال رفته است!
چرا ما خود نبايد مراقب و مسول رفتار و گفتار خود باشيم و اگر اشتباهي كرديم صادقانه بيان كنيم و پايش بايستسم كه بسيار ستودني و مقدس مي باشد.

   پاسخگو: مصطفی سلیمانی
پاسخ:
پرسشگر گرامي! پيشينه اي با اين ايميل به مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني تا به حال ارسال نشده است. از آنجايي كه اين جواب را در آرشيو مركز نيافتيم، جواب مجزايي را خدمت شما عرض مي كنيم.
- مطالبي مهم در مورد دروغگويي با توجه به سوال مطرح شده:
1- ناپسندي و زشتي مطلقِ دروغ:
در همه جوامع بشري در طول تاريخ، دروغ امري ناپسند و زشت دانسته شده است،(1) چرا كه ذات و فطرت آدمي به سوي كمال، خوبي، صدق، راستي، درستي، زيبايي و مانند آن گرايش دارد و از هرگونه بدي، زشتي و دروغ بيزار است. عقل و شريعت نيز دروغ را جزو مصاديق ظلم و بي عدالتي مي شناسد و به عنوان يك اصل ضداخلاقي و ضدارزشي با آن مخالفت و مبارزه مي كند.(2)
عقل عملي انسان، به عدالت حكم مي كند و آن را جزو بايدهاي ارزشي و اخلاقي دسته بندي مي كند؛ در مقابل ظلم را بد، زشت و ناپسند مي شمارد و به عنوان نبايدهاي ارزشي و اخلاقي با آن مخالفت و مبارزه مي نمايد.
براساس آموزه هاي وحياني قرآن، هر آنچه را كه عقل مستقل عملي انسان و گاه حتي سيره عقلايي در برخي از موارد، امري زشت و بد و ضد عقلاني يا ضد عقلايي دانسته، آن چيز حرام و گناه مي باشد؛ زيرا هر آنچه عقل مستقل عملي حكم كند، شريعت نيز به همان حكم مي كند؛ چرا كه آموزه هاي وحياني اسلام براساس فطرت و عقلانيت مي باشد و هرگز با فطرت و عقلانيت تضاد و تقابل ندارد. از اين رو اسلام نه تنها دروغ را زشت و بد دانسته بلكه به عنوان گناه شناخته و وعده مجازات و كيفر در دنيا و آخرت داده(3) و گاه دروغگويان را مورد لعن و نفرين خود قرار داده است.(4)
از نظر اسلام، دروغ سرچشمه همه پليدي ها و زشتي ها و گناهان بشر است. امام حسن عسگري(ع) فرمود:«جعلت الخبائث كلها من بيت و جعل مفتاحها الكذب»(5) تمام پليدي ها در خانه اي نهاده شده و كليد آن دروغ است.
دروغ، انسان را در ميان مردم بي اعتبار نموده و اعتماد ديگران را از وي سلب مي كند و آثار بسيار نامطلوبي درپي دارد، لذا دروغ از نظر اسلام حرام است. به اين معنا كه فراتر از حكم اخلاقي زشت و بد بودن، به عنوان حكم فقهي از ميان احكام پنج گانه، حكم حرام بر آن مترتب شده است.
بنابراين، از نظر اسلام، همواره دروغ امري زشت وگناه است. از نظر اسلام، دروغ از مصاديق رذيلت اخلاقي است و هرگز به عنوان يك فضيلت معرفي نمي شود. از نظر فقهي و حكم شرعي، نيز گناه و حرام است. پس در همه احوال و موارد يعني از نظر عموميت و اطلاق اصولي بايد گفت كه هرگز چيزي به نام دروغ خوب نداريم.
خداوند در آياتي چند، خود و پيامبرش را از هرگونه مصاديق دروغ منزه و پاك مي داند. اين پاكي از دروغ حتي در قالب وعده از سوي خداوند و پيامبرش(6) بيانگر آن است كه دروغ، مطلقا زشت و ناپسند و بد است و نمي توان دروغي را خوب و پسنديده معرفي كرد.
2- تفاوت انگيزه ها و اهداف در دروغگويي افراد:
دروغ گويان با اهداف و انگيزه هاي چندي متوسل به دروغ مي شوند. در بسياري از موارد منافع شخصي است كه شخص را به دروغگويي مي كشاند و كمتر مواردي را مي توان يافت كه منافع ديگري آنان را به دروغ سوق دهد.
الف: گاه هدف دروغ، پنهان كردن جرم و گناه و خلاف يا قانوني است كه شخص مرتكب شده است. ريشه بسياري از دروغ ها را مي توان در اين انگيزه و هدف خلاصه كرد.
ب: انگيزه و هدف ديگري كه شخص را به دروغ گويي مي كشاند، نيرنگ و فريب است؛ چرا كه نمي خواهد ديگري به سمت وسويي برود كه مخالف اهداف دروغ گو و مقاصد و منافع و مصلحت اوست. از اين رو با بهره گيري از دروغ و اعتمادي كه ديگري به هر دليل به او دارد (مانند استفاده از سوگند دروغ) شخص را گمراه مي كند و فريب مي دهد تا كاري را مرتكب يا ترك كند كه خواسته دروغگو است.(7)
ج: حسادت نيز مي تواند انگيزه اي براي دروغ و دروغگويي باشد.
اما از نظر آموزه هاي اسلامي همه دروغ ها به هر هدف و انگيزه اي كه باشد زشت، بد و ناپسند و حتي گناه كبيره و حرام است و مرتكب آن نمي تواند به عناويني چون هدف و قصد و انگيزه خير و… آن را امري خوب و حلال و پسنديده جلوه دهد.
3- دروغ هاي مصلحتي، دروغ هاي بد ولي مجاز اضطراري:
اكنون اين پرسش مطرح مي شود كه اگر دروغ مطلقا زشت، بد، ناپسند اخلاقي و گناه و حرام شرعي و فقهي است؛ پس چرا براي آن استثناء قائل شده اند و به اصطلاح دروغهاي مصلحتي مجاز شده است؟
بي گمان پاسخ را مي بايست در خود پرسش جست وجو كرد. هرگز اسلام و آموزه هاي وحياني آن، دروغي را خوب و حلال ندانسته است؛ بلكه در برخي از موارد به خاطر مصالحي بسيار مهم چون حفظ جان و عرض و آبرو يا مال بسيار زياد، دروغ را مجاز دانسته است و اين جواز درحد ضرورت است و براساس آموزه هاي اسلامي چيزي كه به ضرورت و اضطرار به همان مقدار مجاز دانسته شده، در همان محدوده با شرايط سخت جايز است: «الضرورات تبيح المحذورات؛ الضرورات تتقدر بقدرها»
پس جواز دروغ همانند جواز خوردن مرده براي مضطر آن است كه بايد به مقدار نياز و با شرايط خاصي انجام گيرد. كسي كه براي نجات جان خود مرده اي را مي خورد يا كسي كه براي درمان بيماري بي درمان و يا سخت درمان، مجازات، شراب بنوشد، در همان اندازه مورد نياز مي تواند استفاده كند و دايره اين مصلحت و جواز بسيار بسته و محدود است. پس اگر بيش از حدنياز و بيرون از مصلحت اهم بخورد و بنوشد، گناه و حرامي را مرتكب شده است. پس راه به راه نمي توان به عنوان مصلحت دروغ گفت و با مصلحت توجيه كرد.
باز هم تاكيد مي شود در اسلام هيچگاه دروغ پسنديده و خوب و هنجاري معرفي نشده است حتي اگر براي مصالح بسيار مهمي در برخي از موارد خاص و استثنائي تجويز شده و مجاز دانسته شده باشد؛ زيرا عنوان ناپسند بودن و زشت و بد بودن، همچنان باقي است و در محدوده اي بسيار تنگ و با شرايط بسيار سخت به حكم اضطرار و ضرورت، مجاز دانسته شده است.
- موارد استثنايي و اضطراري جواز دروغ:
مواردي كه از نظر فقه اسلامي براي مصالح و منافع بسيار مهم شرعي، فردي يا اجتماعي، دروغ به عنوان دروغ مصلحتي تجويز شده به شرح ذيل است:
1. در موقعيت اضطرار و ناچاري: هرگاه كسي براي حفظ جان يا مال يا ناموس خود يا فرد مسلمان ديگر، سخن يا سوگند دروغ بخورد، جايز است. لذا امام صادق(ع) فرموده است: «اگر انسان از روي تقيه و ضرورت و ناچاري سوگند دروغ ياد كند، ضرري ندارد.»(8) و در ادامه مي افزايد به طور قاعده كلي، هر حرامي در مقام اضطرار مجاز مي شود.
2. اصلاح ميان مردم: هرگاه بين دو نفر مسلمان خصومت و نزاعي باشد و ابتدا تمام راه هاي معمولي چاره را رفته اند؛ ولي نتيجه اي نبخشيده، در اين صورت انسان با يقين به مؤثر بودن، مي تواند با گفتن دروغ، كينه و عداوت را برطرف كرده و صلح و صفا و صميميت ميان آنها برقرار كند، مشروط بر اينكه فايده و نتيجه اي بر آن محتمل باشد. در وصيت پيامبر اكرم(ص) به اميرالمؤمنين(ع) آمده است: «يا علي! ان الله احب الكذب في الاصلاح و ابغض الصدق في الفساد.»(9) اي علي! خداوند دروغ را كه باعث اصلاح بين مردم شود دوست دارد و از راست گفتن كه باعث فتنه و نفاق شود، بيزار است.
3. خدعه و نيرنگ در جنگ: يكي ديگر از مواردي كه گفتن دروغ حرام نيست، جنگ و جهاد است. اگر جنگ با انگيزه دفاع و يا رفع فتنه و فساد باشد استفاده از دروغ اشكالي ندارد.
4. وعده به خانواده و همسر: در دين مقدس اسلام هزينه زندگي زن و فرزند به عهده مرد است. (در مورد همسر مطلقا و در مورد فرزندان در صورت نياز آنها و تمكن پدر). البته نفقه واجب به تناسب امكانات و مقدار توان است و بيش از آن لازم نيست، ولي چون بسياري از اوقات در اثر زياده طلبي و چشم و هم چشمي، تقاضاي خانواده فراتر از امكانات مرد و بيش از حد توان او است، در چنين وضعي مرد بر سر دوراهي قرار مي گيرد: يا بايد با برخورد منفي و رد صريح در برابر خواسته هاي آنان موضع گيري كند و يا با برخورد اميدوار كننده و وعده هاي مصلحتي و غير جدي تا حدودي آنها را راضي و قانع سازد. حال، با توجه به اينكه پاسخ منفي و تند جز جريحه دار شدن عواطف و تزلزل اركان خانواده و حتي طلاق همسر سرانجامي ندارد، ناگزير اجازه داده شده كه از روش دوم استفاده شود و آن به ظاهر دروغ گفتن مصلحتي است.
- كلام نهايي:
برخي از افراد به ظاهر متدين عادت كرده اند كه در هر موقعيتي كه منافع آنها به خطر مي افتد و با كوچك ترين توجيه، به دروغ متوسل مي شوند و نام آن را دروغ مصلحتي مي گذارند، در حالي كه دروغ در همه حال امري حرام و بد و زشت است و اگر مواردي استثناء شده و جواز دروغ در آنها داده شده، صرفا براي مصلحتي بزرگتر و مهم تر بوده و دروغهاي مصلحتي فقط منحصر به همان موارد مجاز تعيين شده در روايات و شرع، مي باشد و غير از آن موارد، همگي دروغهاي حرام بشمار مي رود كه فرد به خيال خود آنها را مصلحتي مي داند در حالي كه به واقع دروغهاي منفعتي براي اوست كه بخاطر به خطر افتادن منفعتي از او، متوسل به آن دروغ شده است.
- پي نوشت ها:
1. غافر(40) آيه ۲۸.
2. آل عمران(3) آيه ۹۴؛ انعام(6) آيات ۲۱ و ۹۳.
3. بقره(2) آيات ۸ تا۱۰.
4. نور(24) آيات ۶ و ۷؛ آل عمران(3) آيه ۶۱.
5. ملامحمدمهدى نراقى، جامع السعادات، بيروت، منشورات مؤسسه الاعلمى للمطبوعات.  ج۲، ص۳۲۳.
6. واقعه(56) آيات۱و۲؛ هود(11) آيات۶۱ و ۶۵.
7. اعراف(7) آيه ۲۰؛ عنكبوت(29) آيه ۱۲؛ منافقون(63) آيه ۱.
8. شيخ حرعاملي، وسايل الشيعه، آل البيت، قم، 1409ه ق، ج۱۶، ص ۱۳۷.
9. همان، ج۸، ص ۵۷۸.