نقش و تأثیر تلویزیون در زندگی کودکان [به مناسبت روز جهانی کودک و تلویزیون]
174 بازدید
تاریخ ارائه : 12/13/2012 9:59:00 AM
موضوع: علوم تربیتی

نقش و تأثیر تلویزیون در زندگی کودکان

[به مناسبت روز جهانی کودک و تلویزیون]


اشاره:
یکی از مسایلی که از دیرباز، توجه اندیشمندان حوزه های گوناگون علوم انسانی را به خود جلب کرده و موجب قلم فرسایی این اندیشمندان شده، مسأله رابطه تلویزیون با کودک و نوجوان است.
در حال حاضر در میان تمام وسایل ارتباط جمعی، تلویزیون تنها رسانه‌ ای است که میلیاردها انسان در سراسر جهان به‌ طور گسترده ‌ای از آن استفاده می ‌کنند و براساس آمار بیشترین مخاطب آن در حال حاضر کودکان و نوجوانان هستند و به همین دلیل نیز این رسانه نقش مهمی را در ایجاد الگوهای ذهنی و رفتاری و ارتباطی کودکان ایفا می‌کند.

 

نویسنده: مصطفی سلیمانی

قابلیت های تلویزیون:
کسی نمی تواند مدعی شود که تلویزیون برای کودکان صرفاً خوب یا بد است. برای برخی کودکان در برخی شرایط، برخی برنامه های تلویزیونی زیان بخش است، برای سایر کودکان در همان شرایط یا برای همان کودکان در شرایط دیگر، تلویزیون می تواند سودمند باشد. برای بیشتر کودکان در اغلب شرایط، بیشتر برنامه های تلویزیون خنثاست و زیان و یا سود خاصی ندارد زیرا تلویزیون هم مثل دیگر مصنوعات بشری کارکردهای سه گانه در دو بُعد آشکار و نهان دارد:
▪ کارکردهای مثبت  ▪ کارکردهای منفی  ▪ کارکردهای خنثا.
با توجه به این تقسیم بندی، تلویزیون نه صرفاً عاملی است که زندگی طبیعی انسان ها را به خطر اندازد و نه وسیله ای است مطلقاً برای پیشبرد اهداف بشر.
در این زمینه، دیوید سالکید در گفتوگو با مجله لایف می گوید:
من روشن فکری هستم که نگران تلویزیون است. برخی چیزهای خوب در آن است. این چیزهای خوب مثل جزایری مرجانی در اقیانوسی از زباله هستند… . تلویزیون مرا دیوانه کرده است چراکه واقعاً دوستش دارم، در حالی که چیز کثیفی است مثل زن بسیار زیبایی که نفرت انگیز به نظر می رسد. تنها راه درست کردن آن (تلویزیون) تهذیب گروهی است که تلویزیون را اداره می کنند.[ویلبر شرام جک لایل و ادوین بی پارکر، «تلویزیون در زندگی کودکان» ترجمه: محمود حقیقت کاشانی تهران مرکز تحقیقات و مطالعات و سنجش برنامه ای صدا وسیما، ص ۱ و ۵]
بررسی تاثیر مثبت و منفی تلویزیون بر کودکان:
1- تأثیرات منفی:
با وجود تمام مزایای مثبت تلویزیون از قبیل نقش برجستۀ آن در امر اطلاع ‌رسانی و آموزش، فرهنگ ‌پذیری، ایجاد تفنن و سرگرمی، این رسانه نیز مانند تمامی تکنولوژی‌ های ارتباطی دیگر اگر به ‌موقع و صحیح استفاده نشود، تأثیرات منفی غیرقابل انکاری دارد که درصورت بی‌توجهی به آن ممکن است تأثیر مثبت این رسانه فراگیر را تحت‌الشعاع قرار دهد.
از جمله تأثیرات منفی تلویزیون روی کودکان نقش منفی آن در تضعیف مهارت‌های کلامی و ارتباطی کودکان است.
تحقیقات اخیر نشان داده است کودکانی که ساعت‌های متمادی را صرف تماشای تلویزیون می‌کنند؛ در آینده دچار مشکلات ارتباطی و کلامی خواهند شد. متأسفانه بسیاری از والدین نمی‌دانند فرزندانشان در چه مرحله‌ای از دوران کودکی‌شان تکامل گفتاری و ارتباطی‌شان را آغاز می‌کنند. این تحقیقات نشان می‌دهد فقط 2/5 درصد از والدین می‌دانند که یک نوزاد بین 12 تا 18 ماهگی نخستین کلمه زندگی خود را می‌گوید، در حالی که 31 درصد انتظار دارند کودک نخستین کلمه زندگی خود را بین 6 تا 8 ماهگی بر زبان بیاورد. همچنین فقط 1/5 درصد از والدین می‌دانستند که کودکان نخستین جمله 5-3 کلمه‌ای خود را حدود 3 سالگی بر زبان می‌آورند.
«مک ‌گایر»، روانشناس و محقق، ورود رسانه‌هایی مانند تلویزیون را به «ورود یک بیگانه به خانه» تعبیر کرده است. به گفته این محقق این بیگانه به‌ طور متوسط 6 روز در هفته در خانه‌ها حضور دارد؛ بیگانه‌ای که به ‌طور آزادانه در همه جای خانه سر می‌ زند و تأثیر می‌گذارد. این بیگانه وظیفه محدود کردن توانایی کودکان و حتی بزرگسالان را در تشخیص ‌رؤیا از واقعیت به‌عهده دارد.
همچنین «جان تیلور گاتر1999» دربارۀ وسعت دنیای مجازی اعتقاد دارد:
تلویزیون و رسانه‌ها با صرف وقت کودکان به دنیای مجازی، فرصت تجربه دنیای حقیقی و آشناشدن با واقعیت‌های جذاب، نشاط‌ آور و حتی مخاطره‌آمیز را از آنان سلب می‌کنند.
واقعیت این است که تماشای تلویزیون به‌خصوص در سال‌های نخست زندگی کودک اثرات سوئی بر مهارت‌های فکری، ارتباطی، کلامی و حتی خلاقیت کودکان دارد.
تماشای تلویزیون به‌صورت متمادی باعث می‌شود، کودکان از فعالیت‌هایی که می‌توانند و باید در زمان رشد خود انجام دهند غافل بمانند و در اصطلاح کودکی نکنند. به ‌عنوان مثال بازی، ارتباط با کودکان دیگر و حتی بزرگسالان که به تقویت مهارت‌های کلامی و ارتباطی و عاطفی کودک می‌انجامد اگر در زمان خود و به موقع صورت نپذیرد کودکان امروز را با مشکلات عدیده در آینده روبه ‌رو خواهد کرد؛ کودک به‌عنوان مخاطب منفعل، ساعت‌ها روبه‌روی تلویزیون می‌نشیند و به تماشای آن می‌پردازد و در واقع مهارت‌های لازمه ضمن رشد را نیاموخته و تجربه نمی‌کند.
محققان توصیه می‌کنند والدین برای داشتن کودکانی سالم و با سیر رشد طبیعی باید وسایل ارتباط جمعی را به خدمت خود در آورند و به واسطه معضلاتی همچون شاغل بودن، آپارتمان‌نشینی و دغدغه‌های زندگی ماشینی فرزندان خود را به‌طور تمام و کمال در معرض وسایل نوین ارتباطی قرار ندهند. سن میانگین جذب کودک به تلویزیون حدودا 9‌ ماهگی است و لذا برای درامان ماندن از آسیب‌های بی‌رویه تلویزیون، والدین نباید برای سرگرم کردن کودکان به ‌ویژه در سنین زیر یک 3 سال استفاده کنند. رشد مهارت‌های اجتماعی کودک در گروی استفاده صحیح کودکان از وسایل ارتباط جمعی است، لذا برای داشتن بزرگسالانی با مهارت‌ها و قابلیت‌های اجتماعی طبیعی، باید حداقل ساعت‌هایی تلویزیون را خاموش کرد تا کودکان کودکی کنند.
دلیل خاصی که کودکان را به تماشای تلویزیون تشویق می‌کند، با نوع برنامه‌هایی که تماشا می‌کنند و نظر آنها درباره آن برنامه‌ها ارتباط دارد. دسته‌ای از کودکان از روی عادت یا برای وقت گذرانی تلویزیون تماشا می‌کنند و برنامه‌های جدی تلویزیون برایشان کمتر اهمیت دارد و بیشتر به‌دنبال سرگرمی‌های ساده و پرهیجانند.
البته در کنار مسائل مطرح‌شده، تلویزیون نقش زیادی در تعلیم و تربیت داراست.
2- کارکردهای مثبت:
۱) پرکردن اوقات فراغت کودک:
انسان ها هر سنّی که داشته باشند یک فعالیت اصلی و محوری دارند که گذراندن زمان در آن سن، حول آن محور است. این فعالیت اصلی در طول زمان (به خاطر طبع خاص انسان) برای انسان ملال آور می گردد. این تنوّع اولا، باید غیر از آن فعالیت اصلی باشد و ثانیاً در زمانی خارج از زمان آن فعالیت باشد تا آسیبی به این فعالیت اصلی نرسد.
کودک نیز از این امر مستثنا نیست. فعالیت اصلی کودک پیش از مدرسه بازی، و پس از مدرسه درس است. طبیعی است که کودک از بازی و درس خسته می شود و نیازمند یک فعالیت جانبی می گردد تا اوقات خالی از فعالیت اصلی را پر کند و خستگی های خود را برطرف کند. تلویزیون یکی از بهترین چیزهایی است که می تواند اوقات فراغت کودک را پر کند.[اثرات رفتای تلویزیون بر کودکان و نوجوانان، ترجمه و تلخیص: سعید آذری، مجله پژوهش و سنجش، ش ۱۵و۱۶ پاییز و زمستان ۱۳۷۷، ص ۷۷]
تلویزیون می تواند ابزاری ارزشمند نه تنها برای مشغول کردن کودکان باشد، بلکه اگر به وسیله مدیریتی هدفمند با برنامه ریزی صحیح اداره شود، می تواند با کارکردهای پنهان زیادی که دربر دارد، به عنوان وسیله ای سازنده، به خوبی اوقات خالی آنان را پر کند. بسیاری از نظرسنجی ها نشان می دهد که وقت گذرانی یکی از مهم ترین دلایل تلویزیون تماشا کردن کودکان است.۹
برخی از اندیشمندان با طرح پرسش های غیرمستقیم از کودکان و ربط دادن پاسخ آنها به رفتارشان، به این نتیجه رسیده اند که دلایل تماشای تلویزیون توسط کودکان، دست کم، به سه دسته بزرگ تقسیم می شوند. اولین دسته از این دلایل که حجمی چندین برابر دسته دوم دارد، شامل گذراندن اوقات فراغت است. کودکان وقتی با این هدف به تماشای تلویزیون می نشینند، به احتمال، بیشتر خواهان برنامه های شاد و سرگرمی های ساده و پرهیجان هستند. در این مرحله، کمترین توجه به برنامه های آموزشی بوده و آرامش بخش ترین برنامه ای که موجب افزایش احساس خوش بینی و امنیت خاطر مخاطبان می شود، برنامه های خانوادگی است.[بری گوننز و بیل مک آلر، کودک و تلویزیون، ترجمه: نصرت فتی، تهران، سروش ۱۳۸۰، ص 41]
به دلیل آنکه اوقات فراغت برای همه انسان ها، بخصوص کودکان، باید پاسخ گوی بسیاری از نیازها باشد، این کارکرد تا وقتی می تواند مفید باشد که جایگزینی برای همه فعالیت های جنبی کودک نگردد.
۲) تلویزیون و اجتماعی شدن:
زندگی اجتماعی دارای شاخص ها و نمادهایی است. بدون شناخت نمادهای اجتماعی، نمی توان در اجتماع زیست. در واقع، مقدّمه زندگی اجتماعی، اجتماعی شدن است. تولّد کودک مقارن با اجتماعی شدن اوست. به همان نسبت که کودک رشد می کند، باید همزمان رشد اجتماعی نیز داشته باشد زیرا رشد، پرورش و جامعه پذیری سه ماهیت همراه در وجود کودک است. کودکی یعنی: سال هایی که انسان راه و رسم زندگی را می آموزد.
اولین جایی که کودک اجتماعی شدن را می آموزد خانواده است.[حسین بستان، اسلام و جامعه شناسی خانواده، قم پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳، ص ۸۳] ولی توان خانواده برای پاسخ گویی به این نیاز بزرگ ناچیز است. گرچه مدرسه در کنار خانواده تا اندازه ای خانواده را در این راه یاری می کند، ولی به دلیل آنکه نیاز کودک فراتر از این حد است، باز هم این کمبود به وضوح مشهود است ولی تلویزیون به خاطر برنامه های فراگیر و متنوّع، بهترین وسیله ای است که می تواند این نیاز کودک را برطرف کند زیرا تلویزیون واسطه ای فراگیر است که در دسترس همه کودکان قرار دارد.
کودکان از طریق تلویزیون، درباره خود، زندگی خود، چگونگی رفتار در شرایط گوناگون، و چگونگی برخورد با مشکلات خانوادگی و شخصی، چیزهای زیادی می آموزند و این اجتماعی شدن از طریق تلویزیون با توجه به ویژگی های تلویزیون و کودک، از هر چیزی نافذتر است.
برخی دیگر از کارکردهای مثبت تلویزیون عبارت است از:
1- افزایش آگاهی کودکان در زمینه جغرافیایی، علمی، مسائل بهداشتی؛
2- تشویق کودکان به کارهای خوب با نمایش دادن مهربانی، سخاوت؛
3- گسترش برنامه‌های آموزشی با استفاده صحیح از تلویزیون و تشویق کودکان؛
4- ایجاد دوستی چه با‌گردهم جمع‌کردن خانواده و چه با در اختیار گذاشتن مجموعه‌ای از دوستان خیالی برای کودک؛
5- ترویج و آموزش ارزش‌های اجتماعی و دینی؛
6- معرفی روش‌های دوست‌یابی و حفظ دوستی؛
7- ایجاد حس مسئولیت در کودکان؛
8-‌ جلوگیری از رفتار خودخواهانه کودکان با به تصویر کشیدن رفتارهای جامعه‌گرایانه.
تلویزیون، این توانایی را دارد که دانش کودکان را در زمینه‌های مختلف افزایش دهد. عدم‌موفقیت در به انجام رساندن این توانایی، اغلب ناشی از درک نادرست تولید‌کنندگان برنامه نسبت به نیازهای مخاطبان، علایق و توانایی آنهاست. برای فهماندن اطلاعات علمی به کودکان، گاه می‌توان از خصوصیت‌های ویژه‌ای در برنامه استفاده کرد. مثلاً کودکان ترجیح می‌دهند برنامه‌های آموزشی تلویزیون را به‌صورت نمایش‌های داستانی ببینند، نه به‌صورت نوشته‌هایی بر صفحه تلویزیون.
نکته آخر در مورد تأثیرات آگهی‌های تلویزیونی است چون کودکان هنوز به آن حد از درک نرسیده‌اند که هدف واقعی آگهی‌ها را بفهمند، در نتیجه تحت‌تأثیر این آگهی‌ها قرار می‌گیرند. این آگهی‌ها ممکن است بچه‌ها را رو در روی والدین قرار دهد و در نتیجه این کار باعث نزاع درون خانواده می‌شود. از طرف دیگر بعضی از محصولات غذایی که در تلویزیون تبلیغ می‌شود ارزش غذایی کمی دارد و فقط دارای قند و شیرینی زیاد است که این عامل می‌تواند روی عادت‌های غذایی کودکان اثر بگذارد و والدین را وادار به خریداری موادی کند که نه‌تنها ارزش غذایی ندارند، بلکه باعث خرابی دندان و ایجاد امراض دیگر می‌شوند. از طرف دیگر چون کودکان تا قبل از اتمام دوران دبستان، تعداد بی‌شماری آگهی‌های تبلیغاتی می‌بینند که آنها را الگو قرار می‌دهند، ممکن است فقط تبدیل به یک مصرف‌کننده صرف شوند. در انتها باید به این نکته اشاره کرد که تلویزیون می‌تواند تأثیرات مثبت یا منفی بر کودکان و نوجوانان داشته باشد، این ما هستیم که نحوه استفاده و تأثیرگذاری این رسانه را بر فرزندانمان تعیین می‌کنیم.
کودکان و خشونت در تلویزیون:
تلویزیون می تواند عامل مؤثری در رشد و تحول سیستمهای ارزشی، و شکل دهنده رفتار باشد؛ ولی متأسفانه بسیاری از برنامه های تلویزیون مروّج خشونت هستند. با تحقیق در مورد تأثیر برنامه های خشونت آمیز تلویزیون بر کودکان و نوجوانان، معلوم شده است که آنها:
1- ترس از خشونت ندارند؛
2- به تدریج می پذیرند که خشونت راهی برای حل مشکل است؛
3- به تقلید خشونت می پردازند؛
4- ناخودآگاه با شخصیت های خاصی چه قربانیان و چه قربانی کنندگان همانند سازی می کنند. لازم به ذکر است که همانند سازی، ناآگاهانه و بسیار خطرناک است ولی الگو برداری آگاهانه است.
مشاهده خشونت در برنامه های تلویزیونی باعث پرخاشگری در کودکان می شود. گاهی اوقات حتی دیدن یک برنامه خشونت آمیز می تواند پرخاشگری را افزایش دهد. کودکانی که مکرراً نمایشهایی پر از خشونت را تماشا می کنند و ازاین کار منع هم نمی شوند، به احتمال زیاد، به تقلید آنچه می بینند می پردازند.
اثر خشونت تلویزیونی ممکن است فوراً در رفتار یا گفتار کودک نمودار شود و یا سالها بعد خود را نشان دهد. البته خشونت تلویزیونی تنها علت پرخاشگری یا رفتار خشونت آمیز نیست ولی از عوامل مهم تلقی می شود.
والدین می توانند با استفاده از راههای پیشنهاد شده ی زیر کودکان خود را از خشونت مفرط تلویزیونی محافظت کنند:
1- به برنامه هایی که کودکان می بینند توجه کنید و بعضی از آنها را همراه کودک خود ببینید. چنانچه کودک خود را به هنگام تماشای برنامه های خاص تلویزیونی همراهی کنید، می توانید سؤالهای او را بهتر برایش توضیح دهید و جلوی کج فهمی او را بگیرید.
2- زمان تماشای برنامه های تلویزیونی را محدود کنید. توجه داشته باشید که تلویزیون را نباید دراتاق خواب بچه ها قرار دهید. با این عمل خود باعث می شوید که کودک با اثرات منفی برنامه های خشونت آمیز تلویزیونی، به خواب نرود؛ همچنین نظم ساعت خواب و بیداری او مختل نمی شود.
3- به کودکان خود تذکر بدهید که اگر چه هنرپیشه حقیقتاً مجروح نشده یا به قتل نرسیده است، لکن این گونه خشونتها در دنیای واقعی یا بسیار دردناک است یا منجر به مرگ می شود.
4- هنگامی که برنامه های خشونت آمیز پخش می شود، یا کانال را عوض کنید یا تلویزیون را خاموش کنید. توضیح دهید که مشکل آن برنامه چیست و به گونه ای با منطق درخور فهم کودک، آسیب و ضرر موجود در آن برنامه را توضیح دهید تا میل کودک یا اصرار او برای تماشای این گونه برنامه ها کاهش یابد.
5- در حضور بچه ها صحنه های خشونت آمیز را تأیید نکنید و بگویید که بدترین شیوه برای حل یک مشکل، روش خشونت آمیز است.
6- تأثیر همسن و سالان و دوستان و همکلاسی ها باید به حداقل برسد. به این منظور با والدین بچه های دیگر تماس بگیرید و در مورد نوع برنامه های تلویزیون و مدت زمان مناسب برای تماشای تلویزیون توافق کنید.
والد ین با استفاده از این روشها می توانند اثر مخرب تلویزیون را در دیگر حیطه های زندگی از قبیل شکل گیری ها و قالب پذیری های جنسیتی یا نژادی پیشگیری کنند. مدت تماشای تلویزیون توسط کودکان، جدا ازمحتوای آن باید کم شود چون کودکان را از پرداختن به فعالیت های مفید دیگر از قبیل مطالعه، بازی  با دوستان و رشد و پرورش علائق خود باز می دارد.
اگر والدین در امر محدود کردن کودکان خود مشکل دارند یا نگرانی هایی در باب چگونگی رفتار خود در مقابل واکنش های کودک نسبت به برنامه های تلویزیونی دارند، می بایست با یک روان شناس کودک و نوجوان مشاوره کنند و از رهنمودها و تجارب او برخوردار شوند.
آسیب شناسی تأثیر تلویزیون بر کودکان:
می توان تصور کرد که کودکان ما بزرگ شوند، رشد کنند، وارد دانشگاه یا حوزه های مختلف شغلی شوند اما با رایانه آشنا نباشند و از شبکه جهانی (اینترنت) چیزی ندانند. دنیای امروز، دنیای تلویزیون، ماهواره، کامپیوتر و اینترنت می باشد و موارد فوق چنان با سرعت وارد زندگی بشر شده و نفوذ خود را ادامه می دهند که نمی توان از کنار آن ها با بی تفاوتی گذشت بلکه باید با آن ها به روش صحیح برخورد نمود تا بیشترین سود و استفاده حاصل آید. نکته قابل ذکر آن است که همچنان که اثرات مفید تکنولوژی جدید در کیفیت زندگی ما قابل انکار نیست ولی در صورت عدم مدیریت صحیح نیز ممکن است تاثیرات مضر آن بر زندگی کودکان و نوجوانان ما غیر قابل جبران باشد.
در مورد تلویزیون به نظر می رسد با توجه به آن که مدت زمان طولانی تری از ورود آن به زندگی گذشته، والدین فکر می کنند در این مقوله کمتر با فرزندانشان مشکل دارند، در آن حدی که استفاده از کامپیوتر و اینترنت والدین را نگران می کند استفاده از تلویزیون آن ها را با چنین شرایطی مواجه نمی کند.
در مورد تلویزیون به نظر می رسد با توجه به آن که مدت زمان طولانی تری از ورود آن به زندگی گذشته، والدین فکر می کنند در این مقوله کمتر با فرزندانشان مشکل دارند.
 تماشای تلویزیون یک فعالیت مهم و عمده است که تاثیرات مثبتی روی اطلاعات، دانش و یادگیری دارد. تلویزیون می تواند تاثیری قوی در رشد ارزش ها و شکل دهی رفتار داشته باشد ولی می تواند تاثیرات نامطلوبی نیز در زندگی کودک بگذارد زمانی که صرف تماشای تلویزیون می شود کودک را از فعالیت های مهمی چون مطالعه، تکالیف مدرسه، بازی، ورزش، تعاملات خانوادگی و رشد اجتماعی باز می دارد. همچنین کودکان می توانند اطلاعاتی را از تلویزیون دریافت کنند که نا مناسب و غیر صحیح است به خصوص آن که کودکان در یک مرحله سنی قادر نسیتند بین واقعیت و فانتزی ارائه شده در برنامه های تلویزیونی تفاوت قائل شوند. کودکانی که ساعات زیادی را صرف تماشای تلویزیون می کنند ممکن است موارد زیر در آن ها بیشتر دیده شود:
• پیشرفت تحصیلی ضعیف تری داشته باشند.
• کمتر کتاب بخوانند و مطالعه کنند.
• فعالیت فیزیکی و ورزشی کمتری داشته باشند.
• چاقی و افزایش وزن در آن ها بیشتر باشد.
کودکان ممکن است در برنامه های تلویزیونی و ماهواره با موضوعاتی چون پرخاشگری، رفتارهای جنسی و مصرف مواد مخدر و الکل آشنا شوند و از آنجا که هنوز تفکر انتقادی و منطقی در آن ها شکل نگرفته است ممکن است چیزهائی را که می بینند به عنوان موارد معمول، سالم و قابل قبول بپذیرد.
چنانچه برنامه های تلویزیونی و ماهواره به سمتی رود که مفاهیم خشونت و پرخاشگری در آن ها زیاد باشد و سیستم ارتباطی خانواده نیز به گونه ای مختل باشد که هیچگونه بحث و تبادل نظری در مورد این برنامه ها بین اعضای خانواده صورت نگیرد، می تواند تاثیر نامطلوبی روی رفتار کودک بگذارد، ممکن است کودک رفتار تهاجمی و پرخاشگرانه را به عنوان راه و روشی برای حل مشکلات و مسائلش انتخاب کند و یا با شخصیت های خاصی مثل قربانی یا مهاجم همانندسازی کرده و رفتارهای آنان را تقلید کند، کودکانی که خود مشکلات رفتاری و هیجانی دارند و یا در کنترل تکانه های خود مشکل دارند، ممکن است راحت تر توسط برنامه های نامناسب تحت تاثیر قرار بگیرند. اگر چه برنامه های پرخاشگرانه و خشونت آمیز تلویزیون تنها علت پرخاشگری کودکان نیست اما می تواند یک عامل مهم باشد.
والدین فعال و مسئول می توانند به گونه ای عمل کنند تا کودکان تجربه ای مثبت با تلویزیون و سایر رسانه های تصویری داشته باشند موارد زیر توصیه هائی برای والدین است:
1- بهتر است کودکان زیر چهار سال در معرض نور زیاد، زننده و صدای گوش خراش وسایل ارتباط جمعی قرار نگیرند. زیرا علاوه بر این که قادر به برقراری ارتباط بین تصاویر و اطلاعات داده شده نیستند، در اثر موسیقی بلند و وقایع پرسر و صدای روی صفحه تلویزیون، دچار سردرگمی می‌شوند.
2- کودک باید بتواند به هنگام مشاهده ی یک برنامه یا پس از آن، درباره ی برداشت‌های خود صحبت کند.
3- مشاهدات کودک، شدیدا بر روی او تاثیر می‌گذارد. اجبار به ساکت نشستن در حین تماشای یک برنامه، هیجان کودک را غیر قابل تحمل می‌سازد.
4-  اگر گفتگو درباه برنامه‌های تلویزیونی شکل وظیفه به خود بگیرد، کودک لذت خود را برای این کار از دست می‌دهد.
5- بهتر است تماشای تلویزیون یک عادت روزانه نباشد.
6- یک حد مجاز زمانی را در طول هفته در نظر بگیرید و به کمک فرزند خود برنامه‌های مناسب را برای این‌مدت معین انتخاب کنید.
7- برنامه‌ها باید با سن و رشد کودک مطابق باشند.
8- کودکان نباید تا پیش از رفتن به تختخواب، تلویزیون تماشا کنند. در غیر این صورت استنباط‌ها و برداشت‌های هضم نشده، در خواب به سراغشان آمده و آنها را راحت نمی‌گذارند.
9- اگر کودکان اجازه داشته باشند همراه والدین خود فیلم‌برداری کرده یا عکاسی کنند، اولین تجربیات خود را در رابطه با فیلم و صدا کسب می‌کنند.
10- بهتر است کودک با اتفاقاتی که در وسایل ارتباط جمعی می‌افتد، تنها رها نشود. هم‌نشینی بزرگ‌ترها یا دوستان، حتی در مقابل تلویزیون نیز به کودک قدرت و اطمینان می‌بخشد.[برگرفته از کتاب «کودکان چگونه بر ترس های کوچک و بزرگ خود غلبه کنند» نویسندگان: مارکوس اشمیت، برند کل هپ]
تلویزیون‌ها خاموش!!
چند راه ساده‌ برای از بین بردن عادت تلویزیون تماشا کردن در کودکان:
کارشناسان چند راه کمکی برای کودکانی که وقت زیادی را در جلوی تلویزیون می‌گذارنند پیشنهاد می‌کنند.
- عادت تماشا کردن:
اجازه دادن به کودک برای این که در دام تلویزیون گرفتار شود آسان است، ابتدا به او اجازه می‌دهید که هنگام بازگشت از مدرسه با یک کارتون خستگی خود را در کند. سپس به او اجازه می‌دهید در حالی که شام را آماده می‌کنید به تماشای تلویزیون ادامه دهد. کودکان آمریکایی به ‌طور متوسط 4 ساعت در روز تلویزیون تماشا می‌کنند. در حالی که پزشکان توصیه می‌کنند کودکان حداکثر 2ساعت در روز تلویزیون تماشا کنند. تلویزیون اثر زیادی بر اغلب بچه‌های مدرسه‌ای دارد و تفریح بدون تلاشی را که مشتاق آن هستند برایشان فراهم می‌کند. تا سن مدرسه کودکان می‌توانند به روی آن چه که تماشا می‌کنند کنترل داشته باشند. و به وسیله تلویزیون درباره جهان یاد بگیرند، اما لازم و ضروری است که والدین، هم بر محتوا و هم بر میزان تماشای تلویزیون کودکانشان نظارت داشته باشند.
- علت این است:
کودکان در سال‌های اولیه دبستان، توانایی نظم بخشیدن به عادات تماشا کردن خود را ندارند و کودکی که دائماً تلویزیون تماشا می‌کند شانس ورزش کردن، اجتماعی شدن، مطالعه و بازی کردن را از دست می‌دهد. مطالعات متعددی نشان داده است که کودکان خردسالی که خیلی زیاد تلویزیون تماشا می‌کنند با تکالیف مدرسه در کشمکش هستند و احتمال این که رفتار پرخاشگرایانه داشته باشند بیشتر است و بیش از بچه‌هایی که زیاد تلویزیون تماشا نمی‌کنند اضافه وزن پیدا می‌کنند. آیا می‌خواهید عادت تلویزیون تماشا کردن کودک خود را کنترل کنید؟
شش راهکار وجود دارد که ممکن است تا به حال امتحان نکرده باشید:
1- کارهای روزانه خود را یادداشت کنید.
تحقیقات نشان داده است که بزرگسالان در روز بیش از 4 ساعت و نیم تلویزیون تماشا می‌کنند. بنابراین این احتمال وجود دارد که کودک شما تنها کسی نیست که در خانه شما تلویزیون تماشا می‌کند. آگاهی از زمان تلویزیون تماشا کردن همه (شامل خودتان) می‌تواند شوک‌آور باشد. آیا تلویزیون شما در حالی که کارهای منزل را انجام می‌‌دهید روشن است؟ آیا همسر شما به محض این که به خانه می‌رسد کنترل تلویزیون را برمی‌دارد؟ آیا در حال شام خوردن تلویزیون تماشا می‌کنید؟ (84 درصد از خانواده‌ها حداقل بعضی اوقات این کار را انجام می‌دهند) بنابراین زمان آن رسیده که به خاطر کودکتان عادات تلویزیون تماشا کردن خود را تغییر دهید.
2- بازی«پنهان کردن تلویزیون»
تلویزیون یک تفریح راحت و وسوسه ‌کننده است. اما اگر کودک شما آن را نبیند این طور نیست. یک روکش به روی دستگاه تلویزیون خود بکشید یا مثل«لارن مک» امتحان کنید. او برای کم کردن تلویزیون دیدن دختر 6 ساله‌اش تلویزیون را داخل قفسه‌ای می‌گذاشت که هر تعطیلات آخر هفته آن را باز می‌کرد. مک می‌گوید در طول هفته هیچ‌کس دلش برای تلویزیون تنگ نمی‌شود چون به آن توجهی نداریم.
3- به خواندن و مطالعه کردن پاداش دهید.
یک کودک به طور متوسط، چهار برابر ساعاتی را که صرف مطالعه می‌کند به تماشای تلویزیون می‌پردازد. بهتر است یک معاوضه بین مطالعه کردن و تماشای تلویزیون نجام ‌دهیم:« برای هر دقیقه خواندن (که شامل تکالیف مدرسه نمی‌شود) یک دقیقه وقت برای تماشای تلویزیون به دست می‌آورد تا ماکزیمم یک ساعت.»
4- بگذارید با سیستم خود شما تلویزیون تماشا کنند.
«وندی برید» به پسر هفت ساله‌اش«الکس»، کوپن‌های 15 دقیقه‌ای برای تماشای تلویزیون می‌دهد که هر روز آن را برای دیدن تلویزیون نقد می‌کند. او بلیت‌های جایزه را با انجام دادن کار اضافی به دست می‌آورد که می‌تواند یا آن‌ها را هر روز خرج کند یا برای دیدن یک فیلم در آخر هفته پس‌انداز کند.
5- کار بهتری را برای انجام دادن پیدا کنید.
برای «کارولین» این بهترین راه حل برای جدا کردن فرزندانش از تلویزیون بود. او آن‌ها را به یک باشگاه ورزشی برد و هر دو پسر به یک تیم فوتبال ملحق شدند و با همکلاسی‌های خود قرارهای بازی بیشتری می‌گذاشتند. به زودی عادت تلویزیون تماشا کردن آن‌ها از بین رفته بود، پسرها آن‌ قدر تفریح داشتند و چیزهای جدید را امتحان می‌کردند، که نمی‌توانستند به کارتون‌ها فکر کنند.
6- یک شب خانوادگی بدون تلویزیونی را بگذرانید.
اگر شب‌ها را با هم بگذرانید، کودک شما به علت تحریم شدن از تماشای تلویزیون اعتراض نمی‌کند، با همدیگر بازی کنید، یک پازل را دسته جمعی مرتب کنید یا بازی فکری انجام دهید، شما حتی می‌توانید کودکانتان را به آماده کردن شام وا دارید، این تفریح است و به شما این شانس را می‌دهد تا همدیگر را درک کنید.
حاصل سخن اینکه:
1- با توجه به آنچه ذکر شد، به این نتیجه می رسیم که تلویزیون در زندگی کودک، نه یک هیولای یک چشم است که با ورود در زندگی کودک، او را از بین ببرد و نه یک وسیله ای است که مطلقا در بالا بردن و سرعت بخشیدن به توانمندی کودک در خدمت او قرار گیرد، بلکه تلویزیون یکی از فراورده های صنعت و فناوری است که با مدیریت صحیح متولیان امر و خانواده ها، می تواند وسیله ای برای ارتقای توانمندی کودک به شمار آید، وگرنه درصورت مدیریت سوء متولیان امر و غفلت خانواده ها، می تواند همچون بمبی باشد که همه ی ابعاد زندگی کودک را ویران می کند.  2- در ارتباط با تلویزیون که از مهمترین وسایل ارتباط جمعی بر تمامی ‌ابعاد زندگی انسانها سایه افکند، می‌توان قضاوت کرد که این وسیله یک وسیله ای چند بعدی است که هم جنبه شرّ دارد و هم خیر[ژان کازنو، جامعه شناسی ارتباط جمعی، ترجمه ساروخانی، باقر و محسنی، منوچهر انتشارات اطلاعات، تهران 1384] ولی اگر نظارت دقیق و سنجیده شده صورت نگیرد آن جنبه اولی غالب خواهد شد.
پس  می‌توان از بعد مثبت به آن نگریست با توجه به تمرکز جمعیت در شهرهای بزرگ در پیام رسانی دینی و سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، آموزشی واقتصادی در جهت توسعه جوامع انسانی از آن استفاده بهینه کرد و آن را بعنوان وسیله رشد و توسعه دانست. ولی اگر آن را لجام گسیخته و بدون کنترل و نظارت صحیح رها سازیم جنبه کارکرد منفی که همان شر بودن آن است بیشتر خواهد شد.