رابطۀ دعا و تقدیر[علم پیشین الهی و اختیار]
1215 بازدید
تاریخ ارائه : 12/9/2012 9:20:00 AM
موضوع: کلام

 

رابطۀ دعا و تقدیر

[علم پیشین الهی و اختیار]

 

 

 

پرسش: آیا سرنوشت انسان پیشاپیش تعیین نشده؟ پس چرا ما دعا می کنیم تا از یک اتفاق بد جلوگیری کنیم در صورتی که هراتفاقی خواست خداست وتعیین شده است. آیا ما دعا می کنیم تا سرنوشت وتقدیرمان راعوض کنیم؟ اگر نه پس فایده دعاکردن چیه ؟

 

 

 

 


  پاسخگو: مصطفی سلیمانی 

پاسخ:
با توجه به معنای صحیح تقدیر الهی و سازگاری آن با اختیار بشری می‌بینیم که آیات و روایات فراوانی اشاره دارند که دعا، صدقه و نیکوکاری‌های انسان، به دگرگونی و بهبود وضع زندگی وی می‌انجامد یعنی پی‌آمد کارهای خوب و بد انسان در تغییر سرنوشت او، یکی از قضا و قدرهای کلی و ثابت به شمار می‌آید در قرآن کریم آمده است: «وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ؛(1) یعنی استغفار به رفع عذاب می‌انجامد» و یا «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ»(2) اگر اهل قریه ها ایمان بیاورند و تقوی پیشه کنند برکات آسمان و زمین را برایشان نازل می‌کنیم.» بنابراین تغییر سرنوشت به دست خود انسان، از قضا و قدرهای الهی است و خداوند چنین خواسته است که: «لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى».(3)
- برای روشن شدن زوایای مختلف بحث ناگزیر از توضیح مطالبی هستیم:
1- سخنی در مورد تقدیر داشته اید؛ منظور از تقدیر الهی این است که خدای متعال برای هر پدیده‌ای اندازه و حدود کمّی و کیفی و زمانی و مکانی خاص قرار داده است که تحت تأثیر علل و عوامل تدریجی، تحقق می‌یابد. و منظور از قضاء الهی این است که پس از فراهم شدن مقدمات و اسباب و شرایط یک پدیده آن را به مرحلۀ نهایی و حتمی می‌رساند.(4) که دعا هم از جمله این عوامل و مصداق تقدیر می باشد: «قیل لرسول الله (ص): یا رسول الله رقی یستشفی بها، هل ترد من قدر الله؟ فقال(ص): انّها من قدر الله»(5) امام باقر(ع) فرمودند: از رسول مکرم اسلام(ص) سئوال شد: ای فرستادۀ خدا، این دعاها و نوشته هایی که برای طلب شفا به کار برده می شود، آیا جلوی تقدیر خداوند را می گیرند؟ حضرت فرمودند: آنها، خود نیز از تقدیر خدایند.
پس شما نباید از درگاه الهی ناامید باشید و همه چیز را نوشته شده، به معنای تمام شده بدانید، بلکه با دعاهای خود امید برگشت سرنوشت را دارید.
2- اگر از زاویۀ دیگر به مسأله تقدیر و نقش دعا که در سوال شما مشهود است نگاه کنیم، باید بگوییم: ما دو نوع قضا داریم که نظر شما را عوض می کند:
الف) قضای حتمی: آن است که تمام مراحل امر الهی امضا و طی گردیده و قابل بازگشت نیست مانند اجل حتمی؛ خدای متعال می فرماید: «اذا جاء اجلهم لایستأخرون ساعة و لا یستقدمون»(6) هنگامی که اجل آن ها بیاید واپس نروند ساعتی و پیشی نگیرند ساعتی.
ب) قضای غیر حتمی و معلّق:
آن است که هنوز به مرحلۀ امضا و قطعیت نرسیده و محو و اثبات آن به دست خداوند است. این نوع از قضا است که به وسیلۀ دعا و صدقه و صلۀ ارحام و احسان به والدین و سایر احسانات و انجام امور خیر به مشیّت الهی بر می گردد و قابل تغییر و دگرگونی است.
در روایات اسلامی نیز، بر سازگاری تقدیر الهی با اختیار انسان تأکید شده است و بدفهمی برخی از افراد که وجود تقدیر الهی را به معنای مجبور بودن انسان دانسته‌اند، مورد نکوهش قرار گرفته است. امام علی(ع) در پاسخ شخصی که از جبر و اختیار سؤال می‌کرد فرمودند:
«شما در هیچ یک از حالات خود مکره و مجبور نیستید. پیرمرد گفت: چگونه مجبور و مکره نیستیم، حالا آن‌ که حرکت و طی طریق و دگرگونی‌های ما همه مشمول قضا و تقدیر الهی است. حضرت در پاسخ فرمودند: آیا گمان می‌کنی که قضا و تقدیر، حتمی و اجباری است؟ اگر تقدیر موجب جبر انسان باشد، ثواب و عقاب الهی باطل می‌شود...»(7)
- حاصل سخن اینکه:
دعا یکی از مظاهر قضا و قدر است که هم در سرنوشت انسان مؤثر خواهد بود و نیز می‌تواند جلو قضا و قدر دیگری را بگیرد. پس دعا به معنی تغییر دادن خواست الهی نیست. بلکه به این معناست که خواست خدا چنین تعلق گرفته است که هرکس این دعا را مثلاً بکند و یا صدقه دهد و یا... فلان مورد ابتلا از او برداشته می‌شود پس ورود عذاب مثلاً مشروط به عدم دعای بشری است و برداشته شدن عذاب و گرفتاری بوسیله دعا نیز خود یکی از خواست‌های الهی است که متحقق می‌گردد.
با توجه به معنای صحیح قضا و قدر و رابطۀ آن با علم و ارادۀ الهی روشن می‌شود که چنین نیست که ما در تعیین سرنوشت هیچ نقشی نداشته باشیم و تعیین سرنوشت به دست خود ما از مصادیق قضا و قدر الهی است و در این بستر معنای مزرعه بودن این جهان برای سرای دیگر کاملاً روشن و واضح می‌شود.
- معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر در زمینۀ قضا و قدر الهی و نقش اختیار انسان در آنها:
1. سبحانی، جعفر، سرنوشت از دیدگاه علم و فلسفه، تهران، غدیر.
2. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج 1، تهران صدرا (بی‌تا) «انسان و سرنوشت».
3. سعیدی مهر، علم پیشین الهی و اختیار.


پی نوشت ها:
1. انفال(8) آیۀ 33.
2. اعراف (7) آیه 96.
3. نجم(53) آیۀ 39.
4. مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، سازمان تبلیغات، چاپ هفتم، 1370، ج 1، ص 180.
5. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 5، ص 87، مؤسسه الوفاء، بیروت.
6. یونس(10) آیۀ 49.
7. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، باب الجبر و القدر و الامر بین الامرین.