مصاحبه و گفتگو با حجة الاسلام سید حسن آقامیری
3268 بازدید
تاریخ ارائه : 12/6/2012 1:57:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

مصاحبه و گفتگو با حجة الاسلام سید حسن آقامیری

 

 

  مصاحبه گر: مصطفی سلیمانی

***** نحوه ورود شما به عرصه تبلیغ و منبر چگونه بوده است؟ از حال و هوای اولین منبرهایی که داشته اید مقداری برایمان بازگو کنید.

 حجة الاسلام آقامیری: در دوران کودکی نزدیکی محل زندگی ما جلسه ای برگزار می شد. شخصی مقابل درب می ایستاد و به افرادی که در جلسه شرکت می کردند، خوش آمد می گفت؛ برایش فرقی نمی کرد شخصی که وارد می شد کوچک است یا بزرگ، بار اول است که امشب وارد جلسه می شود یا چند بار از جلسه خارج شده و دوباره به جلسه بازگشته است؛ آن شخص برای احترام تمام قد می ایستاد و دست روی سینه اش می گذاشت و با صدای مردانه ای که داشت می گفت: «خوش آمدید!» ما از ادب این مرد بود که هیئتی شدیم. همین نقطه شروع علاقه ام به هیئت و بالطبع روحانیت بود. بعدها پای منبر، آنقدر از بزرگواری های علماء شنیدیم که در ما علاقه ورود به حوزه علمیه ایجاد شد. چهار سال بعد در حوزه علمیه مشغول به تحصیل شدم.

از آنجایی که از طریق منبر و هیئت به حوزه علاقه مند شدم، از همان سالهای اول، ایام تبلیغی را به روستاها می رفتم. اوایل بیشتر از 10 دقیقه نمی توانستم سخنرانی کنم! بیشترین جاذبه ای که داشتم، برخورد صمیمی با مردم بود که البته رعایت این نکته به سفارش پدر عزیزم بود. تا اینکه سر از دانشگاه ها در آوردم. دانشجوها برایشان جالب بود که یک نفر هم سن و سال خودشان با لباس روحانی برایشان صحبت می کرد؛ جسارت جوانی هم چاشنی منبرهای دانشگاه شده بود.

تقریباً 9 سال پیش بود که وارد هیئات قم شدم تا الآن که تقریباً در اکثر جلسات قم سخنرانی کردم.

***** با توجه به تجربه ای که در برخورد با جوانان و هیئات داشتید، جایگاه هیئت را در هدایت جامعه چگونه ارزیابی می کنید؟

 حجة الاسلام آقامیری: در ابتدا باید تعریفمان را از هیئت روشن کنیم. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق»یعنی من آمده ام برای بیان آخرِ آقایی. مقصد خداست ولی ابزار رسیدن به این هدف، مکارم اخلاق است. چراهایی دینی ما همانند: چرا نماز؟ چرا روزه؟ و چرا هیئت؟ با همین فراز باید تکمیل شود. این روایت در همه زوایای دین جریان دارد.

نخِ تسبیح شریعت محمدی، اخلاق است. پس برای رسیدن به این فراز از زیارت امین الله:«مستنة بسنّة اولیئک و مخالفة لاخلاق اعدائک» این فراز از دعا یعنی تولی و تبرای حقیقی. بر اساس این هدف باید جایگاه هرشخص در هیئت تعریف شود. منبر به عنوان زبان گویای دین باید سرشار از این تولی و تبری باشد و روحانی خارج از منبر هم مصداقِ عملی این خصائص باشد. هیئت با این تعریف می شود کلاس درس! می شود مکتب خانه؛ می شود دانشگاه؛ می شود حوزه علمیه.

با این اوصاف جایگاه هیئت در هدایت معلوم می شود. یکی از مراکز مهم و اثرگذارِ در روند کلی تکامل جامعه همین فضاها و هیئات مذهبی است. مثلاً آیتالله طالقانی قبل از انقلاب مسولیت هیئتی را به عهده داشت که در آن تفسیر قرآن می گفت. او از یک دست فروش بازار تهران، یک معلم ساخت که بعدها وزیر آموزش و پرورش شد و طولی هم نکشید که رئیس جمهور شد که خاطره رئیس جمهوری اش هنوز کام مردم ما را شیرین می کند. البته در این زمینه حرف هایی هم هست که شاید بعداً به مقتضای بحث بدان اشاره کردم.

***** بایدها و نبایدهای هیئت و جلسات وعظ و خطابه به نظر شما چیست؟ هیئت موفق دارای چه ملاک و معیارهایی باید باشد؟
حجة الاسلام آقامیری:
هیئت یک مجموعه ای است متشکل از مسئول جلسه، سخنران، مداح و مردم؛ اما این به این معنا نیست که فقط همین افراد در برپایی جلسات تأثیرگذارند. هیئت هم همانند بقیه نهادهای اجتماعی از وقایع مختلف جامعه تأثیر می گیرد. جریانات سیاسی، اقتصادی و حتی هیجانات ورزشی، می تواند جلسات را با چالش روبرو کند. اما جلسه خوب از نظر من جلسه ای است که بدون هیاهوهای رایج در جامعه به تکلیف اصلی خودش یعنی ساختن انسان هایی با باورهای دینی و مقید به راه و رسم اسلام تربیت کند. همانطور که می دانید، درختی خوب است که ثمرات خوبی داشته باشد.

حال برای رسیدن به این نقطه اولین چیزی که لازم است، همدلی بین دست اندرکاران هیئت می باشد.

خدای متعال به پیامبرش می فرماید: «قوا انفسکم» یعنی اول خودت! ما نسبت به خودمان موظف هستیم. گاهاً دیده می شود که افرادی جلسات متفاوتی را مدریت می کنند، ولی خودشان هیچ بهره ای از مراسمات مذهبی نمی برند؛ یعنی آنقدر سرگرم تدارکات می شند که واجب اولیه خویش را فراموش می کنند و آن چیزی نیست به جز خودسازی...

بعد از همدلی نیاز به مدیریتی عالمانه و منطقی داریم، این گونه مجموعه ها به علت حضور اکثری مردم، مورد طمعِ جریانات سیاسی و افراد سودجو می باشد. اگر گردانندگان این مجموعه ها با عصای احتیاط و چراغ تقوا وارد برنامه نشوند، گرفتار این طمع کاران می شوند و بعد از گذشتن مدت زمانی کوتاه دچار اختلافات شده و از هم گسسته می شوند.

دوام  یک جریان فرهنگیِ هرچند کوچک، آثاری ماندگارتر از جریاناتِ بزرگ ولی مقطعی دارد. دوام هر جریانی بستگی به تعادل رفتاری و سیاست گذاری آن جریان دارد. آهستگی و پیوستگی رمز اثرگذاری هیئات موفق بوده است.

***** ملاک و معیار هیئت و جلسه موفق را برایمان توضیح دادید. حال در رابطه با ویژگی های یک منبری موفق برایمان توضیحاتی بدهید.

حجة الاسلام آقامیری: اهل منبر باید بداند که یک روحانی است و این سمت فقط برای بالای منبر نیست، یعنی مردم دوست دارند در تمام زوایای زندگی این شخص را روحانی بدانند. البته این بدان معنا نیست که ژست درست شود، بلکه مقصود این است که مردم طلبه ها را در کنار خود درک کنند، گرچه این شخص یک سری ضوابط را رعایت می کند و مردم هم متوجه حساسیت های معرفتی او می شوند. مقصودم از بیان این حرف این است که مردم فقط از ما حرف نمی خواهند، بلکه دوست دارند تبلور کلمات ما را در خود ما احساس کنند.

خود منبر شرایط خاصی دارد:

باید مخاطب شناس باشیم. درک مخاطب برای موفقیت یک سخنران لازم است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در روایتی می فرمایند: «من به همان میزان که برای برپایی سنت های الهی امر شدم، به مدارای با مردم هم امر شدم!» یک سخنران خبره باید ظرفیت و آستانه تحمل مخاطبینش را بداند. ما گاهی خودمان را حق می دانیم و فکر می کنیم چون این تصور ما حق است، همین برای ارائه در جامعه کافی است. در حالی که در آمیزه های دینی ما را به رعایت مأمومین و مردم - چه در حوزه تعلیم و تربیت، و چه در حوزه های اقتصاد و  سیاست - تأکیدات فراوانی شده است.

از جمله نامه های حضرت امیر علیه السلام به مالک اشتر این است که: «به مردم نگو علی به من فرمان داده، من هم به شما فرمان می دهم...» یعنی باید حال مردم را حتی در بجا آوردن حق مراعات کرد. در حوزه فرهنگ هم همینطور است، ما از نمازجماعت با فضل تر کمتر شنیده ایم، اما در همان هم گفته شده است، رعایت اضعف مأمومین باید بشود.

مطالب ما مستدل و بر پایه های منطقی و قوی باید باشد، اما زبان گفتاری مان عوام فهم بایستی باشد. یعنی اگر عالمی پای منبر نشسته بود، مطالب را باید فاخر ببیند و از طرفی اگر شخص غیر عالمی هم در جلسه حضور داشت، مطلب را متوجه شود. در اصطلاح معروف گویند: «منبر باید عوام فهم خواص پسند باید باشد!»

***** نقش سخنران و طلبه ای که در مسایل دینی دغدغه دارد، در برخورد با مردم و حضور درجلسات مذهبی چیست؟ یک روحانی در مسایل اجتماعی و سیاسی چه برخوردی باید داشته باشد؟

حجة الاسلام آقامیری: روحانی باید محور رفاقت ها و اتحاد بین اعضا باشد و این امر محقق نمی شود مگر با تأسی به سنت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار علیهم السلام.

امیرالمومنین علی علیه السلام 23 سال کنار جامعه ای بود که او را مورد بی مهری قرار داده بودند، با این وجود همچنان محور اتحاد و نافع ترین فرد در جامعه خود بودند. شرکت روحانیون در صف بندی های جناحی و جانب داری آنان از یک جریان خاص، موجبات اختلاف و تشتت مردم را فراهم می کند. مدارا و مردم داری از ویژگی های لازم یک روحانی موفق است.

خدای متعال می فرمایند: «انا ارسلنا رسلنا بالبینات... لیقوم الناس بالقسط» یعنی موضوع رسالت مردم هستند؛ ما باید برای مردم اصالت قایل باشیم. اهلبیت علیه السلام مدرسه غیر انتفاعی راه نزده اند که فقط معدل 20 ثبت نام کند.

اما صادق علیه السلام در زیارت اربعین، هدف سیدالشهداء را اینگونه ترسیم می کند: «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة» یعنی ابا عبدالله علیه السلام برای دستگیری از زمین خورده ها و گرفتارانِ جهالت و گمراهی، این همه صحنه های ایثار و آقایی آفریده است. مشکل اصلی ما از زمانی شروع شد که مردم را به عوام و خواص تقسیم کردیم و در این میان عده ای از دایره توجه ما خارج شدند. کلمه «الناس» یعنی همه مردم! قرآن با نام خدا شروع می شود و با نام مردم پایان یافته است.

روحانی باید نگاهی الهی داشته باشد تا بتواند محور دوستی ها شود. اگر ما در این مسیر کوتاهی نکنیم، مهم ترین نقش را در این ساختار خواهیم داشت.

***** تا به اینجا در مورد بایدهای اجرای مسایل فرهنگی در مجامع مذهبی –خصوصاً هیئت-نکاتی را بیان کردید. کمی هم به آفات این گونه مجموعه ها بپردازید.

حجة الاسلام آقامیری: بیماری این روزهای جامعه، اختلاف است که زاییده بداخلاقی های افراد جامعه می باشد.متأسفانه اینگونه مجموعه ها خصوصاً هیئت و اهالی آن هم از این بیماری مصون نمانده اند، هرچند توقع این بود که کسانی که در مکتب اهلبیت علیهم السلام رشد کرده اند و سینه هاشان مملوّ از محبت حضرات معصومین علیهم السلام است، از اینگونه آفات محفوظ باشند.

روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مقابل کعبه ایستادند و با صدای بلند کعبه را مخاطب قرار دادند و فرمودند: «تو خیلی عزیز و محترمی! اما آبروی مومن از تو عزیزتر و در نزد خدا محترم تر است» ابرهه برای خراب کردن کعبه لشکر کشی کرد. حال اگر آبروی مومن از کعبه عزیزتر است و مومن از کعبه مقدم تر است، هزار ابرهه است کسی که به جنگ آبروی مومن لشکرکشی کند!!

در روایتی دیده ام که اگر صد بار خانه خدا را خراب کنی، گناهش کمتر از ایناست که دل یک مومن را بشکنی! قلب بندگان خدای متعال، عرش حقیقی پروردگار است و در آیین ما انسان محترم است. حضرت امیر علیه السلام در نامه خود به جناب مالک اشتر می فرمایند: «مردم یا هم آیین تو هستند و یا هم خَلق تو» داستان تهمت ها و افتراها متأسفانه جزو عوامل اصلی گسستگی اجتماعی در جامعه ماست. شب نشینی های بی ضابطه و دچار شدن به غیبت و تهمت، از آفات اصلی این روزهای هیئات و جامعه ماست.

عدم توجه به خانواده و وظایف همسرداری از دیگر گرفتاری های اهالی هیئات می باشد. در این میان اختلاف بین گفتار و رفتار ها، داستان مثنوی هزار مَن کاغذ شده است!

***** به مطالب خوبی در زمینه آفات این مسأله اشاره کردید. در زمینه توجه به خانواده و همسرداری که یکی از گرفتاری های این روز جامعه است، مقداری ریشه ای تر به این مطلب اشاره نمایید.

حجة الاسلام آقامیری: در قرآن کریم حدود 35 آیه در مورد تعقل و توجه دادن بشر به تفکر سالم وجود دارد، هرچند همه قرآن مروج تفکر و بیداری انسان هاست. انبیا آمده اند تا بشر چشم و گوش باز کند. خوب دیدن و خوب شنیدن، مقدمه برای خوب اندیشدن است.

متأسفانه برخی از خطباء دچار روزمرگی شده اند و به جای استناد به روایات و آیات و ادله روشن و متقن، دست به دامن خواب و رویا شده اند. جهل ریشه همه گرفتاری های بشر است و چاره این مرض ترویج عقلانیت در جامعه است. قشر دینی جامعه ما دچار آفات متعددی هستند.

جزم گرایی رفتاری، شخص پرستی های افراطی، بسنده کردن به ظواهر دینی و تعصب و... این یعنی سقوطجامعه به ناکجا آباد انحطاط!

بنا و مبنای دین ما برهان و استدلال است. دینی که اصول آن باید بر پایه های عقلی و استدلال های وجدانی و معرفتی بنا شود، در سطوح پایین تر به هیچ عنوان نمی تواند جزم گرا باشد. رکود و سقوط مذهب از جایی آغاز می شود که علماء گوش شنوا و چشم بینا برای انتقادهای جامعه نداشته باشند. من ریشه همه این نابسامانی ها را عدم توجه به روش های رفتاری ائمه علیهم السلام می دانم. هیئات ما دچار تعصب شده اند و این یعنی رکود که نهایت آن سقوط است!

***** در آستانه ماه محرم هستیم، در مورد جایگاه و نقش محرم و ابی عبدالله علیه السلام در بیداری دل ها و هدایت بشریت بحثی داشته باشید.

حجة الاسلام آقامیری: محرم، بهار وجدان هاست! منبر محرم نقش مهم تری از روزهای دیگر سال دارد. گاهی فکر می کنم در ایام محرم ما باید فقط گوش باشیم و چشم خود اباعبدالله علیه السلام است که به طور حسی وسط میدان هدایت قرار دارد.

بنده سرالاسرار منبر را محبت اباعبدالله علیه السلام می دانم. مرحوم آیت الله بهجت رحمة الله علیه می فرمودند، در همه عمرم فقط یک سیّد را دیدم که یک ساعت منبر رفت و حدیث را با حدیث شرح می داد و کلمه ای از خودش به آن اضافه نکرد. حلقوم ما باید مجرای کلام اهلبیت علیهم السلام باشد.

به نظرم شناخت عاشورا اجتهاد می خواهد و کارِ من و امثال من نیست. حرکت، لبخند و گریه امام علیه السلام مانند آیه های قرآن هستند. اساس فهم عاشورا طهارت است و در مرحله بعد شناخت امام علیه السلام. یعنی برای فهم کربلا اول اخلاص بعد شناخت...

ما آنقدر که از جنایات کوفیان گفتیم، از اوج معنوی اباعبدالله علیهم السلام دَم نزدیم. از تلاش آقا اباعبدالله علیه السلام برای نجات انسان نگفتیم! آن شب آخر در نماز و دعا، لشکر معرفتی امام حسین علیه السلام مشغول چه کاری بوده اند؟ آیا دست به دامن خدا شده بودند برای پیروزی یا برای پیروزی در هدایت؟! حرّبن یزید ریاحی ثمره نماز شب امام علیهم السلام است. کاش یکی از فقهای ما تفسیر عاشورا نوشته بود...

با منطق محرم می شود عاشق همه عالم شد. امام علیه السلام فدا شد برای رشد همه بشر. یعنی همین شخصی که مقابل من ایستاده و دارد به من ناسزا می گوید، یعنی همین برادر که کمر همت بسته برای به چاه انداختن برادر خودش!! همین افراد هم مخاطب همه آیات الهی هستند. امام علیه السلام برای هدایت و سعادت این اخاص فدا شده است. پس ما می توانیم عاشق کسی باشیم که امام حسین علیه السلام برای نجاتتش همه هستی خود را فدا کرده است.

محرم محور همه دوستی هاست؛ گمان می کنم به خاطر همین امر است که حضرت بقیة الله الاعظم علیه السلام با شعار عاشورا و با منطق ابی عبدالله علیه السلام پرچم عدل جهانی را بر افراشته خواهد کرد، یعنی بشر روزی خواهد فهمید که در سال 61 هجری در بیابان تفتیده کربلا، ابی عبدالله علیه السلام بهترین ها را به قربانگاه آورد تا نجات تحققق پیدا کند و این می شود قانون ابدی.

***** با تشکر از وقتی که به این نشریه اختصاص دادید، به عنوان نکات باقی مانده، صحبت های پایانی شما را می شنویم.

حجة الاسلام آقامیری: بنده هم از شما برای انعکاس دغدغه های طلبه ای جوان تشکر می کنم. به عنوان نکته پایانی می خواهم در مورد خرافات مطالبی را خدمتتان عرض کنم:

یکی از آفات بزرگی که در عزاداری ها وجود دارد و دشمنان هم به این نقطه ضعف آگاهی پیدا کرده اند و بدان دامن می زنند و یک سری از دوستانمان هم جاهلانه به آن تعصب می ورزند، خرافه در هیئت ها و عزاداری هاست.

این روزها مرسوم شده است که پیامک هایی بین مردم ردّ و بدل می شود که ذکر خاص یا سوره خاصی را با ارقام معینی بخوانند تا در یک مدت زمان کوتاه خبر خوب را دریافت کنند. این موارد یعنی نسخه های باطل!

اگر کسی ساده لوحی کند و به این نسخه ها عمل کند و به آن نتیجه دلخواه نرسد، کم کم به آن ذکر یا سوره بی اعتماد می شود و ضمناً به احادیث درست در این زمینه هم بی اعتماد می شود.

این یک بخش از خرافه گرایی بود، اما بخش دیگر بهاء دادن به خواب ها و رویا ها و عمل کردن به مضامین این رویا ها و خواب ها می باشد، درحالی که اصل وقوع آن مشکوک است و حجیت آن هم محل تردید است!

مثلاً این برنامه ای که شب آخر ماه صفر، نیمه شب درب مساجد را می زنند و به پیامبر تمام شدن ماه صفر را تبریک می گویند و بعد هم اعتقاد دارند که از این مسیر حاجت روا می شوند.

این موارد هم چهره دین را مخدوش می کند و هم چهره مومنین را مخدوش می کند و هم در دراز مدت یک بی اعتمادی نسبت به دین در جامعه نهادینه می کند.

مبارزع با این معضلات چند راه دارد:

اول اینکه در فهم و اثبات معارف دین به ادله اربعه ای –کتاب و سنت و عقل و اجماع- که فقهاء در اثبات احکام بدان تمسک جسته اند، مراجعه و توجه کنیم.

دوم اینکه با بالا بردن سطح معرفتی افراد و ایجاد قوه تحلیل نسبت به باورهایشان؛ که این مسأله امکان ندارد مگر اینکه در روش هایمان تجدید نظر کنیم، زیرا ریشه خرافات در بد ترویج کردن متولیان امور مذهبی بوده است.

 

***************************************************

سوتیترها

1- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» یعنی من آمده ام برای بیان آخرِ آقایی. مقصد خداست ولی ابزار رسیدن به این هدف، مکارم اخلاق است. چراهایی دینی ما همانند: چرا نماز؟ چرا روزه؟ و چرا هیئت؟ با همین فراز باید تکمیل شود. این روایت در همه زوایای دین جریان دارد.
2- به نظرم شناخت عاشورا اجتهاد می خواهد و کارِ من و امثال من نیست. حرکت، لبخند و گریه امام علیه السلام مانند آیه های قرآن هستند. اساس فهم عاشورا طهارت است و در مرحله بعد شناخت امام علیه السلام. یعنی برای فهم کربلا اول اخلاص بعد شناخت...

3- در روایتی دیده ام که اگر صد بار خانه خدا را خراب کنی، گناهش کمتر از ایناست که دل یک مومن را بشکنی! قلب بندگان خدای متعال، عرش حقیقی پروردگار است و در آیین ما انسان محترم است. حضرت امیر علیه السلام در نامه خود به جناب مالک اشتر می فرمایند: «مردم یا هم آیین تو هستند و یا هم خَلق تو» داستان تهمت ها و افتراها متأسفانه جزو عوامل اصلی گسستگی اجتماعی در جامعه ماست. شب نشینی های بی ضابطه و دچار شدن به غیبت و تهمت، از آفات اصلی این روزهای هیئات و جامعه ماست.

4- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق»یعنی من آمده ام برای بیان آخرِ آقایی. مقصد خداست ولی ابزار رسیدن به این هدف، مکارم اخلاق است. چراهایی دینی ما همانند: چرا نماز؟ چرا روزه؟ و چرا هیئت؟ با همین فراز باید تکمیل شود. این روایت در همه زوایای دین جریان دارد.

5- هیئت یک مجموعه ای است متشکل از مسئول جلسه، سخنران، مداح و مردم؛ اما این به این معنا نیست که فقط همین افراد در برپایی جلسات تأثیرگذارند. هیئت هم همانند بقیه نهادهای اجتماعی از وقایع مختلف جامعه تأثیر می گیرد. جریانات سیاسی، اقتصادی و حتی هیجانات ورزشی، می تواند جلسات را با چالش روبرو کند. اما جلسه خوب از نظر من جلسه ای است که بدون هیاهوهای رایج در جامعه به تکلیف اصلی خودش یعنی ساختن انسان هایی با باورهای دینی و مقید به راه و رسم اسلام تربیت کند. همانطور که می دانید، درختی خوب است که ثمرات خوبی داشته باشد.

 

 

بیوگرافی

در یک شب بارانی میهمان سیدی شوخ طبع و متواضع بودیم که دغدغه های فراوانش پشت مباحث گوناگونی که مطرح می کرد، موج می زد.

حجة الاسلام سید حسن آقامیری در عرصه تبلیغ و منبر مطرح و معروف گشته است. این هفته به مناسبت آغاز دهه محرم به پای صحبت های شیرین و بادغدغه ایشان در زمینه هیئت و هیئت داری و منبر و سخنرانی، می نشینیم.