این مرد را کمی بیشتر بشناسید! [امام موسی صدر]
147 بازدید
تاریخ ارائه : 12/5/2012 5:29:00 PM
موضوع: تبلیغ

این مرد را کمی بیشتر بشناسید!

فقط چند دقیقه…

1- اسلام شناس بزرگ و روشنفکر ایرانی
۲- معروف بود به عالمی که وجهه رحمانی دین را اثبات کرده و دو مقوله «مردم داری» و «دین داری» را به خوبی با هم آمیخته است.
۳- حرف‌های تازه، جالب و عجیبی می‌زد: فقهای ما نباید ببینند که رسول خدا ۱۴۰۰ سال پیش چه کردند، آن‌ها باید فکر کنند که اگر ایشان امروز بودند چه می‌کردند. همین کلید فقهی شده بود موجب بیان سخنانی که مردم را به حیرت وا می‌داشت!
۴- صدر به همه مردم محبت می‌کرد. اعتقاد به نزدیکی ادیان و گفتگوی ادیان داشت. مسلمان، کمونیست، مسیحی، یهودی و وهابی و بودایی را به خانه و یا جلساتی در محل‌های مختلف دعوت می‌کرد و از آن‌ها می‌خواست از هر دری با هم حرف بزنند و چای و قهوه بنوشند. سیاست، اقتصاد، فرهنگ، کتاب‌هایی که خوانده‌اند، شعرهایی که خوانده‌اند، خلاصه هر چیزی که باعث شود فضای گفت و گو بین مردم ایجاد شود!
۵- رفتار محبت آمیزش با پیرو ادیان مختلف باعث شد برای اولین بار در تاریخ کشیشان مسیحی از او دعوت کنند تا در کلیسا برای آنان حرف بزند. هر جا می‌رفت می‌گفتند: این مسیح ماست که بازگشته است! در مواردی در مجالس بانوان اغلب بی حجاب، شرکت می‌کرد و با آن‌ها گفت و گو می‌کرد.
۶- می‌گفت: همه ادیان محترمند. هدف ادیان دعوت به خدا و خدمت به انسان است. اختلاف به ادیان از جایی شروع شد که ادیان به فکر خدمت به خود افتادند!!


۷- موافق آزادی بود. می‌گفت: کسی می‌تواند آزادی را محدود کند که به فطرت انسانی کافر باشد.
۸- می‌گفت: مسلمان هیچ‌وقت حیله گری نمی‌کند، دستاوردش هرچه می‌خواهد باشد باشد!
۹- می‌گفت: موسیقی حلال است! فرزندش را به کلاس موسیقی فرستاده بود. هراز چند گاهی از او در مورد ابزار موسیقی و نت‌ها و گام‌های موسیقی از او سؤال می‌کرد. از او می‌خواست که علم موسیقی‌اش بالا برود!!
10- در دوره ای که اسلام‌گرایان تندرو مسیحیان را نجس می‌شمردند و خرید از مغازه های آنان را حرام می‌دانستند امام موسی صدر به یکی از مطرح‌ترین بستنی فروشی‌های لبنان رفت. در آنجا چای خورد. بستنی خورد و گفت: مسیحیان و پیروان همه ادیان پاکند. به خاطر عشق به امام از آن روز مشتریان مسلمان و مسیحی آن بستنی فروش چندین و چند برابر شدند!
۱۱- جنبشی را به نام جنبش امل تاسیس کرد که پایگاهی بود برای حمایت از شیعیان و همه مستضعفان. با کمک سران کشورهای مسلمان چندین مدرسه ساخت! چندین فرهنگسرا ساخت! چندین بیمارستان و درمانگاه و … چنانچه در بسیاری از شهرها و روستاها چهره فقر و تکدی گری از آنجا رخت بر بست!
۱۲- شعر می‌گفت و می‌نوشت. قصه های نویسنده های مطرح زمان را به عربی ترجمه می‌کرد. یکی‌اش سووشون سیمین دانشور!


۱۳- ساعت‌ها با ماشینش به نقاط مختلف سفر می‌کرد تا از نزدیک با مردم و مشکلاتشان آشنا شود.
۱۴- می‌گفت: خصلت ما روحانیون این بوده و همیشه منتظر آن بوده‌ایم که در جایی بنشینیم و مردم به سراغ ما بیایند و دست ما را ببوسند. اما من این‌گونه نیستم. خودم به سوی مردم می‌روم و از هیچ چیز ابایی ندارم. من باید راه نیمه تمام جمال‌الدین اسدآبادی را کامل کنم.
۱۵- می‌گفت: جوان امروز را نمی‌توان با اندیشه و عاطفه دینی آشنا کرد بدون اینکه از فلسفه، هنر، عشق و عرفان بهره گرفت!
۱۶- اعتقاد داشت: هر کس با هر دین و آیینی باشد اگر به آنچه در کتاب آسمانی‌اش آمده اعتقاد داشته باشد و به آن عمل کند رستگار خواهد شد! و زمان حکومت حضرت مهدی هم همه با ادیان مختلف هستند و نه الزاماً مسلمان. هرکس با هر دینی ولی تحت یک رهبری واحد.
۱۷- می‌گفت: چگونه ما شیعیان پیرو علی هستیم ولی از نظر علمی و اخلاقی و پاکیزگی به سفارشات علی عمل نمی‌کنیم.
۱۸- چند بار از وی خواستند وارد سیاست شود. ولی وی نپذیرفت و جایگاه خود را در جایی دیگر جست و جو می‌کرد.
۱۹- دوست نداشت کسی با کسی، فرقه ای با فرقه ای دیگر در جنگ باشد. در دوره ای که نصیحت‌ها و پا در میانی‌اش برای صلح فایده نکرد دست به اعتصاب غذا زد. شیعه و سنی و یهودی و مسیحی به احترامش دست از اختلاف کشیدند.
۲۰- همسر امام می‌گوید: یک‌بار ندیدم موسی به فرزندانش بگوید نمازتان را خوانده‌اید؟ هیچ وقت با بچه‌ها دعوا نمی‌کرد.
۲۱- خبر رسید که جوانی شیعه دختر مسیحی را کشته است و خانواده آن دختر گروهی از فلسطینی‌ها رو گروگان گرفته‌اند تا قاتلش را برایشان ببریم. امام با واسطه ای برای آن‌ها پیغام می‌برد که آن‌ها را آزاد کنید ما قاتل را دستگیر می‌کنیم. آن‌ها تا خبر وساطت امام را می‌شنوند سریعاً آن‌ها را آزاد می‌کنند. امام با دسته گلی به مزار دختر می‌رود. پدر و مادر دختر به امام می‌گویند: مولانا! ما خون دخترمان را به تو بخشیدیم. هرگونه که می‌دانی با قاتلش برخورد کن. فقط از خدا بخواه عیسی مسیح ما را مورد عنایت خودش قرار دهد…


۲۲- امام مشاور فیلم محمد رسول الله و رفیق مصطفی عقاد بوده است.
۲۳- امام به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه مسلط بود.
۲۴- امام در یکی از انتخابات‌های لبنان از یک مسیحی حمایت کرد. وی متعجب نزد امام آمد و گفت: من مسیحی هستم و شما شیعه!؟ امام گفت: من به عملکرد شما کار دارم نه به دینتان.
۲۵- امام مشاور فیلم محمد رسول الله و رفیق دیرینه مصطفی عقاد بوده است. عقاد از او خواسته بازی کند وی قبول نکرده. نمایش فیلم در ایران ممنوع شد. امام با شاه برای منع ممنوعیت نمایش رایزنی کردند. همچنین امام از عقاد خواست که فیلم امام علی را بسازد، عقاد شرط کرد که امام نقش حضرت امیر را بازی کند.
۲۶- شیخ یعقوب دست راست امام موسی صدر اول کمونیست بوده و سپس امام او را جذب کرده است.
۲۷- می‌گفت: نمازی قبول می‌شود که در کنار خدمت به مردم باشد.
۲۸- در توصیه به ملیحه صدر: او نحوه حجابش در آن دوران را «مانتو و شلوار یا بلوز و شلوار به همراه روسری» عنوان می‌کند و درباره نظر پدرش درباره حجاب، می‌گوید: «تاکیدشان بیشتر روی آراستگی بود… به من گفتند: حجابت باید جذاب باشد و نباید پوششت دیگران را از دین فراری دهد.» دختر صدر شنیده است که پدرش پیش از رفتن به لبنان، فرزندش را بغل می‌کرد و کنار همسرش در کوچه‌های قم قدم می‌زد.
۲۹- دختر امام: پدر به برادرم گفته بود، اگر امکاناتم برای تحصیل یکی از فرزندانم کفاف دهد، بین تو و خواهرت، حتماً خواهرت را انتخاب می‌کنم. معتقد بودند که در تاریخ به زنان اجحاف شده است.
۳۰- می‌گفت: راز جاودانگی یک سرزمین در عدالت و حفظ کرامت انسانی است.
۳۱- اگر با خشونت و تصلب بخواهیم مردم را به حفظ حدود خود مجبور سازیم، تا در برابر ما [روحانیون] آزادی رفتار و آزادی گفتار و آزادی سؤال و مناقشه و مباحثه نداشته باشند، خود را از حقیقت دور، و معالجاتی خیالی کرده‌ایم.
۳۲- پیش از آغاز جنگ داخلی لبنان، مقامات شهر صور یک جوان ملی گرا را به اتهام اخلال در امنیت بازداشت کردند. بسیاری از سیاستمداران برای آزادی وی دخالت کردند، اما تأثیری نداشت. امام موسی صدر پس از درخواست خانواده بازداشت­ شده برای میانجیگری، با فرماندار صور تماس گرفت و خواستار آزادی آن جوان، با قید کفالت شد! فرماندار صور با تعجب به امام گفت: ولی امام! او یک کمونیست است. پاسخ آقای صدر این بود: او برادر و فرزند من است.
امام موسی صدر، امام جوانان، امام پیران، امام ادیان، امام عاشقان، امام عقلا، امام مهربانی و دوستی، امام دوست داشتنی …!