بررسی أبعاد نهضت عاشورا در اندیشۀ اندیشمندان
155 بازدید
تاریخ ارائه : 11/28/2012 3:23:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

بررسی أبعاد نهضت عاشورا در اندیشۀ اندیشمندان
[ماهیت قیام امام حسین(ع) از نگاه بزرگان]

 

 

   نویسنده: مصطفی سلیمانی
اشاره:
نهضت عظیم و پرصلابت عاشورا از آغاز تاکنون و تا همیشه تاریخ بشریت چشمه سار آزادی و آزادمردی باقی خواهد ماند و هر انسان طالب حق و حقیقت برای رسیدن به آزادگی و عدالت باید قدری از معارف این چشمه را درک کند.
نهضت عاشورا آنچنان نفوذی دارد که نه تنها مسلمانان بلکه تمامی ادیان و مذاهب بر عمق و عظمت این حادثه و معنویت آن معترفند و پیام عاشورا تا پایان دنیا به عنوان ناب ترین شعار عدالت خواهی و آزادگی به هنگام ظلم و بیداد در هر جای این کره خاکی سروده خواهد شد.
حماسه عاشورا شورانگیز‌ترین حماسۀ تاریخ بشری است کهنیرومندترین احساسات میلیون‌ها انسان را برانگیخته و از مرزهای جغرافیایی و اعتقادینیز در گذشته است و شگفت و تعجب از اینکه قداست خویش را در میان سایر ادیان نیز حفظکرده ودر اینجا نهضت حسینی به گونه ای توسعه یافته که گویا همه جهان زمین کربلاست: «کُلُّ أرضٍ کَربلَا».
اسناد حماسه ساز عاشورا نشانگر این حقیقت است که حسین(ع) و یاران آزاده اش در گذر زمان در برابر استبدادی ددمنش و خونخوار و سپاهی دژخیم در بیابانی خشک و سوزان رو به رو شدند تا به انسان های سرکش و زیاده خواه بفهمانند که ظلم و استبداد مقام و موقعیت و شرف و بلند مرتبگی نمی آورد.
بسیاری از اندیشمندان و بزرگان ادیان مختلف به دنبال سالها پژوهش و تحقیق در زمینه فلسفه قیام عاشورا و نهضت حسینی همگی بر این عقیده اند که قیام امام حسین (ع) نشأت گرفته از یک قدرت الهی بود و امام حسین (ع) با این حرکت خود قصد داشت تا دین اسلام و سیره پیامبر (ص) را برای همیشه جاوید سازد تا در گذر ایام دستخوش تحریف و دگرگونی نشود.
ماهیت قیام امام حسین(ع)از نگاه اندیشمندان شیعه:
یکی از مسائل در مورد نهضت امام حسین(ع) این است که ماهیّت این نهضت چه بوده است؟ چون نهضتها هم مانند پدیده های طبیعی ماهیِتهای مختلفی دارند. یک شیء را اگر بخواهیم بشناسیم؛ یا به علل فاعلی آن می شناسیم، یا به علل غائی آن (که امروزه شناخت علل غائی را چندان قبول ندارند.)، یا به علل مادّی آن یعنی اجزاء و عناصر تشکیل دهندۀ آن، و یا به علّتصوری آن، یعنی به وضع و شکل و خصوصیّتی که در مجموع پیدا کرده است.
اگر نهضتی را هم بخواهیم بشناسیم، ماهیّتش را بخواهیم بدست آوریم؛ ابتدا باید علل و موجباتی را که به این نهضت منتهی شده است بشناسیم تا آنها را نشناسیم ماهیّت این نهضت را نمی شناسیم (شناخت علل فاعلی). بعد باید علل غائی آن را بشناسیم، یعنی این نهضت چه هدفی دارد؟ سوم باید عناصر و محتوای این نهضت را بشناسیم که در این نهضت چه کارهائی، چه عملیّاتی صورت گرفته است؟ و چهارم باید ببینیم این عملیّاتی که صورت گرفته است، مجموعاً چه شکلی پیدا کرده است؟
- علامه سیدمحسن امین:
علامّه سیدمحسن امین، از صاحب نظران بزرگ متأخر(1284 ـ 1371 ق)، با بررسی موقعیّت امام حسین علیه السلام به این نتیجه می رسد که تنها راهی که می توانست اسلام را از رکود و نابودی نجات دهد، اقدام به قیام و استقبال از شهادت بوده است. وی در این باره می نویسد: «به هر حال شهادت امام حسین علیه السلام ... به عنوان وسیله ای برای جاودان نگه داشتن مکتب و محکوم ساختن دشمن تنها راه حلّ منطقی عاقلانه ای بود که با توجّه به مشکلات موجود از انجام دادن آن گریزی نبود و جز آن راه دیگری وجود نداشت. با این بیان روشن می شود که چگونه امام حسین علیه السلام با فدا کردن جان خود و خاندان و فرزندان عزیزش دین جد خویش رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم را پاسداری کرد و شک نیست که جز با شهادت امام حسین علیه السلام هرگز پایه های حکومتی بنی امیه متزلزل نمی شد».
- سیدبن طاووس:
سیدبن طاووس (متوفی 664 ه.ق) از کسانی است که به عاشورا و نهضت بی نظیر امام حسین علیه السلام از منظر عرفان نگاه کرده است. وی در این باره می نویسد: «عبادت خدای تعالی، با کشته شدن در راه خدا از مهم ترین وسایلی است که شخص را به درجات سعادت و نیک بختی می رساند. این گونه مرگ برای اولیای الهی وسیله ای جهت رسیدن به حقّ و آرمیدن در جوار او و وصال به حضرت باری است... آنها چون بینند زندگی دنیا مانع نیل به قرب الهی است حلقه بر درهای دیدار می کوبند و از این که در راه رسیدن به این رستگاری تا سرحدّ جان بازی فداکاری می کنند و خود را در معرض خطر شمشیرها و نیزه ها قرار می دهند، لذت می برند مرغِ جانِ مردانِ صحنه کربلا در اوج چنین شرافتی به پرواز در آمد که برای جان بازی از یکدیگر پیشی می گرفتند و جان هایشان را در برابر نیزه ها و شمشیرها به یغما می دادند».
- آیت الله محمدتقی بهجت فومنی:
پیشنهاد ترک مخاصمه از سوی امام حسین(ع):
آن روز که میثم را به بالای دار بردند، چه گناهی داشت؟! حضرت سیدالشهدا چه گناه و جرم و غُرمی داشتند که پیشنهاد آن حضرت را قبول نکردند و عمر سعد گفت: «اشهَدُوا لی عندَالامیرِ أنّی أوَّل مَن رَمَی.»[لهوف، ص100] نزد امیر(عبیدالله بن زیاد) گواهی دهید که من اولین کسی بودم که به سوی حسین(ع) تیر پرتاب نمودم.
و سرانجام اور ا شهید کردند، و در نتیجه بعد از این جریان بَرّ و فاجر با یزید بد شدند و به او لعن و نفرین کردند. آنان حضرت را «بَینَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ»[بحارالانوار، ج45، ص83] یا جنگ و شمشیر و یا ذلت و خواری، مخیر نمودند و نزول بدون شرط و قید بر حکم و تسلیم ذلت بار را از آن حضرت خواستند: «أَن تنزِل علی حکم الامیر عبیدالله بن زیاد»[همان، ص129 و 301] باید بر حکم عبیدالله بن زیاد سر نهی. یعنی تسلیم خفّت بار و بدون قید و شرط به گونه ای که هر چه خواستند با آن حضرت بکنند، یا بکشند یا آزاد کنند؛ ولی حضرت راه و رسوم غیر از «سلّه» و «ذلّه» را پیشنهاد دادند، و آن را رها کردن آن حضرت بود تا به سر حدّات برود و یا به همان جا که آمده بود برگردد.[ارشاد، ج2، ص86] بنابراین این سخن که یزید در مجلس خود در پاسخ کسی که گفت: «کان امیرالمومنین [یعنی معاویة] یکره هذا»امیرالمومنین معاویه از شهادت و به قتل رساندن امام حسین(ع) کراهت داشت. و یزید در جواب او گفت: «والله لو خرج علیه، لقتله» به خدا سوگند، اگر امام حسین(ع) بر معاویه خروج می کرد، قطعاً او را می کشت.
دروغ است، زیرا آن حضرت در طول ده سال علیه معاویه خروج نکرد، وگرنه چرا پیشنهاد ترک مخاصمه را داد؟! آیا مگر آن حضرت بر تو خروج کرد که چنین می گویی؟![در محضر بهجت، محمد حسین رخشاد، ج1، ص146، نکتۀ 208]
- شهید مرتضی مرتضی مطهری:
استاد شهید مرتضی مطهری رحمه الله درباره امام حسین علیه السلام می نویسند: «امام حسین علیه السلام به واسطه شخصیّت عالی قدرش و به واسطه شهادت قهرمانانه اش، مالک قلب ها و احساسات صدها میلیون انسان است. اگر رهبران مذهبی بتوانند از این مخزن عظیم در جهت شکل دادن و هم رنگ کردن و هم احساس کردن روح ها با روح عظیم حسینی بهره برداری صحیح کنند، جهان اصلاح خواهد شد».
استاد مطهری هم چنین می گویند: «می گویم حادثه کربلا، نمی گویم قیام؛ چون بیش از قیام است. نمی گویم نهضت؛ چون بیش از نهضت است. حادثه کربلا راز دیگری دارد که اساسا خود این حادثه، تمام حادثه، تجسم اسلام است، در همه ابعاد و جنبه ها... همه اصول جنبه های اسلامی عملاً در این حادثه تجسّم پیدا کرده است. اسلام است در جریان، در عمل و در مرحله تحقّق... حسین علیه السلام شخصیّت حماسی نیست او سرور انسانیت است. به همین دلیل نظیر ندارد... شهادت او حیات تازه ای در عالم اسلام دمید. بعد از شهادتش رونقی در اسلام پیدا شد. او با حرکت قهرمانانه خود روح مردم مسلمان را زنده کرد و به اجتماع اسلامی شخصیت داد».
- آیت الله محمود امجد کرمانشاهی:
چه شگفت که در زیارت اربعین، بلندترین هدف قیام حسینی ذکر شده است: «... و بذلَ مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضّلاله؛و جان خویش را در راه تو نثار کرد تا بندگانت را از نادانی و سرگردانیِ گمراهی نجات بخشد».
سید الشهدا(ع) خونش را ریخت و خواست تا با شهادت خویش مردم را از جهالت و گمراهی نجات بخشد. او خون دل خویش را در راه خدا بذل کرد تا امت را از حیرت ضلالت و جهالت که در اثر تسلط و تبلیغات مسموم بنی امیه پیش آمده بود برهاند.
حسین(ع) خون قلب خود را در راه تو بذل کرد تا بندگانت را از جهالت و حیرت گمراهی برهاند.
مقصود از جهالت مردم این نبود که چون مردم بی سواد بودند و درس نخوانده بودند مرتکب چنین عملی شدند، و اگر درس خوانده و تحصیل کرده می بودند نمی کردند نه، در اصطلاح دین، جهالت، بیشتر در مقابل عقل گفته می شود و مقصود آن تنبه عقلی است که مردم باید داشته باشند به عبارت دیگر، امام حسین(ع) شهید فراموشکاری مردم شد.
امام حسین(ع) به خوبی می دانست که تنها مردم نادان و گمراهند که آلت دست حکومتهای ستمکار و بیدادگر و فاسد واقع می شوند، به همین خاطر با بذل خون پاک خویش سعی کرد ملت جاهل و گمراه را از آن وضع خطرناک و دردناک نجات بخشد. لذا امام صادق(ع) در فراز مورد بحث، هدف قیام حسینی را تنها فدایی امت گنهکار بودن و شفاعت از آنان در قیامت بیان نمی کند، بلکه می فرماید: هدف، نجات دنیای انسانیت از جهالت و ضلالت بود اما ما به بهانه همین منبرها و گریه زاریها داریم جهالت مردم را بیشتر می کنیم داریم از تعقّل دورشان می سازیم گمان می کنم جلد دوم قرآن بدستشان رسیده است که دروغ، تهمت و افترا در بین مردم باب گردیده است.[مطلب فوق به تأیید استاد رسیده است.]
- آیت الله محمدتقی مصباح یزدی:
استاد محمدتقی مصباح یزدی معتقد است: حادثه عاشورا، حادثه عظیمی در تاریخ اسلام بوده و نقش تعیین کننده ای در سعادت مسلمانان و روشن شدن راه هدایت مردم داشته است. این حادثه در نظر ما بسیار ارزشمند است. لذا بزرگداشت و بازسازی این حادثه و به خاطر آوردن آن موجب می گردد تا بتوانیم از برکات آن در جامعه امروز نیز استفاده کنیم... اگر بخواهیم راه حسین علیه السلام را ادامه دهیم، باید عملاً در همین مسیر حرکت کنیم، به آرزوهای دنیا دل نبندیم، فریب این زرد و سرخ ها (طلا و نقره) را نخوریم و مرگ در راه خدا را حفظ کنیم. این درسی بود که ابی عبداللّه علیه السلام به ما داد. آن چه دوست و دشمن بر آ ن اتفاق دارند این است که داستان کربلا اگر در عالم انسانیت داستان منحصر به فردی نباشد، از وقایع بسیار کم نظیر است. البته ما بر اساس آنچه از ائمه اطهار دریافت داشته ایم این را داستان منحصر به فردی می دانیم و معتقدیم که نظیر آن در گذشته نبوده و در آینده هم نخواهد بود.
- آیت اللّه صافی گلپایگانی:
آیة اللّه صافی گلپایگانی معتقد است: حادثه عاشورا واقعه ای است که دل های ارباب ایمان و عشاق فضیلت و حقیقت در برابر آن به خاک تعظیم افتاد و... آنها را از ظلمات سرگردانی نجات داد. کاری که حسین علیه السلام کرد یک کار عادی که مانند آن را تاریخ نشان دهد نبود؛ بلکه قیامی بی سابقه و خدایی بود که جوامع عالم جبروت و ساکنان صوامع ملکوت و ملأ اعلی آن را بزرگ ترین تجلی کمال مقام انسانی دانستند و قهرمانان فضیلت بشری و صاحبان عقول کامله و واصلان حقایق عالیه و پیغمبران اولوالعزم و اولیای عالی قدر و شهدایِ راه صلاح و هدایت آن را نمونه ممتاز و منحصر به فرد نمایش قدرت اراده، قوّت عزم، ثباتِ ایمان، فداکاری و شجاعت شمردند.
- استاد سیدجعفر شهیدی:
استاد سیّد جعفر شهیدی بر مبنای اسناد تاریخی به تجزیه و تحلیل نهضت عاشورا می پردازند. وی در این باره می نویسد: «باید گفت به علّت عدم دخول ایمان در دل بنی امیّه و به تبع تبلیغات آنان ایمان سایر مؤمنان نیز متزلزل شد و با رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم دوباره به عقاید پیشین خود بازگشتند. اینان پیش از آن که مسلمان باشند می خواستند در سازمان تازه، مقامی را که جویای آن بودند به دست آورند. حسین علیه السلام به عنوان وارث حقیقی محمّد صلی الله علیه و آله وسلم و علی علیه السلام چگونه می توانست دین را هم در عرصه فردی و هم در عرصه اجتماعی منسوخ شده ببیند و دم بر نیاورد؟ او هرگز نمی توانست دین را و هم مردمی را که نیازمند رهبری او هستند رها کند. این مردم با نامه های بسیاری که برای او فرستاده بودند حجّت را بر او تمام کردند. به هر حال حسین علی علیه السلام با مشاهده چنین وضعی دست به قیام زد؛ چون نمی توانست در برابر احیای بدعت ها و میراندن سنت ها ساکت و صامت باشد».
- قیام امام حسین(ع) از دیدگاه امام خمینی(ره):
*سیدالشهدا (علیه السلام) ، با چند نفر از اصحاب،چند نفر از ارحامشان،از مخدراتشان قیام کردند. چون قیام لله بود اساس سلطنت آن خبیث را به هم شکستند. در صورت،ایشان کشته شدند،لکن اساس سلطنت را شکستند،اساس سلطنتی که می خواست اسلام را به صورت سلطنت طاغوتی درآورد.[صحیفۀ نور،ج7،ص36]
*سیدالشهدا (علیه السلام) مذهب را بیمه کرد. با عمل خودش اسلام را بیمه کرد.[صحیفۀ نور،ج10،ص 216]
*شخصیت عظیمی که از عصاره ی وحی الهی تغذیه و در خاندان سید رسل،محمد مصطفی(ص) و سید اولیاء،علی مرتضی(ع) تربیت و در دامن صدیقه ی طاهره(س) بزرگ شده بود،قیام کرد و با فداکاری بی نظیر و نهضت الهی خود،واقعه ی بزرگی را به وجود آورد که کاخ ستمگران را فرو ریخت و مکتب اسلام را نجات بخشید.[صحیفۀ نور،ج12،ص 181]
*سیدالشهداء که همه ی عمرش را و همه ی زندگیش را برای رفع منکر و جلوگیری از حکومت ظلم و جلوگیری از مفاسدی که حکومت ها در دنیا ایجاد کردند،تمام عمرش را صرف این کرد و تمام زندگیش را صرف این کرد که این حکومت،حکومت جور،بسته شود و از بین برود؛معروف در کار باشد،منکرات از بین بروند.[صحیفۀ نور،ج20،ص 190]
*کربلا و نام مبارک حضرت سیدالشهداء(ع) را زنده نگه دارید،که در این صورت اسلام زنده نگه داشته می شود.[کلمات قصارامام خمینی(ره)، ص 58]
*انقلاب اسلامی ایران،پرتویی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است.[همان]
*این مطلبی که الآن القاء کرده اند به جوان های ما که تا کی گریه و تا کی روضه و این ها،این ها نمی فهمن روضه چیست و این اساس تا حالا چه طور نگه داشته شده است.
این را نمی دانند و نمی شود هم بهشان فهماند. این ها نمی فهمند که این روضه و این گریه‌آدم ساز است. انسان درست می کند این مجالس روضه.
این مجالس عزاداری سیدالشهداء و آن تبلیغات بر ضد ظلم این تبلیغ ر ضد طاغوت است. بیان ظلمی که به مظلوم شده تا‌آخر باید باشد.[صحیفۀ نور،ج10،ص 31]
*سیدالشهدا (علیه السلام) مذهب را بیمه کرد. با عمل خودش اسلام را بیمه کرد.[صحیفۀ نور،ج10،ص 216]
*اگر سیدالشهداء‌(ع) نبود، این رژیم طاغوتی را اینها تقویت می کردند و به جاهلیت بر می گرداندند،اگر حالا من و تو هم مسلم بودیم،مسلم طاغوتی بودیم،نه مسلم امام حسینی. امام حسین(ع) اسلام را نجات داد.[صحیفۀ نور،ج7،ص 236]
*درحالی که شهادت حضرت سیدالشهداء(ع) از همه ی خسارتها بالاتر بود،ولی چون او می دانست که چه می کند و کجا می رود و هدفش چیست،فداکاری کرد و شهید شد. امام حسین(ع) با خون خود اسلام را زنده کرد،شما به تبعیت از او اسلام را ضمانت کنید.[صحیفۀ نور،ج7،ص 54]
* همه باید بدانیم که آنچه موجب وحدت بین مسلمین است. این مراسم سیاسی عزاداری ائمه ی اطهار(ع) و به ویژه سرور شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین(ع) است که حافظ ملیت مسلمین به ویژه شیعیان اثنی عشر می باشد.[صحیفۀ نور،ج9،ص 201]
* محرم چه ماه مصیبت‏زا و چه ماه سازنده و کوبنده‏ای است. محرم ماه نهضت بزرگ سید شهیدان و سرور اولیای خداست که با قیام خود در مقابل طاغوت، تعلیم سازندگی و کوبندگی به بشر داد و راه فنای ظلم و شکستن ستمکار را به خدایی دادن و خدایی شدن دانست و این، خود سرلوحه تعلیمات اسلام است برای ملت ما تا آخر دهر.
* محرم ماهی است که به وسیله سید مجاهدان و مظلومان اسلام، زنده شده و از توطئه عناصر فاسد و رژیم بنی‏امیه که اسلام را تا لب پرتگاه برده بودند، رهایی بخشید. اسلام از اول پیدایش، با خون شهیدان و مجاهدان آبیاری شد و به ثمر رسید.
* محرم ماهی است که عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قیام کرده و به اثبات رسانده است که در طول تاریخ، همیشه حق بر باطل پیروز شده است.
* ماه محرم برای مذهب تشیع، ماهی است که پیروزی در متن فداکاری و خون به دست آمده است.
* در صدر اسلام، پس از رحلت پیغمبر ختمی مرتبت ـ پایه‏گذار عدالت و آزادی ـ می‏رفت که با کج‏روی‏های بنی‏امیه، اسلام در حلقوم ستمکاران فرو رود و عدالت در زیر پای تبهکاران نابود شود که سیدالشهداء علیه‏السلام نهضت عظیم عاشورا را برپا کرد.
* تمام انبیا برای اصلاح جامعه آمده‏اند... سیدالشهدا روی همین میزان آمد، رفت و خودش و اصحاب و انصار خودش را فدا کرد... جامعه باید اصلاح بشود. باید عدالت در جامعه تحقق پیدا بکند... برای این بود شهادتش، برای این بود که اقامه بشود عدل الهی.
* سید الشهدا هم کشته شد، نه اینکه رفتند یک ثوابی ببرند. ثواب برای او خیلی مطرح نبود، آن‏طور رفت که این مکتب را نجاتش بدهد. اسلام را پیشرفت بدهد، اسلام را زنده کند.
*زندگی سیدالشهدا، زندگی حضرت صاحب، زندگی همه انبیای عالم همه‏شان این معنا بوده است که در مقابل جور، می‏خواستند حکومت عدل را درست کنند.
* سیدالشهداء دیدند که مکتب دارد از بین می‏رود. قضیه قیام سیدالشهداء و قیام امیرالمؤمنین در مقابل معاویه، مسئله‏ای نیست که بخواهند یک مملکت بگیرند. همه عالم پیش آنها هیچ است... مقصد آنها این نیست که کشورگشایی بکنند.
* آن حضرت (سیدالشهداء) در فکر آینده اسلام و مسلمین بود. به خاطر اینکه اسلام در آینده و در نتیجه جهاد مقدس و فداکاری او در میان انسان‏ها نشر پیدا کند و نظام سیاسی و نظام اجتماعی آن در جامعه ما برقرار شود. او مبارزه کرد و فداکاری کرد.
* هر چه روز عاشورا، سیدالشهدا علیه‏السلام به شهادت نزدیک‏تر می‏شد، افروخته‏تر می‏شد و جوانان او مسابقه می‏دادند برای اینکه شهید بشوند. همه هم می‏دانستند که بعد از چند ساعت دیگر شهیدند... برای اینکه آنها می‏دانستند کجا می‏روند. آنها می‏فهمیدند برای چه آمدند، آگاه بودند که ما آمدیم ادای وظیفه خدایی را بکنیم؛ آمدیم اسلام را حفظ کنیم.
* سیدالشهداء برای اینکه می‏دید جهاد در راه خداست و برای خداست و چون جهاد برای خداست، عزیزانی که از دست می‏دهد، از دست نداده است. اینها ذخایری هستند برای عالم بقا.
* شهادت سید مظلومان و هواخواهان قرآن در عاشورا، سرآغاز زندگی جاوید اسلام و حیات ابدی قرآن کریم بود. آن شهادت مظلومانه و اسارت آل اللّه‏، تخت یزیدیان را که با اسم اسلام، می‏خواستند اساس وحی را به خیال خامِ خود محو کنند، برای همیشه به باد فنا سپرد و آن جریان، سُفیانیان را از صحنه تاریخ به کنار زد.
* سیدالشهداء علیه‏السلام ، نهضت عظیم عاشورا را برپا کرد و با فداکاری و خون خود و عزیزان خود، اسلام و عدالت را نجات داد و دستگاه بنی‏امیه را محکوم و پایه‏های آن را فرو ریخت.
* سیدالشهداء علیه‏السلام با همه اصحاب و عشیره‏اش قتل عام شدند، لکن مکتبشان را جلو بردند. شکست در مکتب نبود، پیشروی بود، یعنی بنی‏امیه را تا ابد شکست داد. سیدالشهدا علیه‏السلام با نثار خون خودشان آن رژیم را، رژیم فاسد را شکست داد.[برگرفته از کلمات قصار امام خمینی(ره)]
سیدالشهداء در نگاه برخی مستشرقین و بزرگان:
شخصیت،سیره و نهضت زندگی آفرین سرور و سالار شهیدان امام حسین(ع)همواره از سوی اندیشمندان مورد دقت و بررسی و نقادی قرار گرفته است.
جاذبه شخصیت سیمای درخشان حسین بن علی(ع) نظر بسیاری از اهل اندیشه را به خود معطوف کرده است.در میان متفکران،کسانی به بلندای شخصیت آن امام اشاره کرده اند که حتی کمترین سنخیتی با آن حضرت ندارند و برخی از آنان حتی از مخالفان او به حساب می آیند،اما در عین حال او را ستوده اند.
- گاندی(رهبر استقلال هند):
گاندی رهبر اخلاقی، مصلح و مبارز هندوستان درباره امام حسین(ع) می گوید: «من برای مردم هند چیز تازه ای نیاوردم فقط نتیجه ای که از مطالعات و تحقیقاتم درباره تاریخ زندگی قهرمانان کربلا بدست آورده ام، ارمغان ملت هند است. اگر بخواهیم هند را نجات بدهیم واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی پیمود.»[فرهنگ عاشورا، ص۲۷۹]
- طبری(تاریخ نویس معروف):
طبری در تاریخ خود میگوید که چون خبر شهادت سید الشهدا به عبدالله بن زبیر رسیدگفت:
او مرگ با عزت را بر زندگی ذلت بار برگزید.خداوند،حسین را رحمت کند و قاتلش را خوار بدارد.نفرین خدا برکسی که فرمان داد او را بکشند و بدین کار رضایت داد.[تاریخ طبری،ج۳،ص۳۴۶]
- مسیو ماربین(دانشمند آلمانی):
مسیو ماربین از دانشمندان معروف آلمانی می گوید: «در ظاهر یزید، حسین(ع) و یارانش را کشت، اما در واقع حسین(ع) یزید وهمه بنی امیه را بیش از هزار بار کشت. یزید آنها را در یک روز به قتل رسانید، ولی امام حسین(ع) او و قومش را تا ابد و هر روز به مقتل می کشد.»
- عباس عقاد(نویسنده معروف عرب):
عباس عقاد نویسنده معروف جهان عرب می نویسد: «قیام امام حسین(ع) آثار کوبنده ای به جای گذاشت و موجب نابودی طاغوتیان بدست آزادگان شد. حکومت جائر امویان از نظر زمان و مکان بر اثر قیام یک نفر، در یک روز به هم ریخت و نابود شد.»
- ابن ابی الحدید(دانشمند اهل تسنن):
ابن ابی الحدید دانشمند معروف و بزرگ اهل تسنن در کتاب شرح نهج البلاغه ذیل خطبه ۵۱ فصلی درباره «اباة الضمیم؛ یعنی کسانی که زیر بار ذلت نرفتند.» گشوده و در آغاز می گوید: «بزرگ و آقای تمام افرادی که چنین صفتی داشتند حسین بن علی است که به او و اصحابش در کربلا امان دادند ولی چون آن امان، خواری و ذلت بدنبال داشت، نپذیرفت و تن به شهادت داد.»
- گیبون(مورّخ مشهور):
گیبون مورخ مشهوری است که می گوید: «در طی قرون آینده، شرح صحنه حزن آور مرگ حسین(ع) موجب بیداری خون سردترین افراد خواهد شد.»
- شیخ محمد عبده(مصلح مشهور مصری):
هنگامی که در دنیا حکومت عادلی است که هدفش اقامه شرع و حدود الهی است و در برابر آن،حکومت جائر و ستمگری است که استقرار عدل را برنمیتابد،بر هر مسلمانی است که حکومت عدل را یاری کند و از همین باب است قیام امام حسین که در برابر حکومت یزید که خداوند او را خوار کند.[تفسیر المنار، ج۱، ص۳۶۷]
- ادوارد براون(مستشرق معروف انگلیسی):
آیا قلبی پیدا میشود که وقتی درباره کربلا سخن میشنود،آغشته با حزن نگردد؟حتی غیر مسلمانمان نیز نمیتوانند پاکی روحی را که در این جنگ سلامی در تحت لوای آن انجام گرفت انکار کنند.[مجله نور دانش، ش۳، سال۱۳۴۱]
حاصل سخن اینکه:
1- ایستاد، جنگید، زخم برداشت، کشته شد اما همه زخم‌ها در جلو بدنش بود. بدانرو که به دشمن پشت نکرد. حرکت امام حسین(ع) که منجر به حادثه عاشورا گردید، چیزیجز یک انقلاب اسلامی و تلاش در راستای تحول اصلاح جامعه اسلامی نبود. انقلاب دینیامام(ع) به عنوان مهمترین عامل برقراری اسلام راستین و گوینده تحریفات دینی،همواره در طول تاریخ مورد بعض دشمنان اسلام و دیانت بوده است. در کنار دشمنانخارجی، همواره دوستان نادان جامعه اسلامی و مسلمانان ناآگاه نیز، خواسته و ناخواستهضربه‌های هرسناکی به این حادثه بزرگ وارد کرده‌اند.
2- در اینکه فلسفۀ واقعی قیام امام حسین(ع) چه بوده است، نظریات مختلفیارائه شده است، از جمله این نظرات می توان به تشکیل حکومت اسلامی، امر به معروف ونهی از منکر، شهادت و ... اشاره کرد که آثار آن کمتر از تشکیل حکومت نبوده و درطول تاریخ این آثار تا به امروز به اثبات رسیده است. همۀ این نظریات در اینکه هدفاصلی امام حسین(ع) اصلاح جامعه بوده مشترک هستند.
3-عاشورا روزی بود که در آن نماز و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و ملاطفت و ادخال سرور بر مؤمن و ذکر و دعا و عیادت مریض و یقین و رضا و سخاوت و حلم و بردباری و حسن خلق و جوانمردی و غیرت نسبت به نفس و اهل و عیال و قناعت و صبر و دیگر ارزشها به عینیت پیوست و بالأخره عاشورا در روز عاشورا صفات متضاد را جمع کرده است با توجه به این خصائص و ویژگیها نهضت عاشورا برای همگان الگو است هم برای کسانی که به لحاظ اخلاقی با مشکل مواجهند می توانند از کربلا الگو بگیرند و در واقع با بیداری و هوشیاری با قدم توجه به دنیای اخلاق و سیر و سلوک وارد شوند و خودخواهی را که امّ الرذائل انسانی است از خود دور کنند و هم برای مواجهه تهاجم فرهنگی از آن الگو بگیرند و با امر به معروف و نهی از منکر به مقابله با آن اقدام کنند و هم با روحیه سازش ناپذیری و برخورداری از عزت از تسلیم شدن در برابر ستمگران و شیاطین سرباز زده و بلکه با شجاعت و باک نداشتن و نترسیدن از دشمن، نیروها و امکانات و برنامه ریزی به گونه ای سازماندهی کنند که نه تنها ریشه ستم و ستمگر را بسوزانند بلکه با استفاده از نیروی اندک بیشترین نتایج و بهره ها را ببرند و بالأخره با تعهد و مسؤولیت در برابر مقام ولایت و امامت و رهبری همگام با رهبری و اطاعت از او آنچه که وظیفه است به انجام رساند تا هم اسلام از خطر مصون و هم جامعه از آفات محفوظ و هم انسان از وساوس شیطان و هواهای نفسانی در امان باشد.