محدّث قمی؛ مرزبانِ ایمان و میراثِ جاویدِ‏ تشیّع
128 بازدید
تاریخ ارائه : 11/8/2012 1:18:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

محدّث قمی؛ مرزبانِ ايمان و ميراثِ جاويدِ‏ تشيّع

[به مناسبت 23  ذی الحجة، سالروز رحلت شيخ عباس قمي (ره)]

 نویسنده: مصطفی سلیمانی

زندگینامه شیخ عباس قمی
شیخ عباس قمی  معروف به محدث قمی از محدثان شیعی پرکار قرن چهاردهم هجری است. در سال 1294 ق. شهر قم شاهد تولد كودكی سعادتمند بود. پدر او حاج محمدرضا قمی نام آن طفل سپید بخت را عباس گذاشت و او را آن گونه كه شایسته بود تعلیم و پرورش داد. 
حاج محمدرضا قمی مردی كاسب بود كه مردم او را نیك مردی با تقوا و آشنا به مسائل دینی می‎شناختند و برای یادگیری احكام دین به نزد وی می‎رفتند. و این باعث گردیده بود كه فرزند عزیزش در فضایی اینچنین تنفس كند. فضایی كه در آن عطر قرآن و اخلاص با نفسهای گرم خانواده در هم ریخته بود.  
وی دوران كودكی و نوجوانی را در زادگاهش شهر قم گذراند[تاریخ قم، ناصرالشریعه، ص 274؛ عاماس معاصرین، واعظ خیابانی تبریزی، ص 181] و دروس مقدماتی را نزد استادانی بزرگ فرا گرفت. استادانی كه معرفت الهی در روح آنان تجسم یافته بود. او از خرمن دانش این بزرگان خوشه‎ها چید ولی بیشترین بهره را از محضر عالم آگاه آیه الله حاج میرزا محمد ارباب قمی (متوفی 1341 ق) برد. عالم فرزانه و پرهیزگاری كه در هیچ حال امر به معروف و نهی از منكر را ترك نمی‎كرد و در هر محفل و مجلسی این دو فریضه را متذكر می‎شد استاد بسیار دقیق و پرمایه عصر خود بود.           
او كه در دوران نوجوانی مراحل آغازین تحصیلات حوزوی را به پایان برده بود سرانجام نتوانست خود را به اندوخته‎های محدود حوزه آن وقت قم قانع سازد از این رو تصمیم به هجرت گرفت. در سال 1316 ق. كوله‎بار سفر بست و به دنبال فراگیری دانش عازم نجف اشرف گردید.[علمای معاصرین، ص 181، تاریخ قم، ص 274] طلبه جوان در بدو ورود به زیارت بارگاه منور پیشوای شهیدان و نخستین مظلوم تاریخ شتافت و در كنار تربت پاكش با چهره‎ای غریبانه و دل گرفته بر غریبی آن مظلوم گریست. او آرزوهای دل را به مقتدایش عرضه داشت و عنایت و توجه بیشتر آن حضرت را از عمق جان درخواست نمود. گویی امام به این جوان قمی كه عصاره اخلاص قمیان بود و اینك زائر قبرش و طالب علوم علوی محسوب می‎شد، چنین خطاب كرد: «ای دلباخته‌ چشمه زلال معرفت، آرام بگیر و نویدت باد كه در آینده نزدیك یكی از ناقلان اخبار و راویان احادیث ماخواهی بود.»        
شیفتۀ حاج میرزا حسین نوری    
از آنجا كه شیخ عباس اشتیاق وصف ناپذیری به شناخت راویان و محدثان راستگو و نقل اخبار اهل بیت علیهم ‎السلام داشت استادی را برگزید كه از كوثر حدیث سیرابش سازد. از این رو از همان ابتدای ورود به نجف اشرف شیفته عالم آگاه، محدث و محقق بزرگ، حاج میرزا حسین نوری (متوفای 1320 ق.) گشت و در درس او شركت جست.[علمای معاصرین ، ص 181] شیخ عباس قمی بر آن بود تا آنچه را از استاد فرار می‎گیرد بی‎كم و كاست بنویسد و همانند استاد بازگویش كند. به همین سبب طولی نكشید كه به كمك حافظه قوی و تلاش پیگیر به مقام و منزلت والایی در نزد استاد دلسوز و پرتلاش خود دست یافت. تا آنجا كه در همان ایام استنساج كتاب با ارزش استادش، مستدرك الوسائل را در اختیار گرفت و به خوبی از عهده این كار بزرگ برآمد. همچنین وی در تألیفات دیگر استاد از كمك شایسته وی دریغ نداشت. محدث قمی درك محضر این استاد بزرگ را صفت خداوند می‎داند و می‎نویسد:      
«... پس خداوند متعال به من منت گذارد به ملازمت شیخنا الاجل الاعظم تقه الاسلام النوری الطبرسی انار الله برهانه. مستدرك الوسائل را برای او استنساج می‎كردم كه بفرستد برای طبع به ایران و در خدمت او بودم تا سنه‌ 1318 ق.»[علمای معاصرین، ص 182] وی چهار سال در محضر محدث نوری بود و در این چهار سال تلاش و كوشش او به حدی رسید كه جزو شاگردان طراز اول استاد به شمار رفت.           
آن زنده‎دار حدیث در سال 1322 ق. به قم بازگشت و مشغول تألیف و تدریس و وعظ و ارشاد مردم شد و تا سال 1329 ق. در این شهر مذهبی اقامت داشت. در این ایام عازم بیت الله الحرام شد و پس از مراجعت از زیارت خانه خدا همچنان در قم سكونت داشت. در سال 1332 ق. بنا به عللی و مخصوصاً به موجب تنگدستی به مشهد مقدس مهاجرت كرد و در آنجا سكونت گزید.[نقباء البشر، شیخ آقا بزرگ تهرانی، ج 3، ص 999]
تدريس در حوزه علميه قم
در سال ۱۳۴۰ ه‌.ق (۱۳۰۰ ه‌.ش) يعني يك سال پس از تصرف تهران توسط رضاخان‌ پهلوي، مرحوم شيخ عباس قمي به دعوت آيه الله شيخ عبدالكريم حايري يزدي – كه به خواهش علماي عصر خويش براي تجديد مركزيت حوزه علميه قم، در اين شهر ماندگار شده بود – براي تدريس به حوزه علميه كهن قم فراخوانده شد و در همين ايام يعني سال ۱۳۴۴ ه‌.ق، مهمترين كتاب حديثي ايشان يعني سفينه البحار و مدينه الحكم و الاثار – كه فهرست موضوعي تفصيلي براي احاديث كتاب عظيم و بيش از صد جلدي بحار الانوار تاليف علامه مجلسي است – پس از سالها تلاش شبانه روزي مولف در دسترس علاقمندان قرار گرفت و به اين ترتيب مي توان گفت او به كتاب عظيم بحار الانوار حيات مجدد بخشيد و مبلغان را در دفاع از اسلام به سلاحي كاري مجهز نمود. شيخ عباس قمي در اين كتاب علاوه بر فهرست احاديث و آيات قرآن، گاه به بيان مطالب مهم و تحقيقات ژرفي نيز اهتمام ورزيده و علاوه بر اين شرح حال مختصري از مشاهير و بزرگان علماي شيعه و سني و حتي برخي از شعرا و اديبان را نيز ضميمه كرده است. اما البته مزيت اساسي اين كتاب آن است كه مولف، همه آداب ظاهري و باطني نقل حديث را از قبيل پاكيزيگي ظاهر و باطن و خلوص نيت و پرهيز از اغراض مادي رعايت نموده است.
او زندگي‌اش را وقف اسلام كرد؛ تا آن جا كه روزانه افزون از 17 ساعت مطالعه مي‌كرد و مي‌نوشت وي حماسه‌اي در عرصه‌ي احياي انديشة شيعي آفريد. وي با رجوع به منابع و مأخذ معتبر اسلامي كه در صلاحيت و توانمندي علمي و عملي او بود، به تدوين تاريخ اسلام با نام «منتهي‌الآمال» همت گماشت كه يك دوره تاريخ تحليلي و مستند است. ديگر كتاب ارزنده وي «پيرامون نهضت امام حسين(ع) و وقايع كربلا» نام دارد.
ويژگي هاي شيخ
محدث قمي، سرانجام در سال ۱۳۲۲ ه‌.ق (۳-۱۲۸۲ ه‌.ش) یعنی یکسال پیش از آغاز انقلاب مشروطه ۱۳۲۷-۱۳۲۳ ه.ق و در دوره روی کار آمدن علی اصغر خان امین السلطان صدر اعظم مظفر الدین شاه - که از فاسدترین رجال دولت قاجار به شمار می آمد - به وطن بازگشت. در این دوران افکار بویژه فلسفه سیاسی غرب در ایران رسوخ کرده بود و این افکار گرچه موجب اعتراض به حکومت استبدادی قاجار می شد، اما گروهی نیز به جهت خودباختگی در برابر تمدن غربی، فرهنگ اصیل اسلامی را از یاد برده بودند. ماموریت محدث قمی نیز از همین جا آغاز می شد .از این رو، وی خود را موظف می دید که برای دفاع از اسلام بر تلاش علمی خویش بیش از پیش بیفزارید. پس از سقوط حکام مستبد قاجار و روی کارآمدن حکومت دیکتاتوری پهلوی، وظیفه محدث قمی در تبلیغ رسالت های الهی سنگینتر شد، زیرا سیاستهای فرهنگی انحطاط آفرین در عصر پهلوی و قتل و تهدید علمای مخالف رژیم شدت یافت. حاج شیخ عباس در سال ۱۳۳۱ ه‌.ق در شهر مقدس مشهد سکونت گزید و در طی همین سالها سخنرانی‌های جذاب و عالمانه ایشان و نیز کلاسهای درس اخلاق وی که در هر پنج شنبه و جمعه در مدرسه میرزا جعفر مشهد که اکنون جزء دانشگاه علوم اسلامی رضوی واقع شده است - پذیرای توده انبوه مردم و علما و مجتهدان بزرگ بود.
مفاتيح الجنان
شيخ عباس قمي در دوراني كه معنويت و حقيقت دين مورد هجوم بود به تدوين، تنظيم و ارايه كتاب دعايي با نام «مفاتيح‌الجنان» شامل يكدوره اعمال واجب و مستحب در طول سال، همت گماشت. پس از رسالات سيد بن طاوس و .. علامه مجلسي، كاري بدين عظمت و كامل در عالم شيعه نبود. اين كتاب در تمام خانه‌ها و اماكن مقدسه به عنوان رساله‌اي در باب «سير و سلوك» علمي و عملي براي مشتاقان عرفان عملي در آمد كه هر روز بر اهميت و ضرورت آن افزوده مي‌شود.
شيخ عباس قمي 8 جلد كتاب با عنوان “مستدرك‌ بحارالانوار” براي متخصصان حديث تدوين كرد كه در حوزه‌هاي علميه دستمايه‌اي براي عالمان ديني است. از ديگر آثار شيخ عباس قمي مي‌توان به تخليص “معراج‌السعاده” اثر ملا احمد نراقي، تدوين يكصد كلام از سخنان امام علي (ع)، نگارش “منازل الآخرت” به عنوان توشه‌ي راهيان ابديت و شناخت منازل موت، قبر، سئوال و جواب و عالم برزخ، اشاره كرد.
آنچه در اعمال شيخ مهم است اين است كه وي بدون آن كه وارد جدال مكتبي، درگيري و يا رويارويي با مهاجمان و معاندان ديني شود، با تبيين و تدوين معارف اسلامي، سدي، محكم در برابر سيل بنيان كن بي‌ديني در ذيل عناوين مختلف شد.
ويژگي هاي شيخ
شايد بتوان سه مشخصه براي شيخ عباس قمي بر شمرد:
1ـ عارف و اهل معرفت؛
2ـ زاهد و بدور از مقام، شهرت و ثروت؛
3ـ عالم و عامل، محقق و پژوهشگر و در نهايت مترجم و مؤلف.
مرحوم حاج شيخ عباس قمي پس از ورود به حوزه علميه نجف، در حلقه اساتيد و بزرگان آن دوره شركت جست. اما علاقه وي به علم حديث باعث شد كه به محدث عالي مقام و علامه بزرگوار محضر پر فيض آن عالم رباني را برگزيند. شيخ عباس قمي، معروف به محدث قمي، تحت تأثير ملكات فاضله و صفات برجسته و علم سرشار استادش حاجي نوري، و نيز شايستگي ذاتي و آمادگي بالاي خود، به مقامات چشمگيري از علم و عمل رسيد. شيخ به مدت چهار سال از محضر اين استاد عالي قدر بهره گرفت.
عظمت حضرت معصومه سلام الله علیها
مرحوم محدّث قمي، روزي در بالاي منبر فرمود:«در عالم رؤيا مرحوم ميرزاي قمي رحمه الله را ديدم و از ايشان سؤال كردم: آيا اهل قم را حضرت معصومه عليها السلام شفاعت خواهد كرد؟ ديدم ميرزا متوجّه من شده، با تندي به من گفت: چه گفتي؟ من سؤالم را تكرار كردم، باز با تندي فرمود: چه گفتي؟ مرتبه سوم كه سخنم را تكرار كردم، عرض نمودم: آيا اهل قم را حضرت معصومه عليها السلام شفاعت خواهد كرد؟ فرمود: اي شيخ! تو چرا چنين سؤالي مي كني؟
شفاعت اهل قم، با من است. حضرت معصومه عليها السلام تمام شيعيان عالم را شفاعت خواهد كرد»
خصوصیات اخلاقی و روحی      
محدث قمی درس خواند و عمل كرد و پیش رفت و به جایگاهی كه سالها در پی آن بود رسید؛ جایگاهی در ملكوت نه در خاك. مقامی در آستان قرب الهی نه منصبی در دربار دنیازدگان. محدث قمی در زمان خود یكی از مربیان بزرگ و معلمان اخلاق اسلامی در میان مردم و حوزه‎های علمیه شناخته می‎شد و از شهرت ویژه‎ای برخوردار بود و خصوصیات اخلاقی فراوانی داشت كه در این فصل به پاره‎ای از آنها اشاره می‎كنیم:           
الف - انس با كتاب          
یكی از ویژگیهای محدث قمی علاقه فراوان به نوشتن و مطالعه‌كتاب بود به بطوری كه می‎توان گفت او در كتاب و قلم خلاصه شده بود. محدث یا در كتابخانه بود یا با كتاب. كمتر دیده می‎شد كه او مشغول مطالعه و بررسی كتابی نباشد. عشق محدث به كتاب آن هم كتب حدیثی نورانیّت خاصی به او بخشیده بود. فرزند بزرگ ایشان در این باره می‎گوید: «در اول كودكی با مرحوم پدرم هر وقت از شهر بیرون می‎رفتم او از اول صبح تا به شام مرتب به نوشتن و مطالعه مشغول بود.»[خاتمه ترجمه نفس المهموم] زمانی كه برای زیارت به كشورهای دور مسافرت می‎كرد اوقات فراغت خود را با كتاب سپری می‎كرد. «او با عده‎ای از تجّار به سوریه مسافرت كرد. آنان می‎گفتند هر وقت ما به سیاحت می‎رفتیم ایشان می‎نشست و مشغول مطالعه و تألیف می‎شد و هر چه اصرار می‎كردیم كه با ما بیرون بیاید امتناع می‎ورزید و شبها هم كه ما به خواب می‎رفتیم او مشغول مطالعه و تألیف می‎شد.»[پندهایی از رفتار علمای اسلام، ص 17]        
عشق و علاقه محدث قمی به كتاب به اندازه‎ای بود كه وقتی كمترین پولی به دست می‎آورد آن را در خرید كتاب صرف می‎كرد و گاه پیاده از قم به تهران به استقبال آن می‎رفت. او خود می‎گوید: «زمانی كه در قم تحصیل می‎كردم، خیلی تنگدست بودم تا جایی كه یك قِران و دو قِران جمع می‎كردم تا اینكه مثلاً سه تومان می‎شد. آن را برداشته، از قم تا تهران پیاده می‎رفتم و با آن كتاب خریده، به قم برمی‎گشتم و به تحصیل ادامه می‎دادم.»[شیخ عباس قمی مرد تقوی و فضیلت، ص 18]
ب - تواضع و اخلاص         
از دیگر ویژگیهای ایشان تواضع بسیار و همه جانبه‎ای بود كه از خود نشان می‎داد. در خانه، مدرسه و خیابان هر كسی را كه می‎دید - چه كوچك و چه بزرگ - احترام می‎كرد. در نزد علما و از بین آنان بویژه در حضور كسانی كه با حدیث و اخبار اهل بیت علیهم السلام سر و كار داشتند، اوج فروتنی و تواضع را به نمایش می‎گذارد. هیچ گاه در مجالسی كه وارد می‎شد در صدر نمی‎شست و هرگز خود را بر دیگران مقدم نمی‎داشت. وی از خودستایی و خودپسندی بشدت احتراز می‎كرد و به هیچ وجه غرور نداشت. محدث قمی حدیث اخلاص بود و آیه زهد. مسیری كه می‎رفت اگر كوچكترین شبهه‎ای در دلش رخنه می‎كرد كه قدمش برای خدا نیست یا وسوسه‎ای قلبش را می‎لرزاند بدون هیچ تأمل، از آنجا باز می‎گشت. نقل است «در یكی از سالها مرد نیكوكاری از محدث قمی خواهش می‎كند كه قبول كند بانی مجلس محدث شود و تعهد می‎كند كه مبلغ پنجاه دینار عراقی به ایشان تقدیم كند. در آن موقع هزینه محدث در هر ماه سه دینار بوده است. محدث قمی می‎گوید: «من برای امام حسین ـ علیه السلام ـ منبر می‎روم نه برای دیگری و بدین گونه آن وجه را نپذیرفت». امر به معروف و نهی از منكر دیگر ویژگی حدیث اخلاص بود. او خود هرگز گرد گناه نمی‎گشت و در ذهنش هم فكر گناه را جای نمی‎داد. از منكرات ناراحت می‎شد و دیگران را از ارتكاب آن باز می‎داشت. كسی جرأت غیبت در محضر او نداشت و از دروغ گفتن ناراحت می‎شد.[محدث قمی حدیث اخلاص، ص 41 – 46]
در یك كلام محدث قمی آنچه می‎گفت با آنچه عمل می‎كرد و آنچه مردم از رفتار و كردارش درك می‎كردند یكی بود. از این رو سخنش در دل شنوندگان اثر شگرف داشت. آنانی كه در درس اخلاق و نصایح او شركت می‎جستند و گوش و جان به این سروش اخلاص فرا می‎دادند نقل می‎كنند.           
كه سخنان نافذ او چنان بود كه آدمی را از گناهان و پندارهای بد دور می‎ساخت و متوجه خدا و عبادت می‎كرد.
ج - زهد            
زندگی محدث قمی بسیار ساده بود به طوری كه از حد زندگی یك طلبه عادی هم پایین تر بود. لباسش عبارت بود از یك قبای كرباسی بسیار نظیف و معطر و تمیز. چند سال زمستان و تابستان را با آن قبای كرباسی می‎گذرانید. هیچ گاه در فكر لباس و تجمل نبود. فرش خانه‎اش گلیم بود. از سهم امام استفاده نمی‎كرد و می‎گفت: من اهلیت ندارم از آن استفاده كنم! روزی در نجف اشرف دو زن محترم كه در بمبئی سكونت داشتند و از بستگان آقا كوچك (از محترمین نجف) بودند حضور ایشان می‎رسند و تقاضا می‎كنند هر ماه مبلغ 75 روپیه به ایشان تقدیم كنند كه از لحاظ زندگی در رفاه باشد. در آن ایام مخارج ماهانه‌ خانواده وی از ماهی 50 روپیه تجاوز نمی‎كرد. حاج شیخ عباس از پذیرفتن آن خودداری می‎كند. میرزا محسن محدث زاده فرزند كوچك آن مرحوم اصرار می‎كند تا قبول نماید ولی قبول نمی‎كند تا اینكه زنان محترم ناامید می‎شوند و می‎روند.  
پس از رفتن آنها فرزند به پدر می‎گوید: من هم دیگر از كسبه بازار برای مخارج روزانه قرض نمی‎كنم! حاج شیخ عباس می‎گوید: ساكت باش! من همین مقدار هم الان خرج می‎كنم، نمی‎دانم فردای قیامت چگونه جواب خدا و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)  را بدهم. در جواب این مقدار معطل هستم، چگونه بارم را سنگین‎تر كنم؟!
نظر آنان كه نكردند بدین مشتی خاك الحق انصاف توان داد كه صاحب نظرند.[حاج شیخ عباس قمی مرد تقوا و فضیلت، ص 42 - 45، به نقل از سیمای فرزانگان، رضا مختاری]
شيخ عباس قمي در نگاه بزرگان
1- مرحوم آيت‏اللّه‏ مرعشي نجفي، در مورد شخصيت حاج شيخ عباس قمي و كتاب مفاتيح الجنان مي‏نويسد:
علامه نقّاد، نويسنده كتاب‏هاي فراوان، عالم بلند مرتبه، راهنماي دانا در دانش حديث، مرحوم مَبرور، حاج شيخ عباس قمي، فرزند محمدرضا قمي، از بزرگانِ اساتيد ما، در فن روايت مي‏باشد. مفاتيح او را بهترين كتابي يافتم كه در باب ادعيه و زيارات و آداب و سنن و مناجات نوشته شده است.
2- شيخ آقا بزرگ تهراني، هم درس و هم حجره مرحوم حاج شيخ عباس قمي، در مورد شخصيت ايشان مي‏فرمايد:
رابطه من با شيخ حاج عباس قمي محكم‏تر از ديگران بود؛ زيرا ما دو نفر اتاق در يكي از مدارس نجف با هم زندگي مي‏كرديم. حتي دو سال بعد از فوت استادمان محدث نوري رحمه‏الله باهم بوديم و نزد ساير اساتيد درس مي‏خوانديم. من همان موقع به خوبي او را شناختم. انساني كامل و دانشمندي فاضل، آراسته به اخلاقي ستودني و صفاتي پسنديده بود. مدت‏ها به هم نشيني او انس گرفتم و جانم با جان او در آميخت... او پيوسته سرگرم كار بود، عشقي شديد به نوشتن و تأليف و بحث و تحقيق داشت. هيچ چيز او را از اين شوق و عشق منصرف نمي‏كرد و مانعي در اين راه نمي‏شناخت.
داستان عجیب شیخ عباس قمی و پدرش
مرحوم شیخ عباس قمى نویسنده کتاب مفاتیح الجنان در خاطرات خود برای پسرش آورده است كه:
وقتى كتاب منازل الاخرة را نوشته و به چاپ رساندم، در قم شخصى بود به نام «عبدالرزاق مسأله گو» كه همیشه قبل از ظهر در صحن مطهر حضرت معصومه احکام شرعی را برای مردم مى گفت.
مرحوم پدرم «كربلائى محمد رضا» از علاقه مندان منبر شیخ عبدالرزاق بود به حدى كه هر روز در مجلس او حاضر مى شد و شیخ هم بعد از مسأله گفتن، كتاب منازل الاخرٍة مرا مى گشود و از آن براى شنوندگان و حاضران از روایات و احادیث آن مى خواند.
روزى پدرم به خانه آمد و مرا صدا زد و گفت شیخ عباس! كاش مثل عبدالرزاقِ مسئله گو مى شدى و مى توانستى منبر بروى و از این كتاب كه او براى ما مى خواند، تو هم مى خواندى.
چند بار خواستم بگویم پدرجان! این كتاب از آثار و تألیفات من است اما هر بار خوددارى كردم و چیزى نگفتم و فقط عرض كردم دعا بفرمائید خداوند توفیقى مرحمت نماید.
آثار جاودان شيخ
از محدث قمي كتابهاي بسياري – كه در مجموع به ۶۳ جلد مي‌رسد – در رشته‌هاي رجال، اخلاق، فقه، كلام، لغت، ادعيه و تاريخ و به ويژه حديث باقي مانده است كه برخي از آنها عبارتند از:
1. منتهي الآمال، درباره تاريخ چهارده معصوم نگاشته شده است.
2. نفس المهموم، درباره وقايع كربلا.
3. الانوار البهيه، درباره تاريخ چهارده معصوم نگاشته شده است.
4. تتمهة المنتهي، در تاريخ خلفاي راشدين، اموي و برخي از خلفاي عباس.
5. تحفةالاحباب، در علم رجال.
6. شرح الوجيزه، درعلم حديث.
7. الكني و الاقاب، كه زندگينامه بسياري از علماي شيعه و سني و برخي شاعران، اديبان، عارفان و اميران است.
8. مفاتيح الجنان، مجموعه‌اي از ادعيهٔ منتخب چهارده معصوم.(مشهورترين كتاب وي نيز مي‌باشد).
9. ترجمه مصباح المتهجد، مجموعه‌اي از ادعيهٔ منتخب چهارده معصوم.
10. سبيل الرشاد، در عقايد شيعه به ويژه مبدأ و معاد.
11. ذخيرة الابرار، كه تلخيص كتاب انيس التجار، تأليف مولي مهدي نراقي و در موضوع فقه است.
رحلت محدث كبیر شیعه
شيخ عباس قمي غروب روز 22 ذي الحجه سال 1359 ه. ق، حالش منقلب گرديد و پي در پي نام ائمه اطهار عليه‏السلام را بر زبان جاري مي‏ساخت. آن شب به علت كسالت فراوان نمازهايش را نشسته خواند و نيمه شب دعوت حق را لبيك گفت و در سن شصت و پنج سالگي به لقاءاللّه‏ پيوست. مرحوم آيت‏اللّه‏ سيدابوالحسن اصفهاني بر جنازه مطهرش نماز خواند و بعد از تشييعي باشكوه، توسط بزرگان و مراجع و عموم مردم، در صحن مطهر حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام ، كنار مرقد استادش محدث نوري، به خاك سپرده شد .