مشعلدار هدایت و حقیقت (به مناسبت نیمۀ ذی الحجة، سالروز ولادت امام هادی علیه السلام)
123 بازدید
تاریخ ارائه : 11/5/2012 8:56:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

مشعلدار هدایت و حقیقت


(به مناسبت نیمۀ ذی الحجة، سالروز ولادت امام هادی علیه السلام)

نویسنده: مصطفی سلیمانی
۞ سيري کوتاه در زندگي
امام ابوالحسن علي النقي الهادي(ع) در نيمه ذي حجه سال 212 هجري در اطراف مدينه، در محلي موسوم به «صرياّ» چشم به جهان گشود. امام هادي(ع) در سال 220 هجري، در هشت سالگي، بعداز شهادت پدر بزرگوارش امام جواد(ع) به امامت رسيد. مدت هدايت و امامت آن حضرت، 33 سال بود و در 41 سالگي، در سوم رجب سال254هجري در شهر سامرا بر اثر زهري که با دسيسه معتز، سيزدهمين خليفه عباسي به ايشان خورانده شد، مسموم گرديد و به شهادت رسيد. مشهورترين القاب آن بزرگوار، نقي و هادي است و کنيه آن حضرت، ابوالحسن بود.[سيدعلي حسيني قمي، کرامات و مقامات عرفاني امام هادي(ع)، ص11]
۞ تصرّف در هستي
امام هادي(ع) در سايه عبادت و نزديکي به خداوند متعال، به درجه هاي والايي از رشد و کمال رسيده بود. ايشان از حقيقت انديشه هاي انسانها، عالم طبيعت، جهان پديده ها و حتي گياهان و حيوانات آگاه بود. در همين زمينه، در تاريخ نقل شده که در منزل متوکل و در اطاقش، پرندگاني وجود داشتند که در قفس نگهداري مي شدند. هنگامي که متوکل در حضور امام هادي(ع) مي خواست سخن بگويد، پرندگان شروع به سروصدا مي کردند و مانع صحبت کردن او مي شدند، ولي به محض اينکه امام هادي(ع) لب به سخن مي گشودند، پرندگان ساکت مي شدند و گويي آنها نيز به سخنان درافشان و پرگهر آن بزرگوار، گوش جان مي سپردند.[در مکتب مشعل هدايت، ص 122]
۞ روش برخود با دشمنان و ناسزاگویان
امام هادي(ع) همچون نياکان خود در برابر ناملايمات بردبار بود و تا جايي که مصلحت اسلام ايجاب مي کرد با دشمنان و ناسزاگويان و اهانت کنندگان با بردباري برخورد مي کردند.
در تاريخ نقل است بريحه عباسي که از سوي دستگاه خلافت، به سمت امام جماعت مکه و مدينه منصوب شده بود از امام هادي(ع) نزد متوکل شکايت کرد و براي او نوشت:« اگر خواهان حفظ مکه و مدينه هستي، علي بن محمد را از اين دو شهر بيرون کن. زيرا او مردم را به سوي خود خوانده و گروه زيادي از او پيروي کرده اند.
به دنبال اين شکايت، متوکل عباسي امام(ره) را از کنار حرم رسول خدا(ص) به سامرا تبعيد کرد. هنگامي که امام (ع)از مدينه به سمت سامرا در حرکت بود، بريحه نيز همراه ايشان بود. دربين راه بريحه به امام(ع) گفت: «تو خود مي داني که عامل تبعيد تو من بودم. سوگند مي خورم که چنانچه شکايت مرا نزد خليفه ببري، تمام درختانت را در مدينه آتش مي زنم، خدمتکارانت را مي کشم و چشمه هاي مزارعت را کور مي کنم. بدان که اين کارها را خواهم کرد»
امام(ع) در جواب فرمود:«نزديک ترين راه براي شکايت از تو اين بود که ديشب شکايت تو را نزد خدا بردم و من اين شکايت را که بر خدا عرضه کردم نزد غير او، از بندگانش نخواهم برد»
بريحه عباسي چون اين سخن را از امام(ع) شنيد، به دامن آن حضرت افتاد، تضرع کرد و از ايشان تقاضاي بخشش کرد. امام(ع) فرمود: تو را بخشيدم.[اثبات الوصيه، مسعودي، ص196]
۞ فروغی از دانش(زیارت جامعه)
یکی از آثار ماندگار وارزشمند امام‏هادی(ع) زیارت جامعه است که‏خود متقن‏ترین متن شناخت امامت راستین است. صحت صدور و ارزش‏سندی آن چنان است که مرحوم مجلسی می‏نویسد:
«انما بسطت الکلام فی‏شرح تلک الزیاره قلیلا و ان لم استوف حقهاحذرا من الاطاله لانها اصح‏الزیارات سندا و اعمها موردا و افصحهالفظا و ابلغها معنی و اعلاها شانا» اینکه درباره زیارت جامعه‏سخن اندکی به درازا کشید اگرچه حق آن را نیز ادا نکردم‏بدین خاطر است که این زیارت صحیح‏ترین آنهااز جهت‏سند وفراگیرترین آنها نسبت‏به ائمه‏علیهم السلام است و در مقایسه بادیگر زیارتها از فصاحت و بلاغت و منزلت‏بیشتری برخوردار است.
این زیارت را مرحوم صدوق در کتاب «من لایحضره الفقیه‏» و شیخ‏طوسی درکتاب «تهذیب الاحکام» از موسی بن عبدالله نخعی نقل‏می‏کنند.
۞ شیوه های رهبری
1- نفوذ در میان دولتمردان:
روش های حکیمانه و کمالات علمی، معنوی انسانی امام هادی علیه السلام سبب شد که آن بزرگوار در میان کارگزاران حکومت و دولتمردان عصر خویش محبوبیت خاصی پیدا کند.
مثلا هنگامی که هرثمه، آن حضرت را وارد بغداد کرد، اسحاق بن ابراهیم طاهری که والی بغداد بود به او گفت: تو متوکل را می شناسی (که چه قدر فرد خبیث و بدسرشتی است) اگر او را بر قتل این آقا تحریک کنی، امام را خواهد کشت و حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله در روز قیامت خصم تو خواهد بود و او گفت: «سوگند به خدا، جز نیکی از او ندیده ام.»[انوارالبهیه، ص 449]
2- پاسخ به پرسش های علمی:
یکی دیگر از شیوه های امام هادی علیه السلام در رهبری جامعه اسلامی پاسخ به پرسش های علمی و شرعی بود.
3- مبارزه با اندیشه های انحرافی.
4- احیای فرهنگ غدیر و امامت:
یکی دیگر از روش هایی که در سیره امام هادی علیه السلام مورد توجه بوده نشر معارف ائمه و فرهنگ اهل بیت علیه السلام در آن عصر ظلمانی می باشد. هنگامی که معتصم خلیفه عباسی حضرت هادی علیه السلام را در روز غدیر احضار نمود، آن حضرت در آن موقعیت حساس به زیارت جد بزرگوارش امام علی علیه السلام شتافته و بانوای ملکوتی و عبارات دلنشین خویش، فضائل و مناقب حضرت علی علیه السلام را بار دیگر در خاطره ها زنده کرد. محتوای این زیارت درباره فرهنگ غدیر و زندگی ارزشمند و باشکوه امیر مؤمنان علی علیه السلام است و محورهای مهمی در زیارت غدیر مورد توجه و تاکید امام هادی علیه السلام قرار گرفته است.
۞ اندرزهای درخشان از هادی امّت
1- تقیّه:
«لوْ قلتُ إِنَّ تارِکَ التقِیةِ کتارِکِ الصَّلوةِ لکنتُ صادِقا؛ اگر بگویم کسی که تقیّه را ترک کرده، مانند کسی است که نماز را ترک کرده، راست گفته‌ام.»
2- آدم بی شخصیّت:
«مَنْ هانتْ عَلیهِ نَفسُهُ فَلا تأمَنْ شَرَّهُ؛ کسی که خود را پست شمارد، از شرّ او در امان مباش.»
3- جایگاه حُسن ظنّ و سوء ظنّ:
«إِذا کانَ زَمانُ العَدلِ فیهِ أَغلَبَ مِنَ الجَورِ فَحَرامٌ أَنْ یَظُنَّ بأَحَد سُوءً حَتی یَعلَمَ ذلِکَ مِنهُ، وَ إِذا کانَ الجَورُ أَغلَبَ فیهِ مِنَ العَدلِ فَلَیسَ لاَحَد أَن یَظُنَّ بِأَحَد خَیرًا ما لَمْ یَعلَم ذلِکَ مِنهُ؛ هر گاه در زمانه ای عدل بیش از ظلم رایج باشد، بد گمانی به دیگری حرام است، مگر آن که - آدمی- بدی از کسی ببیند؛ و هر گاه در زمانه ای ظلم بیش از عدل باشد، تا وقتی که - آدمی- خیری از کسی نبیند، نباید به او خوشبین باشد.»
4- نتیجه جدال:
«أَلمِراءُ یُفسِدُ الصِّداقَةَ القَدیمَةَ وَ یُحَلِلُ العُقدَةَ الوَثیقَةَ وَ أَقَلُّ ما فیهِ أَنْ تکونَ فیهِالمُغالبَة وَ المُغالَبَة أُسُّ أَسبابِ القَطیعَةِ؛ جدال، دوستی قدیمی را تباه می‌کند و پیوندِ اعتماد را می‌گسلد و کمترین چیزی که در آن است غلبه بر دیگری است، که آن هم سبب جدایی می‌شود.»
5- خود خواهان مغضوب:
«مَن رَضِی عَنْ نفسِهِ کَثرَ السّاخِطونَ عَلَیهِ؛ هر که از خود راضی باشد، خشمگیران بر او زیاد خواهند بود.»
۞ جنايت هولناك
سرانجام توطئه دشمنان امام هادى‏(ع) به ثمر رسيد و امام را به دستور معتزّ مسموم کردند. ابو‌دعامه مى‏گويد:
«امام در بستر بيمارى بود و من براى عيادت نزد ايشان رفتم. هنگام بازگشت، فرمود: چون براى عيادت من آمدى، برگردن من حقّى پيدا كردى و رعايت حق تو بر من واجب است. او در بستر بيمارى آرميده بود و شيعيان به ديدار امام مى‏آمدند. آن حضرت به صورت كتبى و شفاهى، امام پس از خود را به آنان معرفى كرد تا پس از شهادت او، شيعيان دچار سرگردانى نشوند.» امام هادى‏(ع) در سوم رجب سال 254ق به شهادت رسيد.[منتهى الآمال، شيخ عباس قمى، ج 2، ص 688؛ بحارالانوار، ج 50، ص239]