شمعی که آب شد...(به مناسبت شهادت امام جواد علیه السلام)
132 بازدید
تاریخ ارائه : 10/9/2012 9:11:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

مصطفی سلیمانی

شمعی که آب شد...

مظلوم تر از جواد، بغداد نداشت                آن مظهر داد، تاب بیداد نداشت

    می خواست که فریاد کند تشنه لبم      از سوز عطش، طاقت فریاد نداشت

اشاره

امام جواد علیه السلام در رمضان سال 195، در مدینه و در دوران بحران سیاسیِ خلافت عباسی پا به عرصه وجود نهاد. در آن سال، میان مأمون و امین، فرزندان هارون الرشید، بر سر تصاحب خلافت درگیری بود. سرانجام این اختلاف، آثار خود را بر زندگی امام رضا علیه السلام و فرزندش امام جواد علیه السلام گذاشت و ایشان به طور ناخواسته مجبور به ترک مدینه شد.

دوران امامت
امام جواد علیه السلام در سال 203 هجری قمری پس از شهادت پدرش امام رضا علیه السلام، در سن هشت سالگی، به امامت رسید دوران هفده ساله امامت او با حکومت مأمون و معتصم، خلفای عباسی، همزمان بود.
 هنگامی که امام رضا علیه السلام به دعوت مامون از مدینه به توس رفت امام جواد علیه السلام که کودک بود، مانند دیگر افراد خانواده حضرت رضا علیه السلام در مدینه ماند و در سال 202 هجری قمری برای دیدار پدر به مرو رفت و سپس به مدینه بازگشت. از ویژگیهای بارز و شناخته شده امام، جود و بخشش آن بزرگواراست.

جود و احسان

معروف ترین لقب پیشوای نهم شیعیان، جواد است. آن رهبر فرزانه را به دلیل جود و عطای فراوانش، به این نام خوانده اند که برگرفته از نام های زیبای پروردگار است. نام جواد، یادآور جود و بخشش و احسان پروردگار متعالی است که در وجود مقدس حضرت امام محمدتقی علیه السلام تجسم یافته است و کرامت و احسان پدران بزرگوارش را در یادها زنده می کند. علی بن مهزیار می گوید: حضرت امام محمدتقی علیه السلام را دیدم که نماز واجب و غیرواجب خود را در قبایی خز به جا می آورد و به من هم قبای خز دیگری بخشید و فرمود: «این لباس را تنها در موقع انجام نماز پوشیده ام؛ تو نیز آن را هنگام نماز خواندن بپوش».

در برابر خلیفه

امام جواد علیه السلام با تمامی محدودیت های موجود از سوی دستگاه خلافت، از راه انتخاب وکیلان و نمایندگان، ارتباط خود را با شیعیان حفظ می کرد. حضرت به سراسر قلمرو حکومت اسلامی، کارگزارانی می فرستاد و با فعالیت های سیاسی گسترده، از تجزبه نیروهای شیعه جلوگیری می کرد. از جمله اینکه ایشان به وکیلان خود اجازه می داد به دورن دستگاه خلافت نفوذ کنند و پُست های حساس حکومتی را در دست گیرند. برخی از کارگزاران حضرت نیز به عنوان حاکم شهرها منصوب شده بودند و همه امور را با دقت تحت نظر داشتند.

خبر دادن پدر از شهادت فرزند

همان گونه که معروف و مشهور است، امام رضا علیه السلام در آغاز زندگى مشترک زناشویى خویش داراى فرزندى نشده بود، این موضوع موجب گفتگوهایى میان دوستان و دشمنان گردیده بود، از این رو کلثم فرزند عمران به امام رضا علیه السلام گفت: اى فرزند رسول خدا! دعا کنید خداوند به شما فرزندى عطا کند!

امام رضا علیه السلام فرمود: همانا خداوند فرزندى به من عطا مى کند، که او وارث من خواهد بود؛ اما غاصبان و ظالمان او را مى کشند و به شهادت مى رسانند، پس در آن هنگام اهل آسمان بر او گریه خواهند کرد.[عیون المعجزات: 121]

راز شهادت

شهادت آن بزرگوار پايانى است ‏بر تلاشهاى چشمگير و پر فروغش ‏تلاشهايى كه خلفاى بنى عباس و دشمنانش را آنچنان غافلگير نمودكه نتوانستند آن حضرت را تحمل نمايند و بدين جهت در صدد شهادت‏ آن حضرت بر آمدند.‏ به سه عامل که موجب‏ شهادت آن حضرت شد مى‏پردازيم:

1. تقواى الهى و عدم همراهى با فساد دربار:

مى‏دانيم كه يكى از القاب آن حضرت «تقى‏» است و اين به خاطر جلوه و ظهور خاصى است كه تقواى الهى آن امام همام در اجتماع ‏آن روز نموده و جهانى از پاكى و عفاف و تقوا را فرا راه ‏ديدگان قرار داده بود و الا تمامى معصومين بر خوردار از صفت‏ تقوا و عصمت الهى هستند. چنانكه همه «صادق‏» راستگو و«كاظم‏» فرو برنده خشم و «زين العابدين‏» زيباترين روح ‏پرستنده‏ هستند.
اما فرهنگ القاب معصومين ريشه ‏اى اجتماعى وبرخاسته از عنايت الهى دارد كه لقب «تقى‏» نيز از اين مقوله‏ است.
نگاهى به شرايط اجتماعى آن بزرگوار و وضعيت درباريان ما را بدين نكته رهنمون مى‏كند كه دشمن تلاشى پيگير داشت تا به‏ گمان خود آن حضرت را با عياشي ها و فساد دربار براى يك بار هم ‏كه شده است آلوده كند و در نتيجه آن حضرت را از چشم شيعيان وطرفدارانش كه او را به خاطر پاكى و طهارت الهى‏ اش مى ستودند ساقط كند و حتى مامون براى كشاندن آن حضرت به بزم دربار دخترش ام الفضل را به عقد آن حضرت در آورد و در اين جهت دستور لازم را نيز صادر كرد. اما راه بجايى نبرد و پاكى و تقواى ‏امامت ‏بر انديشه باطل مامونى پيروز گشت و نورانيتى مضاعف‏ يافت.

2. برترى دانش و تفوق علمى:

دومين عامل شهادت امام جواد(ع) را مى‏توان حضور قوى و كار آمد حضرت در صحنه ‏هاى علمى و برترى دانش آن حضرت بر شمرد زيرا كه ‏اين امر ناتوانى خليفه را در مقابل امام جواد(ع) كه بسيارى ‏خلافت را حق آنان مى‏دانستند به نمايش مى‏گذاشت. و ضعف بنيه علمى ‏دانشمندان دربارى را هر چه بيشتر آشكار مى‏ساخت.

3. بزرگداشت نهضت هاى شيعى:

حسين بن على مشهور به شهيد فخ نواده حضرت مجتبى(ع) در زمان‏ي كه از خلفاى بنى عباس به نام هادى عباسى قيام كرد. ياد و نام ‏او سندى بر محكوميت‏ بنى عباس تلقى مى‏ شد و حماسه نهضت هاى شيعى‏ عليه خلفاى عباسى را در خاطره‏ ها تجديد مي نمود.
در حمايت ازاين شهيد انقلابى روايتى نيز از امام جواد(ع) مى‏خوانيم: «پس ‏از فاجعه كربلا هيچ فاجعه‏اى براى ما بزرگتر از فاجعه فخ نبوده‏است.»

در اين راستاست كه معتصم پس از اين كه از مردم بيعت ‏براى ‏خود گرفت جوياى حال امام جواد(ع) شد و دستور داد كه امام ‏جواد(ع) و همسرش ام الفضل را به بغداد فرا خوانند. زيرا كه ‏حضور و نام و ياد آن بزرگوار حماسه جهاد و پرچم آزادگى و عزت‏ ايمان است و جلوه امامت و وصايتش مهر باطلى است‏ بر خلافت هاى ‏باطل بنى عباس.