پاکیزه گوهر صدف اعتبار قم
144 بازدید
تاریخ ارائه : 9/13/2012 4:46:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

پاكيزه گوهر صدف اعتبار قم

(به مناسبت تولد حضرت معصومه علیهاالسلام)

نویسنده: مصطفی سلیمانی

ولادت حضرت معصومه(س):

حضرت فاطمه معصومه(ع) در اوّلین روز ماه ذى القعده سال 173 هـ ق، 25 سال بعد از تولد حضرت امام رضا(ع) در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود.

از میان فرزندان بزرگوار حضرت امام موسى بن جعفر(ع)، دو فرزند ایشان یعنى حضرت امام على بن موسى الرضا(ع) و حضرت فاطمه کبری(ع) ملقّب به معصومه، از ویژگی های خاص برخوردار بوده اند تا  ادامه دهنده خطّ امامت بعد از پدر باشند.

آن حضرت به همراه امام رضا(ع) هر دو در دامان پاک یک مادر بزرگوار به نام حضرت نجمه خاتون(س) که از مهاجران مغرب بود، رشد و پرورش یافته اند. این در حالى است که پدر بزرگوارشان پیوسته در زندان هارون الرشید بسر مى بردند و سرانجام در همان زندان، هنگامى که حضرت معصومه(س) در سن ده سالگى بود، به شهادت رسیدند و از آن زمان به بعد حضرت معصومه(س) تحت مراقبت برادرش امام رضا (ع) قرار گرفت.

راز ورود حضرت معصومه(س) به شهر قم:

در تاریخ آمده است که مأمون عباسی در سال دویست هجری قمری حضرت امام رضا علیه السلام را از مدینه به مرو طلبید و آن حضرت به دنبال این جریان از مدینه به سوی مرو آمدند. خواهر آن حضرت فاطمه معصومه در سال دویست و یک به خاطر اشتیاق ملاقات برادرش از مدینه به جانب مرو حرکت کرد و چون به ساوه رسید بیمار شد. در این هنگام پرسش کرد که از اینجا تا قم چه مقدار مسافت است؟ ده فرسخ. حضرت خادم خود را فرمود که مرا به جانب قم ببر و بدین ترتیب خادم، حضرت معصومه را به قم آورده و در منزل موسی بن خزرج فرود آورد.(1) چرا حضرت درخواست کردند تا ایشان را با وجود کسالت شدید به قم ببرند؟ چه رازی در این مطلب نهفته است؟ مگر قم چه ویژگی هایی داشت؟ ایشان از اباء و اجدادشان در فضیلت قم چه شنیده بودند؟

می توان چند علت را برشمرد که ایشان را بطرف شهر قم کشاند: برخی از این علل مربوط به خود قم و خصوصیات خاص این خاک است و یک علت هم مربوط به شخصیت بی نظیر دخت موسی بن جعفر است.

الف. اهل قم:

اهل قم از زبان معصومین مدح و تعریف بسیار شده بودند. کشی رجالی بزرگ نقل کرده که حماد ناب گفته است: ما با گروهی در خدمت حضرت صادق علیه السلام بودیم که ناگهان عمران بن عبدالله قمی وارد شد. حضرت از او حالپرسی کرده و به او محبت نمودند و اظهار سرور و شادمانی فرمودند. وقتی که برخاست، به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: این که بود که اینگونه به او محبت فرمودید؟ امام در پاسخ گفتند:«من اهل البیت النجبا - ما ارادهم جبار من الجباره الّا قصمه الله.[رجال کشی، جزء اول، ص333] او از اهل بیت و خاندان نجباء نی باشد، یعنی اهل قم، که هیچ ستمگری آهنگ هلاک آنان نکرد مگر اینکه خداوند او را در هم شکست و خرد گردانید.[بانوی ملکوت، آیت الله کریمی جهرمی، صص17 و 18]

ب. زمین قم:

ابو مقاتل دیلمی می گوید: از حضرت علی بن محمد امام هادی علیه السلام شنیدم که می فرمود: إنما سمی قم به لأنه لمّا وصلت السفینة الیه فی طوفان نوح قامت و هو قطعة من بیت المقدس.[بحارالانوار، مجلسی، ج 57، ص213] همانا قم به این اسم نامیده شد زیرا چون کشتی نوح علیه السلام در جریان توفان بدانجا رسید، ایستاد و حرکت نکرد و آن قطعه ای از بیت المقدس است. از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: «إذا عمّت البلدان الفتن فعلیکم بقم و حوالیها فإنّ البلاء مدفوع عنها»[بانوی ملکوت، آیت الله کریمی جهرمی، ص 21] هنگامی که فتنه ها و آشوبها شهرها را فرا گرفت بر شما باد که به قم و حوالی و نواحی آن رو بیاورید زیرا که بلا از قم و اطراف و جوانب آن دفع شده است.

 

شفاعت حضرت معصومه(س):

در برخي از روايات وارده، به شفيع بودن آن حضرت، تصريح شده است، مانند روايات زير:

امام رضا(ع) به «سعد اشعري» فرمود: اي سعد چون به نزد آن حضرت(قبر فاطمه معصومه«س») رفتي رو به قبله بايست؛ سي و چهار مرتبه الله اكبر، سي و سه مرتبه سبحان الله، سي و سه مرتبه الحمدللّه بگو، آن گاه بگو...»

«اتقرّب الي اللّه بحبّكم والبرائة من أعدائكم والتسليم الي الله... يا فاطمة اشفعي لي في الجنّة فانّ لك عنداللّه شأنا من الشأن.»[بحارالانوار، ج102، ص266]

در اين زيارت نامه كه امام رضا(ع) به سعد توصيه مي‏كند ابتدا با شفاعت خواستن عملي زائر رو به رو هستيم. زائر با استفاده از ابراز دوست داشتن اهل بيت و دشمني با دشمنان آن‏ها و تسليم به خدا، خود را با آنان همرنگ و همراه مي‏سازد و همگام نشان مي‏دهد و بعد اعلام مي‏كند به وسيله اين اعمال نسبت به شما، مي‏خواهم به خدا نزديك شوم.

آنگاه به طور ويژه از فاطمه معصومه(س) نزد خدا شفاعت مي‏خواهد و در مرحله سوم دليل اين كه اين بانو را براي شفاعت برگزيده بيان مي‏دارد: «فانّ لك عندالله شأنا من الشأن» زيرا تو نزد خدا منزلت والايي داري.

2ـ امام صادق(ع) فرمود: «ألا انّ للّه تعالي حرما و هو مكة، الا انّ لِرسول اللّه حرما و هو المدينة؛ ألا انّ لاميرالمؤمنين حرما و هوالكوفة؛ ألا انّ حرمي و حرم ولدي بعدي قم؛ الا اِنَّ قم كوفتنا الصغيرة، ألا اِنّ للجنة ثمانية أبواب، ثلاث منها الي قم، تقبض فيها امرأةً هي من ولدي و اسمها فاطمة بنت موسي بن جعفر، تدخل بشفاعتها شيعتنا الجنة باجمعهم.»[جامع احاديث الشيعه، ج12، ص617]

بدانيد كه براي خداوند متعال حرمي است و آن مكه است، بدانيد براي رسول خدا حرمي است و آن مدينه است، بدانيد اميرمؤمنان حرمي دارد كه كوفه است؛ بدانيد حرم من و حرم فرزندان بعد من قم است. بدانيد قم كوفه كوچك ما است؛ بدانيد بهشت هشت در دارد كه سه در آن به سوي قم است بانويي از فرزندانم كه اسمش فاطمه دختر موسي بن جعفر است در آن وفات مي‏يابد به وسيله شفاعت او همه شيعيان ما وارد بهشت مي‏شوند.

گروه دوم يا مؤيد اين مقام، مربوط به رواياتي است كه بهشت را در مقابل زيارت فاطمه معصومه(س) معيّن كرده‏اند مانند اين روايات: شيخ صدوق با سند صحيح از امام رضا(ع) نقل كرده است كه: «من زارها فله الجنّة»[عيون اخبار الرضا، ج2، ص271، ثواب الاعمال، ص98] هر كس او را زيارت كند، بهشت براي اوست.

محمد بن قولويه در كامل الزيارات از امام جواد(ع) نقل كرد: «من زار عمّتي بقم فله الجنّة»[كامل الزيارات، ص324] هر كسي عمه‏ام را در قم زيارت كند، بهشت براي اوست.

علامه مجلسي از امام رضا(ع) نقل مي‏كند: «من زارها عارفا بحقها فله الجنّة»[بحارالانوار، ج102، ص265؛ جامع احاديث الشيعه، ج12، ص617] هر كس زيارت كند او را در حالي كه عارف به حق او باشد، پس بهشت براي اوست.

نقل است: روزي «حاج شيخ عباس قمي» در تيمچه بزرگ قم به مناسبت ايام فاطميه به منبر رفته بود، گفت: يك شب ميرزاي قمي ـ صاحب قوانين ـ را در عالم رؤيا ديدم، پرسيدم: آيا شفاعت اهل قم به دست حضرت معصومه(س) است؟ ميرزاي قمي با قيافه شگفت زده‏اي به من نگاه كرد و فرمود: «شفاعت اهل قم با من است.» شفاعت عالَم با حضرت معصومه(س) است. البته همان گونه كه پيداست، تأييد و تقويت اين گونه مطالب در سايه روايات و نصوص قابل پذيرش است كه در اين زمينه رواياتي كه خوانديم مؤيّدي كافي به شمار مي‏روند.

اطلاق «معصومه» بر فاطمه دختر موسی بن جعفر(ع):

نام حضرت معصومه، فاطمه است. در کتاب های روایی و تاریخی نیز، از آن حضرت با عنوان فاطمه بنت موسى بن جعفر(ع) یاد شده است،[شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا(ع)، ج ‏2، ص 267] امّا صدها سال است که آن حضرت با این لقب مشهور هستند،[بحار الانوار، ج 106، ص 168] و این لقب نزد ایرانیان تبدیل به اسم برای ایشان شده است.

حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود[شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص 132] نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعده بهشت داده شده است.[وسائل‏الشیعة، ج 14، ص 576، ح 94]

لازم به ذکر است که عصمت امر نسبی است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است،[وسائل الشیعة، ج 14، ص 576، ح 19850] می توان مرتبه ای از عصمت – نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود.

 

حضرت معصومه سلام الله علیها در خاندانى كه سرچشمه علم و تقوا و فضایل اخلاقى بودند، نشو و نما یافت. پس از آن كه پدر بزرگوار آن بانوى گرامى به شهادت رسید، فرزند ارجمند آن امام یعنى حضرت رضا علیه السلام عهده‌دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نیز متكفل گردید. در اثر توجهات زیاد آن حضرت هر یك از فرزندان امام كاظم علیه السلام به مقامى شامخ دست یافتند و زبانزد عام و خاص گشتند. ابن صباغ مالكى در این باره گوید: "هر یك از فرزندان ابى الحسن موسى معروف به كاظم فضیلتى مشهور دارد."[الفصول المهمه، ص 240] نیز اربلى در این زمینه مى‌نویسد: "براى هر یك از فرزندان ابى الحسن موسى علیه السلام فضیلت و منقبتى معروف وجود دارد."[كشف الغمه، ج 3، ص 30]

آنچه مسلم است این كه در میان فرزندان امام كاظم علیه السلام بعد از حضرت رضا علیه السلام، حضرت معصومه سلام الله علیها از نظر علمى و اخلاقى، والا مقام‌ترین آنان است. این حقیقت از اسامى و القاب و تعریف‌ها و توصیفاتى كه ائمه اطهار علیهم السلام از وى نموده‌اند، هویداست. و با توجه به این حقیقت كه ارتباط تنگاتنگ و غیر قابل انفكاكى میان تهذیب نفس و طى مدارج اخلاقى و عرفانى و حصول علوم اصیل الهى و حكمت وجود دارد، مى‌توان به رتبه و مقام علمى غیرقابل توصیف حضرت معصومه سلام الله علیها پى برد و به این نكته واقف گشت كه ایشان نیز چون حضرت زینب سلام الله علیها عالمه غیر معلمه بود.

آنچه سخن فوق را تایید مى‌كند، روایت صالح بن عرندس حلى، عالم بزرگوار شیعى قرن نهم در كتاب "كشف اللئالى"[مهدى پور، كریمه اهل بیت، متن و پاورقى ص 62] است. وى گوید: روزى جمعى از شیعیان به قصد دیدار حضرت موسى بن جعفر علیه‌السلام و پرسیدن سوالاتى از ایشان به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام كاظم علیه السلام در مسافرت بود، سوالات خود را به حضرت معصومه كه در آن هنگام كودكى خردسال بیش نبود، تحویل دادند. فرداى آن روز براى بار دیگر به منزل امام شرف حضور پیدا كردند، لیكن هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. چون ناگزیر به بازگشت بودند، مسائل خود را مطالبه نمودند تا در مسافرت بعدى خدمت امام برسند. غافل از این كه حضرت معصومه جواب پرسش‌ها را نگاشته است. وقتى پاسخ‌ها را ملاحظه كردند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزارى فراوان شهر مدینه را ترك گفتند. از قضاى روزگار در بین راه با امام موسى بن جعفر علیه السلام مواجه شده، ماجراى خویش را باز گفتند. چون امام پاسخ سوالات را مطالعه كرد، سه بار فرمود: "فداها ابوها"[كریمه اهل‌بیت، ص 64 و 63]؛ پدرش فدایش.

توسل علما به حضرت معصومه(س):

حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده الحرام سال 173 هـ.ق در مدينه متولد شد، با تولد او نه تنها نور وجودش، خانه امام کاظم (ع) را روشن و منور کرد، بلکه در شعاع نورانيتش، ستارگان آسمان علم و فقاهت و تقوا در طول قرون متمادي در کنار مضجع منورش استضائه و کسب فيض نموده و مي­نمايند و آنان نيز در پرتو نورافشاني آينه­دار جمال حق و مظهر نورالسموات والارض، با گشودن دريچه­هاي نور در ظل عنايات کريمه اهل بيت (ع)، ظلمت گريزان و جستجوگران نور و هدايت را بي­بهره نمي گذارند و با توسل و آستان­بوسي دخت باب الحوائج و عرض ارادت و اخلاص، از عنايات آن بزرگوار بي­نصيب نمانده و از اين رهگذر مشکلات بزرگ علمي و غيرعلمي خود و ديگران را حل نموده و مي­نمايند که در ذيل به نمونه­هايي از آن اشاره مي­شود:

صدرالمتالهين شيرازي(ره)

جناب ملاصدرا، از علماي رباني و حکماي متاله قرن يازدهم هـ. ق (1050 هـ.ق، متوفي در بصره) است. او صاحب تأليفات کم نظيري چون: «اسفار اربعه»، «شرح اصول کافي»، «شرح الهدايه» و «شرح حکمة الاشراق» است. وي مدتي از عمر شريف خود را در کهک قم سپري نمود و مشغول تأليف بعضي از کتاب­هاي خود، چون «اسفار اربعه» بود. هر وقت برايش مشکل علمي يا مطلب مبهمي پيش مي­آمد، به قم آمده، به حرم مطهر حضرت معصومه عليهاالسلام مشرف مي­شد و با توسل و استمداد از آن حضرت، مشکل علمي­اش را حل مي­کرد. فوائدالرضويه/ص 380

چنانکه مرحوم ميرزا علي­اکبر حکمي يزدي در حاشيه کتاب «اسفار اربعه»، در بحث «اتحاد عاقل به معقول» از قول مرحوم صدرالمتالهين نقل مي­کند: يکي از مواردي که با توسل به حضرت معصومه عليهاالسلام مشکل علميش حل شد، بحث اتحاد عاقل به معقول بوده است.[اتحاد عاقل به معقول، ص 108]

علامه طباطبايي(ره)

مرحوم علامه سيد محمدحسين طباطبايي، صاحب تفسير «الميزان» نهايت ارادت و تواضع را نسبت به حضرت معصومه عليهاالسلام ابراز مي­نمود. استاد شهيد مطهري، هرگاه نام مرحوم علامه طباطبايي را مي­برد با جمله «روحي له الفدا» به زبان مي­آورد. شخصي از استاد مطهري پرسيد دليل اين همه تجليل و احترام شما به علامه طباطبايي چيست؟ در پاسخ فرمود: من فيلسوف و عارف بسيار ديده­ام، اما احترام من به علامه طباطبايي به خاطر فيلسوف بودن ايشان نمي­باشد، بلکه از اين جهت است که او عاشق و دلباخته اهل بيت عليهم السلام است.

علامه طباطبايي در ماه رمضان روزه خود را با بوسه بر ضريح مقدس حضرت معصومه عليهاالسلام افطار مي­کرد. آري مرحوم علامه طباطبايي علي­رغم بعد مسافت و کهولت سن، ابتدا پياده از منزل به حرم مطهر مشرف مي­شد، ضريح مقدس حضرت معصومه (ع) را مي­بوسيد، سپس به خانه برمي­گشت و افطار مي­کرد يا غذا مي­خورد.[مجله پيام انقلاب، شماره123]

در همين رابطه ذکر اين نکته خالي از فايده نيست که اشاره شود: از جمله نعمت­هايي که خداوند به مرحوم علامه طباطبايي عنايت فرمود، وجود همسري مهربان و فداکار بود که او را تا رتبه علامه شدن و تأليف کتاب گرانسنگ تفسيرالميزان همراهي نمود. وقتي همسر علامه به ديار باقي شتافت، همگان ديدند که حضرت علامه در فراق او بسيار بي­تاب بود. کساني در مقام سوال برآمدند و پرسيدند: جناب استاد شما که يقين داريد مرگ حق است پس چرا اينقدر بي­تابي مي­کنيد؟ فرمود: شما چه مي­دانيد همسر من که بود؟ ما وقتي به زيارت خانم فاطمه معصومه سلام ا... عليها مشرف مي­شديم حاجيه خانم که سلام مي­کرد، جواب سلام را مي­شنيديم...[هفته نامه شما، شماره 342]

امام خميني(ره)

معمار بزرگ انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني(قدس سره) آنگاه که در قم ساکن بودند و يا هر گاه که به قم مي­آمدند، با نهايت حضوع و تواضع نسبت به ساحت مقدس حضرت معصومه عليهاالسلام در کنار ضريح آن بزرگوار حاضر مي­شدند و متواضعانه به او متوسل مي­گشتند و با اشتياقي ويژه ضريح مطهر آن بزرگوار را مي­بوسيدند. امام خميني(ره) مقام آن حضرت را آن قدر ارجمند مي­دانست که در يک قصيده­اي نسبتاً طولاني، شامل 44 بيت، حضرت معصومه عليهاالسلام را با حضرت زهرا عليهاالسلام مقايسه کرده و هر دو را به دليل شباهت­هاي متعدد اين دو برگزيده الهي، مورد تکريم و ستايش قرار داده است.